۱. پیشزمینه و نقطهعطف؛ از محاصره یمن تا محاصره عربستان
نزدیک به دوازده سال از محاصره وحشیانه و فراگیر ائتلاف سعودی علیه یمن میگذشت؛ محاصرهای که بنادر و فرودگاههای این کشور را به روی تمامی کالاهای اساسی بسته بود. اما دوشنبه ۲۰ ژوئیه (۲۹ تیر) نقطهعطفی رقم خورد که معادلات را بهکلی دگرگون کرد. یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، رسماً از برقراری «تحریم دریایی علیه دشمن جنایتکار سعودی» بر پایه معادله «چشم در برابر چشم» خبر داد. انصارالله با استناد به محاصره دوازدهساله سعودی، حق پاسخ به محاصره با محاصره را برای خود به رسمیت شناخت. آنچه این تهدید را از موارد مشابه گذشته متمایز میکند، زمانبندی آن در میانه جنگ منطقهای ایران و آمریکا و انسداد عملی تنگه هرمز است؛ شرایطی که عربستان را عملاً در تنگنایی راهبردی گرفتار کرده است.
۲. معادله «محاصره در برابر محاصره»؛ سلاح راهبردی جدید یمن
انصارالله با اتخاذ راهبرد «محاصره در برابر محاصره»، از برگ برنده ژئوپلیتیک خود یعنی تنگه بابالمندب استفاده کرده است. این گروه که سالها زیر فشار محاصره دریایی، هوایی و زمینی بوده، اکنون با تکیه بر توان موشکی و پهپادی گستردهی خود و کنترل بخش بزرگی از ساحل غربی یمن در دریای سرخ، معادله جدیدی را تعریف کرده است. مطابق اعلام رسمی، بابالمندب بهطور کامل به روی کشتیرانی عربستان بسته شده و هیچ نفتکش سعودی موفق به عبور از این تنگه نشده است. انصارالله همچنین به شرکتهای کشتیرانی هشدار داده که از بنادر سعودی دوری کنند و در عمل، دستکم ۱۶ کشتی عازم بنادر عربستان مجبور به بازگشت شدهاند. این فشارها در حالی اعمال میشود که حملات مستقیم به نفتکشهای سعودی نظیر «انسلیا» و «لیلا» نیز شدت گرفته است.
۳. عربستان در تله دوگانه هرمز و بابالمندب؛ آسیبپذیری بیسابقه
از ۹ اسفند و با آغاز جنگ ایران و آمریکا، تنگه هرمز عملاً مسدود شد و ریاض ناگزیر شد بخش عمده صادرات نفت خود را از مسیر جایگزین خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند. صادرات نفت خام از ینبع در ژوئن ۲۰۲۶ به ۴.۱۹ میلیون بشکه در روز رسیده که بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت عربستان را تشکیل میدهد. اما مسیر خروج این محمولهها به بازارهای آسیا دقیقاً از تنگه بابالمندب میگذرد؛ همان گذرگاهی که اکنون هدف تهدید یمنیهاست. بر خلاف هرمز که خط لوله پترولاین بهعنوان زیرساخت جایگزین در اختیار داشت، برای بابالمندب هیچ مسیر جایگزین آمادهای وجود ندارد و تنها گزینه، دور زدن طولانی از کانال سوئز و دماغه امید نیک است که زمان سفر را از ۲۴ روز به ۵۴ روز افزایش میدهد. بدینترتیب، ریاض خود را میان دو گلوگاه حیاتی انرژی جهان گرفتار میبیند.
۴. پیامدهای اقتصادی و امنیتی؛ تهدید عرضه جهانی نفت
بر اساس دادههای شرکت تحلیل حملونقل دریایی کپلر، حجم کل نفت و فرآوردههای نفتی عبوری از بابالمندب در ژوئن به ۷.۴ میلیون بشکه در روز رسیده بود. کارشناسان هشدار میدهند در صورت انسداد کامل این تنگه در کنار هرمز، بیش از ۲۵ درصد از عرضه نفت و گاز جهان میتواند کاملاً مختل شود. رویترز برآورد کرده که بستن کامل بابالمندب میتواند عرضه جهانی نفت را تا ۷ درصد کاهش دهد. نشانههای عملی شدن این تهدید آشکار است؛ حمله به پایانه صادراتی ینبع قیمت نفت برنت را برای نخستینبار از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر برد و افزایش هزینههای بیمه کشتیرانی در دریای سرخ، فشار مضاعفی بر تجارت جهانی وارد کرده است. در عین حال، ریاض که ماههاست با کاهش درآمدهای نفتی دستوپنجه نرم میکند، تابآوری اقتصادی و اجتماعی خود را در معرض آزمونی سخت میبیند.
۵. عربستان در تنگنای استراتژیک؛ واکنش محدود و افول محاسبات قدیم
عربستان به خوبی میداند که هرگونه اقدام جدی علیه یمن میتواند او را در شرایطی هزینهزا قرار دهد. آمریکا خود ماههاست که در بازگشایی تنگه هرمز ناکام مانده، کشورهای حوزه خلیج فارس توانایی دفاع در برابر حملات موشکی ایران را ندارند و پاکستان نیز نتوانسته نقش مؤثری در حمایت از ریاض ایفا کند. در نتیجه، ریاض عملاً در تنگنایی استراتژیک قرار گرفته است که واکنش او را به اقدامات یمن با احتیاط همراه ساخته است. ناظران بینالمللی این وضعیت را نماد آشکار دگرگونی موازنه قدرت در غرب آسیا میدانند؛ جایی که ابزار محاصره که سالها علیه یمن به کار میرفت، اکنون علیه خود عربستان به کار گرفته شده است و ریاض را در تلهای گرفتار کرده که هیچ راه خروج آسانی برای آن متصور نیست.