بر اساس این نظم، انسان دارای استعدادها، امیال، تمایلات و نیازهای متنوعی است. رشد و کمال آنها منجر به تحقق فضایل در نفس انسان میشود. این فضایل بیانگر ماهیت واقعی انسانیت و وجود واقعی آن هستند.
بنابراین، هر عنصر از این نظام حکیمانه، بخشی از طبیعت انسان محسوب میشود و قوانینی که الزامات این عناصر را آشکار و تنظیم میکنند، «قوانین طبیعی اخلاق» نامیده میشوند.
علامه طباطبایی معتقد است که اعمال صحیح اخلاقی، اعمالی هستند که منجر به شکوفایی استعدادهای طبیعی انسان میشوند. برای مثال، تمایل انسان به کنجکاوی و میل طبیعی و مداوم به دانش، از جمله تمایلات ذاتی نفس ناطقه است، زیرا دانش یک استعداد طبیعی نهفته در هر انسانی است. بنابراین، هر چیزی که با سیر طبیعی رشد و شکوفایی این استعداد مغایرت داشته باشد، عملی نادرست است، مانند دروغ گفتن که با انرژی نفس ناطقه ناسازگار است، قوای شناختی انسان را مختل میکند و مانع از درک حقیقت میشود.