به اشتراک بگذارید

از تشدید فشار تا انتظار فروپاشی؛ چرا هیچ‌یک از گزینه‌های ترامپ تضمینی برای موفقیت ندارد؟

اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در گفت‌وگو با دو تحلیلگر ارشد پیشین سیا و شورای امنیت ملی این کشور، ضمن بررسی سه گزینه پیش‌روی ترامپ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای (تشدید اقدامات، مذاکره یا حفظ وضع موجود)، تأکید کرد که هر سه گزینه دارای معایب جدی و احتمال موفقیت مبهمی هستند و این پرسش بنیادین را مطرح کرد که آیا آمریکا اساساً می‌تواند با جمهوری اسلامی ایران همزیستی کند.

از تشدید فشار تا انتظار فروپاشی؛ چرا هیچ‌یک از گزینه‌های ترامپ تضمینی برای موفقیت ندارد؟

آیا آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای به ایران حمله خواهد کرد؟

جمع‌بندی گفت‌وگو با «کول بیوسی» (تحلیلگر پیشین CIA و مدیر سابق امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا) و «نِیت سوانسون» (مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک، مدیر سابق امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا و عضو تیم مذاکره‌کننده ترامپ با ایران در سال گذشته)

ترامپ پس از نزدیک به نه ماه جنگ با ایران سه گزینه اساسی دارد: تشدید اقدامات، مذاکره یا انتظار به امید آینده.

نخست، او می‌تواند به ارتش آمریکا دستور دهد حملات به ایران را از سر بگیرد و فشار اقتصادی بر حکومت این کشور را افزایش دهد. هدف می‌تواند وادار کردن حکومت به فروپاشی یا مجبور کردن آن به پذیرش شروط آمریکا باشد. دوم، ترامپ می‌تواند تلاش‌های دیپلماتیک و مذاکراتی را دوچندان کند و شاید از تهدید به ازسرگیری حملات نظامی آمریکا به‌عنوان اهرمی برای وادار کردن ایران به دادن امتیاز استفاده کند. سوم، ترامپ می‌تواند به امید اینکه حکومت ایران به‌مرور زمان در برابر خواسته‌های آمریکا تسلیم شود یا شاید در نتیجه‌ی افزایش ناآرامی‌های عمومی در داخل ایران فروبپاشد، وضع موجود را حفظ کند.

اما هر سه گزینه معایب قابل‌توجهی دارند و احتمال موفقیت آن‌ها نیز محل تردید است.

ازسرگیری درگیری‌ها با دو پرسش فوری مواجه است. نخست، چرا دور دیگری از حملات باید موفق شود، درحالی‌که عملیات «خشم حماسی» نتوانست حکومت ایران را سرنگون کند یا آن را به تسلیم وادارد؟ دوم، آیا آمریکا می‌تواند مانع حمله ایران به همسایگان خود در خلیج فارس، به‌ویژه زیرساخت‌های انرژی آن‌ها، شود؟ خطری که ترامپ با آن روبه‌روست این است که حکومت ایران باز باقی بماند، درحالی‌که با اختلال در تولید نفت و گاز در خلیج فارس موجب جهش قیمت انرژی شود و بالقوه رکودی جهانی را رقم بزند.

تلاش برای افزایش فشار اقتصادی بر تهران از طریق تحریم چین، به خاطر فراهم کردن راه تنفس اقتصادی برای ایران، با خطری مشابه همراه است. اسکات بسنت (وزیر خزانه‌داری آمریکا) در ماه اوت گفت که هدف قرار دادن شرکت‌های چینی می‌تواند «نظام مالی جهانی را منفجر کند.»

ایران هیچ علاقه‌ای به مذاکره بر اساس شروطی که برای آمریکا قابل‌قبول باشد نشان نداده است و ممکن است بر موضع خود بیش از پیش پافشاری کند. تهران حتی ممکن است بر این باور باشد که پیروزی چشمگیر دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای، ترامپ را تضعیف و موضع خود ایران را در مذاکرات تقویت خواهد کرد. در همین حال، ایران از فرصتی که مذاکرات در اختیارش قرار می‌دهد برای بازسازی توان نظامی خود و تقویت ظرفیت حمله به شرکای آمریکا در منطقه استفاده خواهد کرد.

در نهایت، حفظ وضع موجود ممکن است جذاب‌ترین گزینه باشد، اما تداوم آن دشوار است. عملیات «طرد اقتصادی» فشار آمریکا بر اقتصاد ایران را تشدید کرده اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که این فشارها در حال برانگیختن جنبشی مردمی در ایران باشد.

به همین ترتیب، محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران از طریق تنگه هرمز را متوقف کرده، اما این موفقیت به کاهش قابل‌توجه قیمت جهانی انرژی منجر نشده است؛ بخشی از این مسئله به هزینه بالای بیمه نفتکش‌هایی مربوط می‌شود که از تنگه عبور می‌کنند. این محاصره همچنین فشار زیادی بر ارتش آمریکا وارد می‌کند.

در نهایت، اینکه کدام گزینه منطقی‌تر است، به پاسخ یک پرسش اساسی بستگی دارد: آیا آمریکا می‌تواند با جمهوری اسلامی همزیستی کند؟ باید راهی پیدا کنیم تا به آنچه نیاز داریم و می‌خواهیم دست یابیم و آن‌ها را وادار کنیم دست از شلیک به کشتی‌ها بردارند.


📰 [Council on Foreign Relations](https://www.cfr.org/articles/will-the-united-states-attack-iran-after-the-midterms)

🗓️ October 23, 2026

🌍 @DrHashemzadegan

پربازدیدترین