به اشتراک بگذارید

اهرم فشار در دریای سرخ؛ چگونه یمن معادلات ریاض را بر هم زد؟

با تشدید تنش‌ها در دریای سرخ و تنگه هرمز، گزارش‌های محرمانه نشان می‌دهد که تهران از نفوذ خود بر انصارالله برای اعمال فشار بر ریاض بهره می‌گیرد؛ در حالی که مقامات ایرانی هرگونه نقش نیابتی برای این جنبش را رد می‌کنند و تأکید دارند که تصمیمات انصارالله مستقل و بر اساس منافع خود اتخاذ می‌شود، تحولات میدانی نشان‌دهنده یک اتحاد راهبردی است که عربستان را در وضعیت دشواری قرار داده است.

اهرم فشار در دریای سرخ؛ چگونه یمن معادلات ریاض را بر هم زد؟

بحران دریای سرخ و تنگه هرمز، عربستان سعودی را در یکی از پیچیده‌ترین مخمصه‌های راهبردی خود قرار داده است. حملات انصارالله به زیرساخت‌های نفتی و کشتیرانی، نه‌تنها فشار اقتصادی بر ریاض را افزایش داده، بلکه موقعیت تهران را در معادلات منطقه‌ای تقویت کرده است. از نگاه تحلیلگران، این وضعیت فرصتی برای ایران فراهم می‌کند تا با استفاده از افزایش قیمت نفت، فشار بر دولت‌های غربی را تشدید کند و هم‌زمان، اختلال در تنگه هرمز را به عنوان ابزاری برای مذاکره و امتیازگیری به کار گیرد. تصرف بندر راهبردی المخا توسط صنعا در ماه سپتامبر، که مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان را در معرض خطر قرار داده، نشان‌دهنده تغییر موازنه قدرت به نفع یمن است. در چنین شرایطی، ایران با یک معادله دشوار روبه‌روست: از یک سو، حمایت از یکی از مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای خود را در دستور کار دارد و از سوی دیگر، باید مراقب باشد که گسترش درگیری، کنترل او بر این گروه را تضعیف نکند و اهداف داخلی انصارالله، که مستقل از تهران عمل می‌کند، بر منافع راهبردی ایران سایه نیندازد.

بُعد دیگر این ماجرا، به پیچیدگی روابط تهران و صنعا و رد اتهامات مربوط به نقش نیابتی بازمی‌گردد. منابع غربی مدعی هستند که تهران در ماه ژوئیه، هیئتی شامل ۱۰ تا ۲۱ نفر از نیروهای سپاه پاسداران را برای کمک به انصارالله به یمن اعزام کرده است؛ ادعایی که مقامات ایرانی آن را رد می‌کنند و تأکید دارند که انصارالله یک نیروی مستقل است و تصمیمات خود را بر اساس منافع ملی یمن اتخاذ می‌کند. یک منبع آگاه ایرانی با اشاره به اینکه سفیر عربستان در تهران دیدارهایی برای کاهش تنش داشته است، تصریح کرد که تهران از ریاض خواسته تا حملات و تهدیدها را متوقف کند و در مقابل، پیشنهاد میانجی‌گری داده است. همچنین، مقامات پاکستانی نیز برای میانجی‌گری بین تهران و ریاض سفرهایی انجام داده‌اند، اما این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای نداشته است. این تناقض نشان می‌دهد که ایران ضمن حمایت از انصارالله، به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش درگیری است؛ اما در عمل، این گروه یمنی است که با اقدامات میدانی خود، معادلات را تعیین می‌کند و تهران را در موقعیت انفعال قرار می‌دهد.

در نهایت، این بحران نشان‌دهنده یک واقعیت تلخ برای عربستان است: ریاض که زمانی تصور می‌کرد می‌تواند با تکیه بر قدرت نظامی و حمایت غرب، یمن را به زانو درآورد، اکنون در باتلاقی گرفتار شده که خروج از آن بدون پرداخت هزینه‌های سنگین ممکن نیست. یک تحلیلگر مسائل عربستان در این باره می‌نویسد که درگیری‌ها در یمن، بحران را حل نکرده و تنها آن را به حاشیه رانده است. از نگاه او، تشدید تنش‌های منطقه‌ای، زیر عواملی چون نفوذ ایران و تحولات تنگه هرمز، عربستان را در وضعیت دشواری قرار داده است. بحران یمن از یک منازعه داخلی و سپس درگیری محدود در شبه‌جزیره، به تدریج به یک رویارویی گسترده‌تر منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است. اصرار ریاض بر رویکرد نظامی و نگرانی‌های امنیتی فوری، از نگاه این تحلیلگر، نشان‌دهنده یک استدلال معیوب است که عربستان را از پذیرش نقش صلح‌جویانه و شناسایی رسمی صنعا بازداشته و در نتیجه، این کشور را در یک دور باطل از منازعه و بن‌بست گرفتار کرده است.

پربازدیدترین