انتقال تمرکز آمریکا از فروش تسلیحات متعارف به استقرار زیرساختهای فناورانه در خلیج فارس، نشاندهنده درک واشینگتن از ماهیت نبردهای آینده است. پروژههایی نظیر ابررایانههای «کاندور گلکسی» در امارات با توان پردازشی ۳۶ اگزافلاپس و خوشههای عظیم «HUMAIN» در عربستان با بیش از ۶۰۰ هزار پردازنده گرافیکی، در واقع تلاش برای ایجاد یک سیستم دفاع فدرال و بازدارندگی چنددامنهای در برابر قدرتهای منطقهای است. این زیرساختها نهتنها برای آموزش مدلهای زبانی بزرگ، بلکه برای پردازش دادههای نظامی، شبیهسازیهای دفاعی و مدیریت شهرهای هوشمند کاربرد دارند و پیمانهای ژئواستراتژیک نظیر «Pax Silica» نیز با هدف کنترل زنجیره تأمین نیمههادیها و جلوگیری از نفوذ چین در این زیرساختها طراحی شدهاند. با این حال، این تمرکز بیسابقه بر داراییهای سایبری-فیزیکی، خود یک تناقض راهبردی ایجاد کرده است: هرچه این شبکهها متمرکزتر و پیچیدهتر شوند، به همان نسبت در برابر تهدیدات نامتقارن شکنندهتر میشوند.
یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیری این معماری، وابستگی مطلق به حسگرهای ثابت و متمرکز است. رادارهای AN/TPY-2 و رادار غولپیکر AN/FPS-132 در قطر، ستون فقرات سیستمهای پدافندی نظیر THAAD محسوب میشوند؛ اما این تجهیزات به دلیل تحرک پایین و نیاز به ژنراتورهای عظیم، اهدافی با اولویت بالا برای موشکهای بالستیک و انبوه پهپادهای انتحاری هستند. گزارشهای مربوط به خسارات وارد شده به این رادارها در جریان درگیریهای اخیر نشان میدهد که سیستمهای «دفاع بینقص و گرانقیمت» در مواجهه با تاکتیکهای اشباعسازی با پهپادهای ارزانقیمت دچار فروپاشی ساختاری میشوند. جایگزینی یک رادار FPS-132 نیازمند هشت سال زمان و سرمایهگذاری ۱.۱ میلیارد دلاری است؛ بنابراین، انهدام آن به معنای «کوری استراتژیک» بلندمدت کل شبکه هشدار زودهنگام در منطقه خواهد بود و مفهوم دفاع یکپارچه را به نبردی جزیرهای و مستقل تبدیل میکند.
بُعد دیگر آسیبپذیری، به شریانهای ارتباطی و زیرساختهای فیزیکی در دریا بازمیگردد. ناوگان خودمختار نیروی ویژه ۵۹ و کابلهای زیردریایی، اگرچه پوشش اطلاعاتی بینظیری ایجاد کردهاند، اما در آبراههای تنگی نظیر خلیج فارس و دریای سرخ به شدت آسیبپذیرند. نیروی دریایی سپاه پاسداران با اتکا به قایقهای تندرو و پهپادها، توانایی مصادره و از کار انداختن شناورهای Saildrone را دارد که به شدت به ناوبری GPS وابستهاند. همزمان، کابلهای زیردریایی که انتقال دادههای ابری هوش مصنوعی را ممکن میسازند، در نقاط خفگی ژئوپلیتیک در معرض خطر برش فیزیکی و خرابکاری قرار دارند و قطع همزمان چند کابل میتواند ارتباط پردازندههای قدرتمند مستقر در امارات و عربستان را با مراکز فرماندهی در غرب به طور کامل قطع کند. این وضعیت نشان میدهد که برتری الگوریتمی، بدون تضمین امنیت فیزیکی شریانهای ارتباطی، به تنهایی نمیتواند بازدارندگی پایدار ایجاد کند.
در نهایت، پنهانترین اما کشندهترین آسیبپذیری این زیرساختها، عطش سیریناپذیر آنها به انرژی الکتریکی مستمر و سیستمهای خنککاری است. مراکز داده با مصرف چند صد مگاواتی، نیازمند شبکههای انتقال برق با پایداری صد در صد و فناوری خنککاری مایع هستند که این امر وابستگی شدید آنها را به تأسیسات آبشیرینکن ساحلی و نیروگاههای حرارتی به دنبال دارد. در یک سناریوی درگیری، ایران نیازی به حمله مستقیم سایبری یا بمباران سایتهای مستحکم سرورها ندارد؛ تنها کافی است تأسیسات آبشیرینکن ساحلی یا خطوط انتقال سوخت به نیروگاههای حرارتی هدف قرار گیرند. در این حالت، یک مرکز داده اگزافلاپسی که در حال آموزش مدلهای هوش مصنوعی نظامی است، به دلیل فقدان آب خنککننده یا ناپایداری جریان برق، در عرض چند ساعت خاموش شده یا دچار ذوبشدگی خواهد شد. وابستگی متقابل این سه بخش (پایگاههای داده، نیروگاهها و آبشیرینکنها) باعث میشود که کل سرمایهگذاریهای میلیارد دلاری تکنولوژیک آمریکا در منطقه با اختلال در منابع پایه، به سرعت فرو بپاشد و این همان نقطهای است که قلعه تکنولوژیک واشینگتن در خلیج فارس را به یک هدف آسیبپذیر تبدیل میکند.