شب گذشته ساختمان مسکونی شش طبقه «السعاده» در منطقه «الصناعه» در غرب شهر غزه که در جنگ آسیب دیده بود و سرپناه جمعیت بزرگی از خانوادههای آواره شده بود، به ناگاه فروریخت و نیمهشب روی سر ساکنانش آوار شد. در این حادثه دلخراش، ۱۴ نفر که ۶ نفر آنها کودک بودند به شهادت رسیدند و حدود ۲۰ نفر مجروح با نفسهای نیمبند بیرون کشیده شدند. حدود ۱۰۰ نفر همچنان زیر آوار مفقود و مدفون هستند. عملیات امدادرسانی به دلیل کمبود شدید ماشینآلات آواربرداری و تجهیزات امداد و نجات که رژیم صهیونیستی از ورود آنها به غزه جلوگیری کرده، با گره جدی مواجه شده است. عمده شهدا و مفقودین این ساختمان کودکان هستند؛ کودکانی که خستگی حمل دبههای بزرگ آب در طول روز، پلکهایشان را سنگین کرده بود، اما انبوه آوار مهلت بازشدن دوباره آن پلکها را به آنها نداد.
این حادثه تلخ نه اولینبار بود و نه آخرینبار خواهد بود؛ تا وقتی غزه در محاصره است و خبری از ورود اقلام و مصالح ساختمانی و امکان بازسازی نیست. از دست مسئولان غزهای نیز کاری ساخته نیست جز هشدارهای گاهبهگاه. ائتلاف سازمانهای جامعه مدنی فلسطین، حماس، اتحادیه شهردارهای غزه، وزارت توسعه اجتماعی نوار غزه و مرکز حقوق بشر غزه پس از حادثه «السعاده» نسبت به فروریزی هزاران ساختمان نیمهویران هشدار دادند و رژیم اشغالگر را مسئول به خطر انداختن جان غیرنظامیان با جلوگیری از بازسازی و عدم تامین مسکن امن دانستند. بر اساس دادههای مرکز آمار فلسطین، از آغاز جنگ تاکنون حدود ۱۹۰ هزار ساختمان در غزه آسیب دیده که از این میان بیش از ۱۰۲ هزار ساختمان کاملا ویران شده و حدود ۴۲ هزار ساختمان آسیب متوسط داشته است. در مجموع، واحدهای مسکونی تخریبشده یا آسیبدیده به بیش از ۳۳۰ هزار واحد رسیده است. بیش از ۸۵ درصد از بناها و زیرساختها در شهر غزه نابود شده و حدود ۹۰ درصد از مردم غزه در چادرهای فرسوده و مراکز اسکان موقت و ویرانههای خانههایی زندگی میکنند که در جریان جنگ سه ساله تخریب شدهاند.
محمود بصل، سخنگوی سازمان امداد و نجات غزه، هشدار داده که خانههای آسیبدیده جان هزاران نفر را در تمام مناطق تهدید میکند و هیچ راهحل واقعی جز آغاز بازسازی وجود ندارد. وی تاکید کرده که درخواستهای مکرر برای تخلیه این ساختمانها کمتر با پاسخ مواجه شده، زیرا مردم گزینه دیگری برای زندگی ندارند. «ابوبکر»، یکی از دهها هزار آواره غزهای، یک ماه پس از آغاز آتشبس به همراه همسر و چهار فرزندش به خانه نیمهویران خود در اردوگاه النصیرات بازگشت؛ خانهای که از سمت غرب هدف قرار گرفته و با زاویهای حدود ۳۵ درجه خم شده است. او میگوید: «جایی برای رفتن نداریم. هر روز فقط از خدا میخواهیم این خانه روی سرمان نریزد.» «ام محمد» نیز که خانهاش تخریب شده، ناچار در ویرانههای خانه برادر شهیدش زندگی میکند؛ جایی که به گفته او بیشتر شبیه غار است و نیمی از شبانهروز را در باقیمانده ساختمان و نیم دیگر را در چادری روی آوار میگذراند. دیدهبان حقوقبشر اروپا ـ مدیترانه نیز اعلام کرده که با سیطره رژیم صهیونیستی بر ۶۵ درصد از غزه، فضای در دسترس ۲.۱ میلیون نفر از ۳۶۰ کیلومترمربع به ۱۲۸ کیلومترمربع کاهش یافته و فشردگی جمعیتی در این محدوده حدود ۶۰ برابر بیشتر از سربرنیتساست. این نهاد هشدار داده که رژیم صهیونیستی در راستای هدف «نابودی تدریجی یا آوارگی اجباری» میخواهد با سیطره بر ۷۰ درصد از مساحت غزه، فضای باقیمانده برای زندگی مردم را به ۱۰۹ کیلومتر مربع کاهش بدهد.
حالا در چنین شرایطی، حتی اگر اهالی باریکه بخواهند از ساختمانهای سست و نیمهویران خارج شوند، کجا بروند؟ چادرهایی که به تعداد کافی نیست و کم است، یا زیر آسمان و روی زمینی که با تصرف ۷۰ درصدی غزه دیگر جا برای راهرفتن هم در آن باقی نمانده و اگر فضایی باشد، مملو از آوار و فاضلاب و زباله است. مسئولان غزه گفتهاند به ۴۵۰ هزار چادر نیاز دارند تا آوارگان از بیسرپناهی نجات یافته و از زندگی در خانههای سست دست بردارند؛ اما مگر فرقی هم میکند که چادر باشد یا نباشد، وقتی حتی آوارگان خوششانسی که چادری به آنها رسیده از هیچ بلایی در امان نیستند؛ که رژیم صهیونیستی حتی در دوره بهاصطلاح آتشبس، آتش به جان چادرهای آوارگان میاندازد. مثل خرداد امسال که جنگندهها بمبهایشان را روی چادرهای آوارگان منطقه «المواصی» در غرب خانیونس رها کردند و «سائر» تا به خودش آمد، چادرش را در حال سوختن دید و دقایقی بعد، همسر و دختر یکسالهاش را در حال سوختن و غرق در خون. حتی اگر آتش به خیمهها نرسد، باران و سرمای پاییز و زمستان به جای برکت، برای غزه مرگ و نکبت میآورد؛ مثل پاییز و زمستان گذشته که چندین نوزاد از شدت سرما یخ زدند و جان دادند؛ مثل «علی ابوزور»، نوزاد سه ماهه فلسطینی که به دلیل کاهش شدید دما و نبود وسایل گرمایشی در چادر محل اسکان خانوادهاش، سیاه و کبود شد و پزشکان به مادرش گفتند: «دیر آمدید! چند ساعتی از یخزدن و آخرین نفسهایش گذشته است.»