عملیات الخلیل در حالی رخ داد که نتانیاهو در نظرسنجیها در موقعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد و اردوگاه مخالف او با حدود ۵۴ کرسی در مقابل ۴۸ کرسی پیشتاز است. حزب لیکود نیز از حزب میانهرو «راست» به رهبری آیزنکوت، فرمانده سابق ستاد کل، عقبتر است. در چنین شرایطی، نتانیاهو با لغو برنامههای انتخاباتی خود و سفر به محل حمله، تلاش کرد به جای یک نامزد درگیر رقابت سیاسی، در قامت یک فرمانده ظاهر شود که مسئولیت مقابله با تهدیدها را برعهده دارد. او بلافاصله از اجرای عملیات گسترده در الخلیل خبر داد و اعلام کرد که نیروهای ارتش این منطقه را خانهبهخانه بازرسی خواهند کرد، ساکنان برخی مناطق تخلیه میشوند و سلاحها ضبط خواهند شد. متعاقب این دستور، ارتش رژیم صهیونیستی روز شنبه اعلام کرد که جستجوی گسترده و متمرکز برای یافتن سلاح و بازجویی از ساکنان الخلیل را آغاز کرده و همزمان دهها فلسطینی را مجبور به تخلیه خانههای خود کرده است. این واکنش سختگیرانه، در واقع تلاشی برای تغییر گفتمان انتخابات از بحث درباره عملکرد دولت به سمت ضرورت مقابله با تهدیدات امنیتی است.
با این حال، عملیات الخلیل برای نتانیاهو صرفاً یک فرصت نیست، بلکه خطر آشکارشدن ضعفهای دولت او را نیز در خود دارد. نقطه آسیبپذیر نتانیاهو در همین مسئله نهفته است، زیرا او نمیتواند از یکسو تأمین امنیت را مهمترین دستاورد و مسئولیت دولت خود معرفی کند و از سوی دیگر، از پیامدهای سیاسی حملهای که در دوران زمامداریاش رخ داده شانه خالی کند. مخالفان میتوانند با زیر سؤال بردن عملکرد دولت، شکاف میان وعدههای امنیتی و واقعیتهای میدانی را برجسته سازند. تداوم حملات همچنین میتواند این برداشت را در افکار عمومی تقویت کند که سیاستهای امنیتی نتانیاهو با وجود تأکید مداوم بر رویکردهای سختگیرانه نتوانستهاند مانع تکرار حملات شوند. نزار نزال، تحلیلگر و کارشناس امور رژیم صهیونیستی، در این خصوص به المیادین گفت: «نتانیاهو در پی آن بود که از عملیات الخلیل برای توجیه یک تهاجم گسترده به کرانه باختری و فروپاشی تشکیلات خودگردان بهرهبرداری کند، اما نتایج آن، شانس انتخاباتی او را تهدید میکند و ممکن است او را از صحنه سیاسی خارج کند.»
در نهایت، رقبای نتانیاهو میتوانند با انتقاد از عملکرد دولت در پیشگیری از حملات استدلال کنند که قاطعیت نظامی تنها در واکنش پس از وقوع حمله خلاصه نمیشود، بلکه باید در توانایی شناسایی تهدید و جلوگیری از وقوع آنها نیز نمود پیدا کند. مقامات ارتش گفتهاند که پیش از عملیات الخلیل هیچ هشدار امنیتی دریافت نکرده بودند؛ این در حالی است که نتانیاهو هر روز ادعا میکند اطلاعات دقیقی دارد که نشان میدهد ایران برای حمله به سرزمینهای اشغالی آماده میشود، اما از تحولاتی که بیخ گوش خود در کرانه باختری رخ میدهد بیخبر است. بنابراین، اگر نتانیاهو بر آگاهی از اطلاعات دقیق درباره تهدیدهای خارجی تأکید میکند، وقوع حملهای در داخل سرزمینهای تحت کنترل رژیم صهیونیستی میتواند زمینهساز انتقاداتی درباره ارزیابی تهدیدات و کارآمدی دولت در اجرای سازوکارهای پیشگیری از حملات شود. نظرسنجیهای منتشرشده همزمان با عملیات الخلیل نشان میدهد که تلاشهای دقیقه نودی نتانیاهو برای نمایش رهبری قاطع و توانایی خنثیسازی تهدیدات نتوانسته فضای انتخاباتی را به سود او تغییر دهد و رقبایش همچنان دست بالا را دارند؛ موضوعی که نشان میدهد عملیات الخلیل به یک «شمشیر دولبه» تبدیل شده که ممکن است در کوتاهمدت به تقویت تصویر رهبری قاطع کمک کند، اما در بلندمدت به تضعیف جایگاه او منجر شود.