مجله آتلانتیک: عصر آمریکا به پایان رسیده است
عصر آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد، مثل هر عصر دیگری از همان ابتدا محکوم به پایان بود. اما آنچه شوکهکننده است، سرعت فرا رسیدن این لحظه است. در شش ماه گذشته معلوم شد که قدرت آمریکا (که مدتها با برترین تجهیزات جنگی و آموزشدیدهترین پرسنل نظامی جهان، شبکه جهانی پایگاهها و سیستمهای لجستیکی، و شراکتهای نظامی و دیپلماتیک با تمامی نقاط جهان شناخته میشد) برای شکست دادن ایران، با اقتصادی تحریمشده که به موشکها و پهپادهای ارزانقیمت مجهز است، کافی نبوده است.
جنگ ترامپ با ایران نشان داد که قدرت آمریکا تا چه اندازه دچار فرسایش شده است. حکومت ایران حتی پس از حملات آمریکا و اسرائیل که منجر به کشته شدن رهبران ارشد ایران شد، دستنخورده باقی مانده است و حملات موشکی و پهپادی دوربرد آن موفق شدهاند از پدافند هوایی آمریکا عبور کرده و بسیاری از تأسیسات آمریکا را از کار بیندازند.
تأثیر این خسارات بر عملیاتهای آمریکا تقریباً آنی بوده است. یکی از دلایل اصلی اینکه دولت ترامپ در طول تابستان علیرغم تمام تهدیدهایش، تنش نظامی با ایران را افزایش نداد، از دست دادن پایگاه بحرین بود؛ پایگاهی که نیروی دریایی برای چندین دهه جهت سوخترسانی و پشتیبانی کشتیها در خاورمیانه به آن متکی بود.
آسیبپذیری تأسیسات آمریکا در نزدیکی ایران بسیار زیاد و هزینه بازسازی آنقدر سنگین است که همانطور که واشینگتنپست ماه گذشته گزارش داد، دولت آمریکا ممکن است اصلاً تمایلی به بازسازی آنها نداشته باشد.
️جنگ با ایران ذخایر برخی از مهمترین و پیشرفتهترین تسلیحات پنتاگون را خالی کرده است. با نرخهای تولید فعلی، آمریکا به چند سال زمان نیاز دارد تا ذخایر خود را به سطح قبل از جنگ بازگرداند؛ تازه آن سطح نیز با نگاه به گذشته، برای حفظ موقعیت جهانی دیرینه آمریکا بسیار ضعیف به نظر میرسد.
فرسایش برتری صنعتی و تولیدی آمریکا داستان قدیمی است، اما عنصری کلیدی برای درک پایان عصر آمریکاست. آمریکا ارتش خود را برای پیروزی در یک نبرد کوتاهمدت و بسیار شدید ساخته بود، و حالا فاقد تجهیزات، ذخایر و نیروهای تازهنفس برای یک درگیری طولانیمدت است.
در گذشته، آمریکا میتوانست برای تقویت قدرت خود به متحدان متکی باشد. کشورهایی که دارای ارزشها یا دستکم منافع مشترک با واشینگتن بودند، میزبان پایگاهها بودند، از ابتکارات آمریکا پشتیبانی دیپلماتیک میکردند، اطلاعات به اشتراک میگذاشتند و برای پشتیبانی از عملیاتهای نظامی تحت رهبری آمریکا، نیرو و تجهیزات میفرستادند.
اما دولت فعلی آمریکا به جای اینکه درک کند بیش از هر زمان دیگری به متحدان نیاز دارد، حکومتهایی را که دههها از رهبری آمریکا پیروی کردهاند به عنوان کسانی که مجانی از آمریکا سواری گرفتهاند، سربار و مایه دردسر میبیند.
آمریکا تا حدی به خاطر شبکه بزرگ پایگاههای نظامی خود بود که توانست با ایران وارد جنگ شود. اختلال در اتحادهای دیرینه برای موقعیت جهانی آمریکا ویرانگر خواهد بود. کشورهای دیگر از هماکنون خود را با نقاط ضعف تازه آشکارشده آمریکا وفق میدهند. پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی (که همگی شرکای طولانیمدت آمریکا هستند) اخیراً پیمان دفاعی خود را امضا کردند.
اکنون که ایران در حال اعمال کنترل بر تنگه هرمز است، عمان در ساحل مقابل این آبراه، در حال حرکت به سمت همکاری نزدیکتر با تهران است. سایر کشورهای خلیج فارس نیز دست نیاز خود را به سوی ایران دراز میکنند. حتی ریاض که دههها امنیت خود را بر پایه خریدهای عظیم تسلیحات آمریکایی و میزبانی از نیروهای آمریکایی قرار داده بود، پس از آنکه ترامپ به ولیعهد سعودی گفت آمریکا به این کشور در جنگش با حوثیها کمک نخواهد کرد، باید در گزینههای خود تجدیدنظر کند.
در همین حال، کره جنوبی در حال بهبود روابط با چین است و کشورهای اروپایی بیشتر و بیشتر به یک اتحادیه دفاعی در سراسر اروپا میاندیشند. اینها همگی نشانههای قوی از این هستند که اعتماد کشورهای جهان به توانمندیهای آمریکا از دست رفته است.
اما در این شرایط دولت آمریکا بیشتر مصمم به پنهان کردن مشکلات است تا اصلاح آنها. وزارت دفاع یا کارمندانش را برکنار میکند یا از آنها به خاطر درز اطلاعات مربوط به کمبود مهمات و...، آزمون دروغسنجی میگیرد.
تمام ابرقدرتهای قبلی تاریخ در نهایت دچار افول شدهاند. اما در فوریه گذشته، کمتر کارشناسی پیشبینی میکرد که آمریکا (که بیش از ۸۰ سال ابرقدرت جهان بود) در نهایت اینگونه توسط ایران فلج شود. این جنگ مسئله مهمی را آشکار کرد: عصر آمریکا به پایان رسیده است.