دکتر احمد زارعان، کارشناس ارشد مسائل بینالمللی، در گفتگو با الوقت با اشاره به وضعیت میدانی جبهههای جنگ یمن تصریح کرد که پس از ضربه شدید و غافلگیرکننده رزمندگان یمنی به مزدوران سعودی و اماراتی، آنها تلاش کردند همه نیروها و امکانات خود را بسیج کنند تا با پشتیبانی هوایی سعودیها مناطق آزادشده را دوباره اشغال کنند. به گفته وی، در برخی مناطق یک پیشروی محدود داشتند که این مناطق عمدتاً ساحلی هستند و از نظر جغرافیایی فاقد عارضه و استحکامات دفاعی مستحکماند؛ بنابراین طبیعی است که بازیگری برخوردار از نیروی هوایی و سلطه آتش بتواند در مناطقی که از استحکامات و آرایش دفاعی مناسبی برخوردار نیستند، به پیشرویهای محدودی دست پیدا کند. اما این به معنای سلطه مطلق جغرافیایی و سرزمینی نیست و بهمحض اینکه شدت آتش کاهش پیدا کند، نیروهای انصارالله میتوانند دوباره این مناطق را بازپس بگیرند. زارعان با اشاره به اهداف یمنیها از ورود به دور جدید عملیات نظامی گفت: «یمنیها با دو هدف وارد این جنگ شدند؛ هدف اول نجات یمن از دخالتهای خارجی، بهویژه مداخلات عربستان و امارات، و پایان دادن به نقشآفرینی مخرب آنها در یمن است و هدف دوم پایان دادن به محاصره ظالمانهای است که بیش از ده سال به طول انجامیده و فشار سنگینی بر مردم یمن وارد کرده است.»
بُعد دوم تحلیل، بررسی چرایی عدم تمایل پاکستان و ترکیه برای ورود مستقیم به جنگ یمن و ناکامی توافق مکه در برآورده کردن انتظارات ریاض است. زارعان در این خصوص به سه نکته اشاره میکند: نخست اینکه آمریکا و اروپا در حال حاضر با چالشهای بزرگی مواجه هستند؛ اروپا درگیر جنگ اوکراین است و آمریکا نیز درگیر جنگ هرمز است و ورود تمامعیار به یک بحران جدید با هزینهها و دشواریهای بیشتری همراه خواهد بود. دوم اینکه آنها به این جمعبندی رسیدهاند که بحران یمن راهحل نظامی ندارد و دولت صنعا را نمیتوان از طریق نظامی شکست داد. سوم اینکه آمریکاییها در اوایل سال ۲۰۲۵ میلادی جنگی را با یمنیها تجربه کردند که بیش از ۵۰ روز طول کشید و در نهایت یکطرفه از این درگیری خارج شدند. زارعان درباره دلایل نیاز عربستان به کمک دیگران با وجود بودجه نظامی سنگین گفت: «ارتش عربستان و تجهیزات نظامی آن ماهیتی کاملاً کلاسیک و متقارن دارند و عمدتاً برای جنگهای کلاسیک طراحی شدهاند؛ درحالیکه مقابله با نیروهای یمنی به توانمندیها و شیوههای متفاوتی از نبرد نیاز دارد.» وی افزود: «جنگی که عربستان علیه یمن آغاز کرده، جنگی تهاجمی و تجاوزکارانه با اهداف نامشروع است؛ ازاینرو، نیروهای نظامی سعودی در سطوح عملیاتی با ضعف در روحیه و اراده لازم برای ادامه چنین جنگی مواجهاند.»
بُعد سوم و شاید مهمترین بخش تحلیل، بررسی سناریوی اعزام تروریستهای سوری به یمن در پی سفر جولانی به ریاض است. زارعان با اشاره به اینکه طرف سوری این موضوع را رد کرده، گفت: «اگر سوریها بخواهند در این زمینه با دولت عربستان همکاری کنند، به نظرم بخشی از نیروهای سلفی-تکفیری خود را به یمن اعزام خواهند کرد. این نیروها برای دولت جولانی دردسرساز هستند و او ترجیح میدهد آنها را از جغرافیای سوریه دور کند و به مناطق دیگری بفرستد. به این ترتیب، هم میتواند این اقدام را بهعنوان خدمتی به دولت عربستان سعودی عرضه کند و در قبال آن امتیاز بگیرد، و هم تا حدودی از شر نیروهای سلفی-تکفیریای خلاص شود که گرایشهای گریز از مرکز دارند و در برابر روندهایی که جولانی در سوریه دنبال میکند، میایستند.» این تحلیل نشان میدهد که جنگ یمن به کانون تحولات منطقهای و بینالمللی تبدیل شده و ابعاد آن با شتاب در حال گستردهتر شدن است؛ در حالی که نیروهای یمنی در حال تنگتر کردن حلقه محاصره دریایی و هوایی علیه عربستان هستند، ریاض نیز بر تلاشهای خود برای شکل دادن به یک ائتلاف نظامی و کسب حمایت از متحدانش شدت بخشیده است، اما عدم تمایل پاکستان و ترکیه به ورود مستقیم و احتمال اعزام عناصر مزاحم از سوی جولانی، معادله را پیچیدهتر از آنچه ریاض تصور میکرد، کرده است.