به اشتراک بگذارید

از تنگه هرمز تا باب‌المندب؛ کمان فشار ایران و متحدانش بر شریان انرژی جهان

تحولات اخیر یمن و تسلط انصارالله و ارتش یمن بر باب‌المندب را نباید صرفا یک پیروزی میدانی در جنگ داخلی یمن دانست؛ این تحول در متن تقابل مستقیم ایران و آمریکا، بخشی از راهبرد انتقال هزینه جنگ از خاک ایران به محیط پیرامونی واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن است.

از تنگه هرمز تا باب‌المندب؛ کمان فشار ایران و متحدانش بر شریان انرژی جهان

پیشروی انصارالله در ساحل دریای سرخ و نزدیک شدن به باب‌المندب را باید بخشی از تغییر تدریجی جغرافیای فشار بر آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن دانست. انصارالله دیگر فقط یک نیروی موشکی در عمق یمن نیست که از فاصله دور به اهداف دریایی حمله کند؛ اکنون به بازیگری با موقعیت جغرافیایی مستقیم در مجاورت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت جهانی تبدیل شده است. این تحول در شرایطی رخ داده که ایران در برابر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل نه تنها از میدان خارج نشده، بلکه توانسته هزینه‌های این جنگ را به سطحی فراتر از خاک خود منتقل کند. این همان نقطه‌ای است که مفهوم پیروزی راهبردی اهمیت پیدا می‌کند؛ پیروزی در جنگ الزاما به معنای نابودی کامل توان نظامی طرف مقابل نیست، بلکه گاهی پیروزی زمانی حاصل می‌شود که طرف مهاجم نتواند اهداف سیاسی و راهبردی خود را محقق کند.


اگر هدف فشار نظامی بر ایران، محدود کردن توان تهران، حفظ امنیت انرژی و بازگرداندن ابتکار عمل به آمریکا بوده باشد، اکنون نشانه‌هایی از نتیجه‌ای متفاوت دیده می‌شود. هرمز دچار اختلال شده، بازار انرژی با ریسک جدی مواجه است، عربستان با تهدید علیه زیرساخت‌های نفتی خود روبه‌رو شده و مسیر جایگزین دریای سرخ نیز در حال تبدیل شدن به میدان جدید تقابل است. خط لوله شرق-غرب عربستان که اساسا برای کاهش وابستگی ریاض به تنگه هرمز ساخته شده بود، خود به بخشی از میدان جنگ تبدیل شده است. اگر گزارش‌های مربوط به اصابت به تاسیسات و ایستگاه‌های پمپاژ این خط و توقف فعالیت آن را کنار بسته یا مختل شدن هرمز قرار دهیم، معنای حادثه بسیار بزرگ‌تر از آسیب به چند تاسیسات نفتی است. خط لوله‌ای که قرار بود راه فرار عربستان از هرمز باشد، اکنون خود در معرض تهدید قرار گرفته و باب‌المندب به عنوان دروازه خروج مسیر جایگزین به اقیانوس هند، وارد معادله شده است.


در این چارچوب، تنگه هرمز، خط شرق-غرب و باب‌المندب سه حادثه جداگانه نیستند، بلکه سه مرحله از یک تحول واحدند:

  • ایران فشار بر گلوگاه اصلی انرژی را افزایش می‌دهد؛
  • عربستان برای دور زدن هرمز به مسیر زمینی متوسل می‌شود؛ آن مسیر نیز در معرض حمله قرار می‌گیرد؛
  • و همزمان انصارالله در نقطه خروجی مسیر دریای سرخ به سمت باب‌المندب پیشروی می‌کند.

اگر این زنجیره تثبیت شود، به معنای آن است که راهبرد «دور زدن تنگه هرمز» نیز دیگر تضمین‌شده نیست. مهم‌ترین پیام تحولات اخیر همین است: جنگی که آمریکا با هدف اعمال فشار بر ایران آغاز کرد، در حال تبدیل شدن به نبردی بر سر جغرافیای انرژی و تجارت جهانی است؛ نبردی که در آن تنگه هرمز یک نقطه، باب‌المندب نقطه دیگر و خط لوله شرق-غرب حلقه‌ای است که این دو را به یکدیگر متصل می‌کند.

پربازدیدترین