به اشتراک بگذارید

ضربه به شریان‌های اینترنت؛ چرا استارلینک هم ناجی منطقه نیست؟

پس از آنکه ایران به صراحت اعلام کرد در صورت حمله به زیرساخت‌هایش، کابل‌های اینترنت تنگه هرمز را هدف قرار خواهد داد، نگرانی در میان کشورهای عربی و منطقه به‌شدت افزایش یافته است؛ تهدیدی که با توجه به عبور حدود ۹۷ درصد ارتباطات منطقه از این کابل‌ها، می‌تواند زندگی روزمره، اقتصاد دیجیتال و مراکز داده غرب آسیا را با بحرانی بی‌سابقه روبه‌رو کند.

ضربه به شریان‌های اینترنت؛ چرا استارلینک هم ناجی منطقه نیست؟

تهدید ایران برای هدف قرار دادن کابل‌های زیردریایی تنگه هرمز، یک اقدام راهبردی و هوشمندانه در پاسخ به تهدیدات زیرساختی است که در آن، ارزش اقتصادی و ارتباطی این آبراه به گروگان گرفته می‌شود. حدود هفت کابل زیردریایی اصلی از تنگه هرمز عبور می‌کنند که ۹۷ درصد ارتباطات منطقه و نزدیک به ۳۰ درصد ترافیک اینترنت بین اروپا و آسیا را حمل می‌کنند. این کابل‌ها، در واقع ستون فقرات دیجیتال کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند و در صورت قطع، تنها با اختلال در سرعت مواجه نمی‌شوند، بلکه زیرساخت‌های حیاتی، مراکز داده و سرویس‌های ابری که بر پایه این اتصالات بنا شده‌اند، به‌طور مستقیم از کار می‌افتند. برخلاف تصور عمومی که استارلینک و اینترنت ماهواره‌ای را جایگزین می‌دانند، این سرویس‌ها به هیچ وجه ظرفیت و پهنای باند لازم برای جبران خسارت قطع کابل‌های فیبر نوری را ندارند و در صورت قطعی، خدمات محلی متکی به دیتاسنترها حتی با وجود دسترسی ماهواره‌ای، غیرقابل استفاده خواهند شد.

بُعد دیگر این ماجرا، پیوند عمیق میان زیرساخت‌های ارتباطی و زندگی روزمره شهروندان است که این تهدید را از یک مسئله صرفاً فنی به یک بحران اجتماعی و اقتصادی فراگیر تبدیل می‌کند. در غرب آسیا، به‌ویژه در حوزه خلیج فارس، حجم عظیمی از فعالیت‌های روزمره به مراکز داده و پلتفرم‌های دیجیتال وابسته شده است. از برنامه‌های درخواست خودرو مانند کَریم و دیدی گرفته تا پلتفرم‌های تحویل غذا نظیر تالابات، همگی برای عملکرد خود به دیتاسنترهای محلی متکی هستند. حتی پلتفرم‌های جهانی مانند تیک‌تاک و یوتیوب برای بهبود سرعت پخش محتوا، از مراکز داده دبی و منطقه استفاده می‌کنند. بنابراین، قطع کابل‌ها نه‌تنها بر اقتصاد دیجیتال ضربه می‌زند، بلکه با مختل کردن سرویس‌های ضروری زندگی روزمره، موجی از نارضایتی عمومی و بحران در مدیریت شهری را به دنبال خواهد داشت. این وضعیت نشان می‌دهد که تهدید ایران، یک اهرم فشار قوی است که می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی حمله به زیرساخت‌های ایران را برای کشورهای منطقه به شکل چشمگیری افزایش دهد.

در نهایت، این تهدید را باید در چارچوب یک معادله بازدارندگی چندلایه و پیچیده ارزیابی کرد. ایران با مطرح کردن کابل‌های هرمز، در واقع یک برگ برنده استراتژیک رو کرده است که نه‌تنها کشورهای عربی را نگران کرده، بلکه ابعاد جهانی به خود گرفته است. قطع کابل‌های منطقه، به دلیل حمل ۸۰ درصد ترافیک اینترنت جهانی، می‌تواند شبکه‌های ارتباطی در نقاط دورتر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این وضعیت باعث شده است که امنیت سایبری و زیرساخت‌های ارتباطی، به بخشی جدایی‌ناپذیر از معادلات نظامی و امنیتی منطقه تبدیل شود. کشورهای عربی و شرکای غربی آن‌ها اکنون با این پرسش جدی روبه‌رو هستند که آیا توانایی حفاظت از این کابل‌ها را دارند و آیا می‌توانند در صورت اقدام ایران، جایگزین مطمئنی برای این حجم عظیم از داده‌ها پیدا کنند؟ پاسخ به این پرسش، تعیین‌کننده توازن قدرت در آینده دیجیتال منطقه خواهد بود و نشان می‌دهد که ایران در میدان نبرد جدید، یعنی زیرساخت‌های ارتباطی، دست برتر را دارد.

پربازدیدترین