ورود علنی و بیسابقه ترامپ به کارزار انتخاباتی رژیم صهیونیستی را باید در چارچوب درهمتنیدگی عمیق سیاسی، امنیتی و مالی دو طرف فهمید. انتخابات آمریکا و سرزمینهای اشغالی با فاصلهای کوتاه از یکدیگر برگزار میشوند و این همزمانی، شرایطی کمسابقه را رقم زده است. ترامپ در پیام خود نتانیاهو را «نخستوزیر و جنگاور بزرگ» و «شریکی حتی بزرگتر برای صلح» در مبارزه با ایران خوانده و تأکید کرده است که اگر رهبری غیر از نتانیاهو در رأس قدرت باشد، آمریکا ناچار خواهد شد خودش کار را انجام دهد. این اظهارات نشان میدهد که حمایت ترامپ صرفاً یک لطف شخصی یا سیاسی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان است که در آن، نتانیاهو به عنوان تضمینکننده همسویی تلآویو با سیاستهای واشینگتن در غرب آسیا و بهویژه در قبال ایران تلقی میشود. از سوی دیگر، لابی صهیونیستی آیپک و شبکههای مالی طرفدار رژیم صهیونیستی نقش مهمی در تأمین منابع مالی نامزدهای انتخابات کنگره آمریکا ایفا میکنند و حمایت ترامپ از نتانیاهو میتواند پیامی به این جریانها باشد که جمهوریخواهان همچنان متحد اصلی آنها هستند؛ موضوعی که در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر، اهمیت راهبردی دارد.
با این حال، آنچه ترامپ را به میدان آورده، تنها محاسبات راهبردی نیست، بلکه نگرانی از شکست نتانیاهو و از دست رفتن یک متحد کلیدی در دور تازهای از تنش با ایران است. در دو دور قبلی جنگ، نتانیاهو نقش مهمی در سوق دادن ترامپ به سمت تقابل نظامی با تهران ایفا کرد و اکنون نیز ترامپ با توجه به هزینهها و پیامدهای چنین جنگی، تمایلی به ورود مستقل و بدون همراهی رژیم صهیونیستی به این درگیری ندارد. از اینرو، حمایت از نتانیاهو را میتوان تلاشی برای حفظ او در قدرت و فراهم کردن زمینه همکاری دوباره با تلآویو در صورت آغاز دور تازهای از جنگ با ایران دانست. نکته تناقضآمیز آن است که جنگ علیه ایران با مخالفت گستردهای در میان افکار عمومی آمریکا روبهرو شده و حدود دو سوم آمریکاییها با آن مخالفند؛ همزمان، حمایت از رژیم صهیونیستی نیز در میان آمریکاییها به دلیل جنگ با ایران و ادامه پیامدهای جنگ غزه کاهش یافته است. بنابراین، ترامپ در حالی وارد این کارزار شده که خود در جبهه داخلی با محدودیتهای جدی روبهروست و این حمایت میتواند برای او نیز هزینهآفرین باشد.
در سوی دیگر، کارشناسان و تحلیلگران درباره اثربخشی این حمایت علنی تردید جدی دارند. تامار هرمان، پژوهشگر ارشد مؤسسه دموکراسی اسرائیل، به رویترز گفت: «حمایت دیرهنگام ترامپ ممکن است رأیدهندگانی را که از نتانیاهو فاصله گرفتهاند، دوباره به سمت او سوق دهد، اما بعید است حمایت گستردهای در میان سایر رأیدهندگان ایجاد کند.» آرون دیوید میلر، تحلیلگر بنیاد کارنگی، نیز معتقد است که این حمایت ممکن است در رقابتی نزدیک حاشیهای به سود نتانیاهو ایجاد کند، ولی تضمینی برای تغییر نتیجه نیست. یلانا شپایزمن، استاد ارشد علوم سیاسی دانشگاه بار-ایلان، در گفتگو با جروزالم پست گفت: «این حمایت احتمالاً نظر رأیدهندگان را چندان تغییر نمیدهد، زیرا طرفداران نتانیاهو از قبل رابطه او با ترامپ را میشناسند و مخالفانش ممکن است ترامپ را عامل فشار بر نتانیاهو برای پذیرش آتشبس غزه بدانند.» نکته مهم آن است که انتخابات کنست، نخستین دور پس از جنگ غزه و جنگ با ایران به شمار میرود و نتایج آن میتواند سرنوشت سیاسی نتانیاهو را مشخص کند. در چنین فضایی، حمایت ترامپ را باید یک «مداخله پرریسک» دانست؛ اقدامی که ممکن است در کوتاهمدت به تقویت موقعیت نتانیاهو کمک کند، اما در بلندمدت، اگر نتیجه انتخابات به سود رقبا باشد، میتواند به تضعیف اعتبار ترامپ و کاهش نفوذ او در معادلات سیاسی رژیم صهیونیستی منجر شود.