حمله آمریکا به لامرد را نمیتوان یک خطای نظامی ساده تلقی کرد. انتخاب زمان حمله در ساعت ۱۷:۱۲ و هدف قرار دادن مدارس، ورزشگاه دخترانه و پسرانه در شعاع ۵۰۰ متری، نشان میدهد که هدف از این اقدام، وارد کردن بیشترین تلفات در میان غیرنظامیان بوده است. استفاده از موشک پیشرفته PrSM ساخت شرکت لاکهید مارتین که در هر انفجار ۱۸۰ هزار ترکش پخش میکند، بار دیگر ثابت کرد که واشنگتن از غیرنظامیان به عنوان میدان آزمایش تسلیحات جدید خود استفاده میکند. این جنایت که منجر به شهادت ۲۱ نفر و زخمی شدن بیش از ۱۰۰ نفر شد، مصداق بارز جنایت جنگی و نقض کنوانسیونهای ژنو است.
آنچه این جنایت را دردناکتر میکند، سکوت مرگبار سازمان ملل و نهادهای مدعی حقوق بشر در برابر آن است. در حالی که این نهادها کوچکترین اقدام خشونتآمیز علیه غیرنظامیان در کشورهای غربی را با صدای بلند محکوم میکنند، در برابر جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی سکوتی مرگبار اختیار کردهاند. حتی آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در نخستین روز جنگ تنها به این اظهارنظر بسنده کرد که حملات مغایر با منشور سازمان ملل است و نسبت به پیامدهای انسانی آن هشدار داد، اما هیچگاه این جنایت را به صراحت محکوم نکرد. این استاندارد دوگانه، اعتبار سازوکارهای جهانی حقوق بشر را به شدت زیر سوال برده است.
با وجود سکوت نهادهای رسمی، افکار عمومی جهان امروز بیش از هر زمان دیگری هوشیارتر شده است. محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که مردم جهان خلأ ناشی از سکوت سازمان ملل را پر کرده و واقعیتهایی را که برخی دولتها و رسانههای وابسته تلاش میکنند وارونه جلوه دهند، مستقیم و بیواسطه منتقل میکنند. در این میان، ساچمههای تنگستن که همچنان در تن و بدن کودکان لامردی باقی مانده، سندی زنده از مظلومیت ملت ایران است. ثبت این جنایت برای نسلهای آینده و پیگیری قاطعانه آن در مجامع بینالمللی، وظیفهای است که نه تنها برای لامرد، بلکه برای همه قربانیان جنایات قدرتهای بزرگ ضروری به نظر میرسد.