به اشتراک بگذارید

آشفتگی راهبردی ریاض در دریای سرخ؛ وقتی بازدارندگی انصارالله موازنه‌ها را تغییر داد

تشدید حملات انصارالله یمن به تأسیسات و عمق خاک عربستان سعودی، معادلات امنیتی و ژئوپلیتیک غرب آسیا را به چالش کشیده و کارآمدی راهبردهای نظامی و دیپلماتیک ریاض و حامیان غربی‌اش را با پرسش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

آشفتگی راهبردی ریاض در دریای سرخ؛ وقتی بازدارندگی انصارالله موازنه‌ها را تغییر داد

موج حملات پهپادی و موشکی انصارالله در سپتامبر ۲۰۲۲، تصورات ریاض درباره مهار مناقشه یمن پس از آتش‌بس را دگرگون ساخت. این تحولات نشان داد که انصارالله فراتر از یک جنبش داخلی، بازیگری اثرگذار در سطح منطقه‌ای است که توانسته ابتکار عمل میدانی را در دست گیرد. با گسترش عملیات‌ها به مناطق ساحلی دریای سرخ و تسلط بر بخش‌هایی از مسیرهای حیاتی مانند باب‌المندب، این جنبش فشار همه‌جانبه‌ای را بر زیرساخت‌های اقتصادی و نفتی عربستان وارد کرده تا از این طریق، توان بازدارندگی و قدرت چانه‌زنی خود را در هرگونه روند سیاسی آینده به حداکثر برساند.

ناتوانی عربستان در دفع مؤثر حملات انصارالله، فراتر از یک ضعف نظامی ساده، عیان‌کننده آسیب‌پذیری‌های بنیادین ساختار دفاعی این کشور است. با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلان تسلیحاتی ریاض در سال‌های گذشته، انحصارگرایی اتکا به چتر امنیتی ایالات متحده کارایی خود را از دست داده است. اکراه دولت دونالد ترامپ برای مداخله مستقیم نظامی و ترجیح راهکارهای دیپلماتیک، رهبران سعودی را در مواجهه با چالش‌های امنیتیِ خود تنهاتر گذاشته و نشان داده است که وابستگی مطلق به قدرت‌های خارجی نمی‌تواند ثبات پایداری را برای کشورهای منطقه به ارمغان آورد.

تغییر تاکتیک انصارالله از درگیری‌های مرزهای داخلی به حملات مستقیم به عمق خاک عربستان، بُعد روانی و بازدارنده نبرد را به نفع یمنی‌ها تغییر داده است. هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی در شهر ینبع و تلاش برای خنثی کردن تلاش‌های ریاض جهت جایگزینی مسیر دریای سرخ با تنگه هرمز، نشانگر درک عمیق انصارالله از نقاط ضعف اقتصادی رقیب است. این رویکرد که همسو با سیاست‌های ضدِهژمونی در غرب آسیا ارزیابی می‌شود، در پی اثبات این واقعیت است که امنیت اقتصادی ریاض بدون تن دادن به ثبات و استقلال واقعی در یمن، دست‌نیافتنی خواهد بود.

پربازدیدترین