طرح پیوستن سوریه به «پیمان دفاع مشترک مکه» و درخواست عربستان برای اعزام نیروهای نظامی سوریه به یمن، نشاندهنده تلاش ریاض برای جبران ناکامیهای میدانی خود در جنگ یمن است. در شرایطی که عربستان با ۸ سال جنگ فرسایشی، نتوانسته به اهداف خود در یمن دست یابد و انصارالله با حملات موشکی و پهپادی، زیرساختهای حیاتی و فرودگاههای عربستان را به چالش کشیده است، ریاض اکنون به دنبال یافتن متحدان جدید و استفاده از نیروهای نیابتی برای تغییر موازنه قدرت است. اما این رویکرد با چالشهای جدی روبهروست؛ از یک سو، عربستان برای جلب رضایت سوریه، باید هزینههای مالی و سیاسی قابل توجهی بپردازد و از سوی دیگر، دمشق با توجه به بحرانهای داخلی و نارضایتیهای اجتماعی، حاضر به پذیرش ریسک ورود به یک جنگ خارجی نیست. این وضعیت، معادلهای پیچیده را شکل داده که در آن، منافع دو طرف در تضاد با یکدیگر قرار دارد.
بُعد دیگر این ماجرا، به شرایط دشوار سوریه و رویکرد دوگانه دمشق در قبال این ائتلاف بازمیگردد. محمد الجولانی رئیسجمهور خود خوانده سوریه، در حالی که از یک سو به دنبال جلب حمایتهای مالی و سیاسی عربستان است، از سوی دیگر میداند که پیوستن به پیمانی که عربستان آن را برای مهار نفوذ ایران و متحدانش طراحی کرده است، میتواند مناسبات دمشق با تهران را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. سوریه سالها زیرساختهای نظامی و اقتصادی خود را در جنگ داخلی از دست داده و اکنون با نارضایتیهای عمومی و بحران معیشتی دستوپنجه نرم میکند. هرگونه ماجراجویی نظامی جدید، میتواند به تشدید نارضایتیهای داخلی و بیثباتی بیشتر منجر شود. از اینرو، رویکرد دمشق در قبال این درخواست، بیش از آنکه یک تصمیم راهبردی باشد، نوعی مانور تاکتیکی برای کسب امتیاز است.
در نهایت، آنچه این معادله را پیچیدهتر میکند، تغییرات ژئوپلیتیکی و پیامدهای آن برای محور مقاومت است. پیوستن سوریه به پیمان مکه و نزدیکی دمشق به ریاض، میتواند به تضعیف نقش سوریه به عنوان یکی از اضلاع محور مقاومت منجر شود و خلأیی در این جبهه ایجاد کند. اما تحقق این سناریو، به عوامل متعددی از جمله توانایی عربستان در تامین نیازهای مالی سوریه، واکنش ایران و متحدانش و همچنین تحولات میدانی یمن بستگی دارد. از سوی دیگر، عربستان نیز با چالشهای داخلی و خارجی متعددی روبهروست و نمیتواند به سادگی اراده خود را بر دمشق تحمیل کند. بنابراین، به نظر میرسد طرح این موضوع، بیش از آنکه یک راهبرد عملیاتی باشد، نوعی بازی سیاسی برای تحت فشار قرار دادن سوریه و تغییر موازنه قدرت در منطقه است؛ بازیای که نتیجه آن، با توجه به پیچیدگیهای موجود، چندان قابل پیشبینی نیست.