اعتراف رسمی نهاد نظارتی وزارت دفاع آمریکا به ایجاد «کسری راهبردی» در ذخایر مهمات، یکی از مهمترین نشانههای هزینه سنگین جنگ ایران برای ارتش آمریکاست. جنگی که واشنگتن آن را «عملیات حماسی خشم» مینامد، نه تنها میلیاردها دلار هزینه داشته، بلکه ذخایر تسلیحاتی و توان زنجیره تامین صنایع دفاعی این کشور را نیز تحت فشار قرار داده است. گزارش بازرس کل تصریح میکند که مصرف مهمات در این عملیات منجر به کسری راهبردی ذخایر و آشکار شدن گلوگاههای موجود در پایگاه صنعتی برای تامین مجدد مهمات شده است. اهمیت این اعتراف فقط به کاهش موجودی انبارهای نظامی محدود نمیشود، بلکه هشدار میدهد که افزایش سریع تولید تسلیحات با محدودیتهای ساختاری در زمینه تولید موتورهای راکتی سوخت جامد، مواد منفجره با درجه بالا، پیشرانها و نیروی انسانی ماهر روبهروست.
گزارش بازرس کل همچنین ابعاد دیگری از خسارتهای نظامی آمریکا را آشکار کرده است. بر اساس آن، دستکم ۳۰ پهپاد بزرگ MQ-9 Reaper آمریکایی منهدم شدهاند، چهار فروند F-15 از بین رفته، یک فروند F-35 آسیب دیده و هفت فروند هواپیمای سوخترسان KC-135 خسارت دیدهاند. برای نخستین بار در سطح یک نهاد نظارتی دولتی آمریکا تایید شده که تاسیسات لجستیکی اصلی نیروی دریایی آمریکا در بحرین هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته است. حملات ایران همچنین موجب آسیب دیدن صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکایی در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن شده است. هزینه بازسازی این خسارتها هنوز در رقم ۳۳.۴ میلیارد دلاری لحاظ نشده است.
تناقض میان اظهارات ترامپ و گزارش نهاد نظارتی وزارت جنگ آمریکا، یکی از نکات سیاسی مهم این گزارش است. ترامپ پیشتر کمبود مهمات را تکذیب کرده و مدعی بود آمریکا «مهمات نامحدود» در اختیار دارد، اما اکنون گزارش رسمی بازرس کل عملا تأیید میکند که جنگ، کسری واقعی در ذخایر ایجاد کرده و زنجیره تولید نیز قادر نیست این کسری را به سرعت جبران کند. این کسری در شرایطی رخ داده که آمریکا همزمان با جنگ ایران، با احتمال تشدید درگیری در نقاط دیگری از خاورمیانه روبهروست و بخش بزرگی از موشکهای دقیق بردبلند خود از جمله ATACMS و PrSM را مصرف کرده است. اکنون یک سؤال مهم پیش روی واشنگتن قرار دارد: آیا ارتش آمریکا میتواند در شرایطی که هنوز در حال جایگزین کردن مهمات مصرفشده در جنگ ایران است، همزمان وارد یک جنگ بزرگ دیگر شود؟ اعتراف تازه بازرس کل پنتاگون دستکم نشان میدهد پاسخ این پرسش برای فرماندهان و برنامهریزان نظامی آمریکا، دیگر به سادگی گذشته نیست.