به اشتراک بگذارید

شکست عملی مهار ایران؛ عربستان و متحدان به دنبال بازتعریف امنیت منطقه‌ای

جنگ اخیر در خلیج فارس، چهار دهه راهبرد امنیتی آمریکا را به چالش کشید؛ روایتی که بر پایه مهار ایران و تضمین امنیت کشورهای عربی در ازای همراهی با واشنگتن استوار بود. اما آنچه امروز در رفتار پایتخت‌های عربی مشاهده می‌شود، حاصل بیداری تدریجی از «خواب خرگوشی» است؛ خوابی که طی آن پایگاه‌های نظامی آمریکا، نه تنها سپر امنیتی تلقی نمی‌شوند، بلکه خود به عاملی برای انتقال جنگ به خاک کشورهای منطقه تبدیل شده‌اند.

 شکست عملی مهار ایران؛ عربستان و متحدان به دنبال بازتعریف امنیت منطقه‌ای

۱. رویای امنیت آمریکایی؛ روایتی که با واقعیت جنگ فرو ریخت

برای چهار دهه، راهبرد امنیتی آمریکا در خلیج‌فارس بر یک وعده استوار بود: «اگر کشورهای عربی در کنار واشنگتن بایستند، پایگاه‌های نظامی آمریکا را بپذیرند، صدها میلیارد دلار سلاح خریداری کنند و در پروژه مهار ایران مشارکت داشته باشند، امنیت آنها تضمین خواهد شد.» جنگ اخیر اما این روایت را با واقعیتی سخت روبه‌رو کرد. نه تنها امنیت مطلقی ایجاد نشد، بلکه بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای نخستین بار دریافتند که قرار گرفتن در منظومه امنیتی آمریکا لزوماً به معنای مصون ماندن از تبعات جنگ نیست، بلکه در شرایطی حتی می‌تواند آنها را به بخشی از میدان درگیری تبدیل کند. آنچه امروز در رفتار کشورهای عربی مشاهده می‌شود، بیش از آنکه حاصل یک انتخاب داوطلبانه باشد، محصول اجبار وقایع و فروپاشی فرضیات امنیتی گذشته است.

۲. یادداشت بوسعیدی؛ زنگ هشدار از دل عمان

در چنین فضایی، یادداشت بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان در روزنامه لوموند را باید بیش از یک موضع‌گیری سیاسی دانست. او آشکارا یکی از بنیادی‌ترین مفروضات سیاست آمریکا را زیر سؤال برد: اینکه ایران تهدید اصلی امنیت خلیج‌فارس است و باید از طریق مهار، تحریم و فشار نظامی کنترل شود. بوسعیدی با صراحت اعلام کرد که جنگ اخیر نشان داد منشأ اصلی ناامنی منطقه، ایران نیست و سیاست چهار دهه‌ای مهار ایران نه‌تنها امنیت نیاورده، بلکه خود به بازتولید بحران کمک کرده است. این سخنان از آن جهت اهمیت دارد که از زبان مقام ارشد کشوری بیان می‌شود که همواره نقش میانجی و بازیگر متوازن در معادلات خلیج‌فارس را ایفا کرده و از نزدیک تحولات امنیتی را لمس کرده است. این یادداشت، روایت بیدار شدن تدریجی شیوخ خلیج‌فارس از این واقعیت است که امنیت را نمی‌توان با خرید سلاح، میزبانی از پایگاه‌های خارجی و امید بستن به تضمین‌های قدرت‌های فرامنطقه‌ای به دست آورد.

۳. کاهش اعتماد به سپر آمریکایی؛ وقتی پایگاه‌ها به هدف تبدیل می‌شوند

نخستین واقعیتی که شیوخ خلیج‌فارس را از خواب خرگوشی بیدار کرد، کاهش اعتماد به تضمین‌های امنیتی آمریکا بود. دهه‌ها به کشورهای عربی گفته می‌شد که حضور ناوگان پنجم، سامانه‌های پدافندی، هزاران نیروی آمریکایی و پایگاه‌های متعدد نظامی، هرگونه تهدید را دفع خواهد کرد. اما جنگ اخیر نشان داد که این زیرساخت عظیم نظامی نه تنها نتوانست احساس امنیت مطلق ایجاد کند، بلکه خود به بخشی از معادله تهدید تبدیل شد. زمانی که ایران اعلام کرد در صورت استفاده از پایگاه‌های آمریکا برای حمله به خاک ایران، این مراکز اهداف مشروع نظامی خواهند بود، برای نخستین بار بسیاری از دولت‌های عربی دریافتند که حضور نظامی آمریکا می‌تواند به جای سپر امنیتی، به عاملی برای انتقال جنگ به خاک آنها تبدیل شود. آنچه در ذهن بسیاری از رهبران عرب تغییر کرد، علاقه به نظم جدید جهانی نبود، بلکه تردید نسبت به کارآمدی نظم امنیتی موجود بود.

۴. شکست عملی دکترین مهار؛ هزینه‌های تقابل به جای امنیت

دومین ضربه، شکست عملی دکترین مهار ایران بود. این راهبرد بر این فرض بنا شده که با افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، ایران به تدریج ضعیف‌تر شده و قدرت بازدارندگی خود را از دست خواهد داد. اما جنگ اخیر نشان داد که ایران همچنان توانایی اثرگذاری بر معادلات امنیتی منطقه را حفظ کرده است. این واقعیت، پرسشی اساسی را در ذهن دولت‌های عربی ایجاد کرد: اگر پس از دهه‌ها تحریم، فشار و حضور نظامی آمریکا، همچنان امکان وقوع چنین بحرانی وجود دارد، آیا اصل راهبرد مهار از ابتدا بر مبنای درستی استوار بوده است؟ از همین منظر، افزایش تحرکات دیپلماتیک کشورهای عربی و استقبال از میانجی‌گری، بیش از آنکه نشانه تغییر ایدئولوژیک باشد، واکنشی به شکست یک محاسبه امنیتی است. آنها دریافتند که ادامه منطق تقابل، احتمالاً هزینه‌های بیشتری را مستقیماً متوجه خودشان خواهد کرد.

۵. آینده امنیت خلیج‌فارس؛ بازنگری در مفروضات چهار دهه

این تحول البته به معنای پایان فوری حضور آمریکا در منطقه نیست. کشورهای عربی همچنان روابط راهبردی و نظامی گسترده‌ای با واشنگتن خواهند داشت، اما تفاوت مهم آن است که نگاه آنها به این حضور، دیگر مانند گذشته نیست. اگر تا دیروز پایگاه‌های آمریکایی نماد امنیت تلقی می‌شدند، امروز این پرسش نیز مطرح شده است که آیا همین پایگاه‌ها در شرایط بحران خود به عامل افزایش تهدید تبدیل نمی‌شوند؟ به همین دلیل، آینده امنیت خلیج‌فارس بیش از هر زمان دیگری به بازنگری در مفروضات چهار دهه گذشته وابسته است. آنچه در حال تغییر است، صرفاً یک آرایش سیاسی نیست، بلکه فرو ریختن این تصور است که می‌توان با تکیه بر قدرت خارجی امنیت ایجاد کرد و همزمان از پیامدهای این تقابل نیز مصون ماند. شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنگ اخیر نه در میدان نبرد، بلکه در تغییر محاسبات امنیتی پایتخت‌های عربی رقم خورده باشد؛ جایی که رؤیای مهار ایران برای نخستین بار با تردید جدی مواجه شده است.

پربازدیدترین