پروژه 2Africa، به عنوان بلندپروازانهترین شبکه کابلی تاریخ با طولی بالغ بر ۴۵ هزار کیلومتر و ظرفیتی معادل ۱۸۰ ترابیت بر ثانیه، قرار بود با اتصال سه قاره، تحولی بنیادین در بازارهای داده ایجاد کند؛ اما این ابرپروژه در ماههای اخیر به دلیل افزایش تنشهای نظامی در تنگه هرمز و خلیج فارس، از سوی پیمانکار فرانسوی (ASN) با اعلام وضعیت فورس ماژور متوقف شد. آنچه این توقف را به یک شکست راهبردی برای غرب تبدیل میکند، این واقعیت است که بخش اعظم کابلهای شاخه خلیج فارس (Pearls) پیشتر در بستر دریا خوابانده شده بود، اما برای عملیاتی شدن نیاز به اتصال نهایی به ایستگاههای ساحلی داشت. بدون این اتصال، سیستم ۱۸۰ ترابیتی صرفاً مجموعهای از رشتههای شیشهای بیجان است و کشتی کابلگذار Île de Batz، نماد برتری مهندسی غرب، به دلیل عدم پوشش بیمهای و خطرات ناشی از مهمات عملنکرده، ماههاست که در بندر دمام عربستان زمینگیر شده است. این وضعیت نشان میدهد که ایران بدون نیاز به تخریب فیزیکی کابلها، تنها با ایجاد یک محیط امنیتی ناپایدار، بزرگترین زیرساخت دیجیتال غرب را از کار انداخته و ائتلافی از غولهای فناوری را در برابر اراده خود به زانو درآورده است.
بُعد دیگر این ماجرا، به پیامدهای سرایتی این توقف بر سایر پروژههای حیاتی منطقه بازمیگردد. همزمان با توقف 2Africa، پروژههای دیگر نظیر SEA-ME-WE 6 و Fibre in Gulf (FIG) نیز که قرار بود با معماریهای هوشمندانه (مانند پل زمینی عربستان) از تنگههای خطرناک عبور کنند، در وضعیت تعلیق نامحدود قرار گرفتند. این بنبست، مهندسان شبکه را مجبور به استفاده از «قایقهای نجات دیجیتال» مانند شبکه ملی فیبر عربستان (SNFN) و سیستم Blue-Raman کرده است. با این حال، این مسیرهای زمینی به هیچ وجه ظرفیت و پایداری کابلهای زیردریایی را ندارند و صرفاً به عنوان سوپاپ اطمینان عمل میکنند. افزایش تأخیر (Latency) بین ۳۰ تا ۱۲۰ میلیثانیه و افت کیفیت خدمات ابری، نشاندهنده هزینههای سنگین فنی این تغییر مسیرهاست و ثابت میکند که فیزیک شبکه را نمیتوان به سادگی دور زد.
در نهایت، این بحران، تغییر پارادایم در امنیت زیرساختهای جهانی را آشکار میکند. پیش از این، تهدیدات علیه کابلهای زیردریایی به عنوان یک مسئله فنی و فیزیکی تلقی میشد، اما اکنون این کابلها به بخشی از معادلات بازدارندگی و ژئوپلیتیک سایبری تبدیل شدهاند. آسیبپذیری تأسیسات ساحلی و مراکز داده در برابر حملات پهپادی، به همراه خطرات ژئوپلیتیکی در گلوگاههای دریایی، اعتماد سرمایهگذاران بینالمللی به خلیج فارس را به عنوان یک کریدور امن برای سرمایهگذاریهای دیجیتال به شدت تخریب کرده است. واکنشهای بینالمللی، از جمله مناقصه ۴۰ میلیون یورویی اتحادیه اروپا و تلاش برای بازنگری در کنوانسیون حقوق دریاها، نشاندهنده عمق نگرانی غرب از این مدل جدید تهدید است. آنچه در تنگه هرمز رخ داد، ثابت کرد که در دوران مدرن، تسلط بر جغرافیا و ایجاد محیط امنیتی پرریسک، میتواند بدون شلیک حتی یک گلوله، برنامههای توسعه ملی مبتنی بر هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال رقبا را در هم بشکند و کارت برندهای تعیینکننده برای ایران در میدان نبرد جدید باشد.