فرمان اخیر رهبر انقلاب را باید در چارچوب تغییر پارادایم بازدارندگی ایران تحلیل کرد. بر اساس ارزیابی کارشناسان، ایران با تأکید بر پاسخ «بدون محدودیت جغرافیایی» و بهروزرسانی بانک اهداف، درصدد است تا محاسبات نظامی طرف مقابل را تغییر دهد و هزینه هرگونه حمله را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بهشدت افزایش دهد. مؤسسه مطالعات جنگ آمریکا (ISW) در این باره تأکید کرده است که دستور گسترش بانک اهداف، بخشی از تلاش تهران برای بازداشتن واشینگتن و تلآویو از آغاز حملات مجدد است. در واقع، ایران با تهدید به گسترش دامنه پاسخ، میخواهد به طرف مقابل نشان دهد که دیگر نمیتواند یک عملیات کوتاهمدت و محدود علیه ایران انجام دهد و سپس از میدان خارج شود. محمد مرندی، استاد دانشگاه تهران، نیز این فرمان را پیامی روشن به واشینگتن درباره ناممکن بودن یک عملیات کوتاهمدت دانسته و تأکید کرده است که مرحله بعدی جنگ، مرحلهای تعیینکننده خواهد بود.
بُعد دیگر این فرمان، به تغییر در تعریف «جغرافیای تهدید» بازمیگردد. محمدرضا فارسیان، حقوقدان و استاد دانشگاه، فرمان جدید را نشانه تغییر در تعریف قلمرو امنیت ملی دانسته و تأکید کرده است که در جهان امروز، تهدیدها دیگر به مرزهای جغرافیایی محدود نیستند و زیرساختهای اطلاعاتی، زنجیرههای پشتیبانی نظامی، پایگاههای عملیاتی و شبکههای فرماندهی نیز بخشی از جغرافیای تهدید محسوب میشوند. از این منظر، پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی به معنای انتقال تمرکز از محل وقوع حمله به منشأ و شبکه پشتیبانی آن است. این رویکرد، با تأکید فرماندهان نظامی بر افزایش آمادگی در سواحل خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان همراه شده است که نشاندهنده اهمیت این مناطق در محاسبات دفاعی ایران است. به عبارت دیگر، ایران دیگر صرفاً به دفاع در مرزهای خود نمیاندیشد، بلکه در پی آن است که با تهدید منافع حیاتی طرف مقابل در هر نقطه از جهان، بازدارندگی مؤثرتری ایجاد کند.
در نهایت، آنچه این فرمان را به یک راهبرد جامع تبدیل میکند، همزمانی دیپلماسی و آمادگی نظامی است. حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران، معتقد است تهران همزمان دو مسیر را دنبال میکند: باز نگه داشتن کانالهای دیپلماتیک و تلاش برای تغییر محاسبات نظامی طرف مقابل. این رویکرد در شرایطی اتخاذ شده که احتمال حمله مجدد آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا وجود دارد و برخی تحلیلها از جمله آکسیوس به آن اشاره کردهاند. در چنین شرایطی، تهران با ارسال پیامهای همزمان دیپلماتیک و نظامی، میخواهد نشان دهد که توافق همچنان امکانپذیر است، اما اگر جنگی آغاز شود، با قواعدی متفاوت و در میدانی بسیار گستردهتر دنبال خواهد شد. این راهبرد، ضمن افزایش هزینههای هرگونه ماجراجویی نظامی، میتواند موضع ایران را در مذاکرات آینده نیز تقویت کند و معادلات امنیتی غرب آُسیا را به شکلی بنیادین تغییر دهد.