۱. بحران خاموش پدافند؛ وقتی موشکهای رهگیر به کالای راهبردی کمیاب تبدیل میشوند
جنگ ۴۰ روزه ایران و آمریکا، افزون بر تحولات میدانی، یک واقعیت تلخ را برای پنتاگون آشکار ساخت: زرادخانه موشکهای رهگیر پیشرفته ایالات متحده، آنچنان که تصور میشد، بیپایان نیست. بر اساس ارزیابیهای منتشرشده، آمریکا تا اواخر آوریل بیش از ۱۲۰۰ موشک رهگیر پاتریوت شلیک کرده است؛ هر موشک بیش از ۴ میلیون دلار قیمت دارد و موجودی این موشکها که پیشتر نیز بسیار پایین تلقی میشد، همچنان در حال کاهش است. این کمبودها فراتر از یک مسئله لجستیکی، به چالشی راهبردی در سطح تصمیمگیری سیاسی تبدیل شده است؛ بهگونهای که رسانهها به نقل از مقامات دولتی گزارش دادهاند که نگرانیها در مورد کاهش عرضه موشکهای رهگیر، نقش کلیدی در تصمیم ترامپ برای عدم صدور حمله گسترده به ایران داشته است.
۲. آمار مصرف؛ نیمی از زرادخانه کلیدی در ۴۰ روز
بر اساس گزارش مرکز بینالمللی بحران، واشنگتن احتمالاً برای حداقل چهار مورد از مهمترین مهمات خود، بیش از نیمی از ذخایر موجود را در جنگ اخیر مصرف کرده است. جزئیات این مصرف نشاندهنده عمق بحران است: از حدود ۳۰۰۰ موشک تاماهاوک، بیش از ۱۰۰۰ عدد شلیک شده؛ از ۴۰۰۰ موشک JASSM، حدود ۱۱۰۰ عدد به کار رفته؛ و از ۲۳۳۰ موشک پاتریوت موجود، بین ۱۰۶۰ تا ۱۴۳۰ عدد مصرف شده است. وضعیت برای موشکهای PrSM که از ابتدا موجودی محدودی داشتند، بحرانیتر بوده؛ بهگونهای که حتی یک مقام نظامی آمریکایی ادعا کرده «کل» موجودی این موشک به پایان رسیده است. همچنین از ۴۱۰ موشک گرانقیمت SM-3، بین ۱۳۰ تا ۲۵۰ عدد شلیک شده و از ۱۱۶۰ موشک SM-6 نیز بین ۱۹۰ تا ۳۷۰ عدد مصرف گردیده است.
۳. معمای تولید؛ چرا پنتاگون نمیتواند ذخایر را سریعاً پر کند؟
مهمترین مانع برای جبران این کمبودها، نه کمبود بودجه، بلکه محدودیت ظرفیت تولید صنایع دفاعی آمریکاست. این موشکها از فناوریهای بسیار پیچیدهای مانند موتورهای سوخت جامد پیشرفته، جستجوگرهای راداری و سامانههای هدایت دقیق استفاده میکنند که تنها تعداد محدودی از شرکتهای دفاعی توان تولید آنها را دارند. جدول زمانی تخمینی برای جایگزینی این تسلیحات، چشماندازی هشداردهنده ترسیم میکند: جایگزینی موشکهای تاماهاوک بین ۴ تا ۵ سال، SM-3 و SM-6 حدود ۳ سال، و پاتریوت نیز ۳ سال زمان نیاز دارد. با وجود دستور ترامپ برای افزایش چهار برابری تولید و امضای قانون تولید دفاعی، تحلیلگران تخمین میزنند که بین یک تا چهار سال طول میکشد تا ایالات متحده بتواند ذخایر مهمات کلیدی خود را به سطح قبل از جنگ ایران بازگرداند.
۴. تغییر دکترین جنگ؛ فرسایش به جای تقابل
کارشناسان نظامی معتقدند راز موفقیت راهبرد نظامی ایران در جنگ اخیر، استفاده از شلیک انبوه موشکها و پهپادهای ارزانقیمت برای فرسایش توان پدافندی دشمن بوده است؛ راهبردی که اکنون دکترین جنگهای مدرن را دستخوش تغییر کرده است. در این الگو، ترکیبی از موشکهای بالستیک، موشکهای کروز، پهپادهای انتحاری و اهداف فریبدهنده، سامانههای پدافندی را وادار به شلیک موشکهای رهگیر بسیار گرانقیمت میکند؛ در حالی که قیمت هر پهپاد انتحاری ایران تنها دهها هزار دلار است، هر موشک پاتریوت PAC-3 چند میلیون دلار ارزش دارد. این نابرابری هزینه، توان دفاعی آمریکا را به تدریج فرسوده کرده و فرماندهان را ناچار به اولویتبندی اهداف ساخته است؛ بهگونهای که دفاع از پایگاههای اصلی بر حفاظت از اهداف کماهمیتتر مقدم خواهد بود.
۵. پیامدهای راهبردی؛ تضعیف بازدارندگی و تغییر معادلات جهانی
کمبود مهمات راهبردی، پیامدهای فراتر از یک درگیری خاص دارد. تحلیلگران هشدار میدهند که کاهش زرادخانه میتواند ایالات متحده را در درگیریهای احتمالی آینده، از جمله رویارویی با چین، در موقعیت ضعیفتری قرار دهد. در سطح منطقهای، این کمبودها موجب شده تا سنتکام قادر به کمک گرفتن از ذخایر کشورهای حاشیه خلیجفارس نباشد؛ چنانکه کشته شدن سه سرباز آمریکایی در اردن به دلیل ناتوانی در رهگیری موشکهای بالستیک و پهپادهای ایرانی روی داد. با وجود ادعای مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، مبنی بر اینکه ارتش آمریکا «هر آنچه را که نیاز دارد» در اختیار دارد، درخواست ۶۷ میلیارد دلاری هگزت برای بودجه تکمیلی تسلیحات و اذعان او مبنی بر اینکه ممکن است «ماهها و سالها» طول بکشد تا ذخایر دوباره پر شوند، واقعیتی انکارناپذیر را آشکار میسازد: ارتش آمریکا برای نخستین بار پس از دههها، با محدودیت جدی در توانایی خود برای آغاز و ادامه یک جنگ تمامعیار علیه ایران مواجه شده است.