سفر پنجم عاصم منیر به تهران را نمیتوان صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمول دانست؛ این سفر در بستری انجام شد که سه تحول کلیدی، فضای آن را متفاوت کرده است. نخست، چشمانداز توافق و راهحلهای میانجیگرانه میان ایران و آمریکا به دلیل عهدشکنیهای کاخ سفید و موجهای جدید درگیری در تنگه هرمز به شدت کمرنگ شده است. دوم، تحولات یمن موجب شده پاکستان از نقش میانجیگر در سایه خارج شده و بهطور فعالانهتری در مناقشات ظاهر شود. سوم، مسئله مرزها باب جدیدی در محتوای مذاکرات گشوده است. این وضعیت سهگانه باعث شده که درک دو طرف از اولویت موضوعات مذاکره دچار تفاوت فاحش شود؛ منیر به دنبال ایفای نقش میانجیگرانه برای بازگرداندن باب دیپلماسی است، اما ایران مناسبات دوجانبه و حل مشکلات مرزی و تجاری را مهمتر میداند. در واقع، این سفر نشان داد که دیپلماسی در شرایط کنونی، بیش از آنکه تابع خواست میانجیگران باشد، تابع واقعیتهای میدان و منافع ملی کشورهاست.
بُعد دیگر این سفر، به چالشهای دوجانبه و اولویتهای اقتصادی ایران بازمیگردد. در شرایطی که فشارهای اقتصادی و تحریمی واشنگتن و محاصره دریایی در خلیج فارس، تجارت زمینی با همسایگان را به یکی از اصلیترین اولویتهای حکمرانی در سیاست خارجی ایران تبدیل کرده است، حل مشکلات مرزی از اهمیت راهبردی برخوردار شده است. در همین چارچوب، مذاکرات پیرامون حل و فصل مشکلات بوجود آمده در مرزها در صدر خواستههای طرف ایرانی قرار داشت و عاصم منیر در پاسخ به پیگیری رئیس مجلس شورای اسلامی درباره تبادلات مرزی، تأکید کرد که مسائل مرزی موقتی و فنی بوده و مرز دو کشور باز شده است. اما مسئله مهمتر، امنیت مرزهاست؛ تهران خواستار اهتمام جدیتر پاکستان نسبت به تعهدات همسایگی برای کنترل و برخورد با تهدیداتی است که از داخل این کشور علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران صورت میگیرد. در هفتههای اخیر، شبیخونهای تروریستی گروههای معاند و تکفیری به شهرهای مرزی در سیستان و بلوچستان، شماری از نیروهای امنیتی و شهروندان را به شهادت رسانده است و از نظر جمهوری اسلامی، اقدامات دولت اسلامآباد برای برخورد با این تهدیدات ناکافی بوده است.
در نهایت، پاکستان در حالی نقش میانجیگر را بر عهده گرفته که پشت پرده این تحرکات، مسئله کنترل بحران انرژی و تأثیر آن بر انتخابات آمریکا قرار دارد. ترامپ بارها اعلام کرده که رابطه نزدیکی با عاصم منیر دارد و در شرایطی که تشدید بحران در تنگه هرمز و اصابت نفتکشها، فشار سنگینی بر بازار نفت و افکار عمومی آمریکا وارد کرده است، احتمالاً راهحل سریع را نرم کردن فضا با تاکتیک دیپلماسی دانسته است. با این حال، مواضع مقامات ایرانی نشان میدهد که آنها به خوبی از نیت پشت پرده کاخ سفید آگاه هستند. محمدباقر قالیباف با برشمردن سابقه طولانی اقدامات منفی آمریکا علیه ایران، بر اوج بیاعتمادی نسبت به آمریکا تأکید کرد و گفت که با نقض تفاهمنامه اسلامآباد توسط دولت ترامپ، تهدیدهای مکرر وی بنای این بیاعتمادی را بلندتر از قبل کرده است. او تأکید کرد که آمریکا جز با اجرای شروط هفتگانه ایران نمیتواند اعتماد ایران را کسب کند. در مجموع، ایران سفر عاصم منیر را نه نشانهای از خوشبینی به سیاستهای آمریکا و عربستان، بلکه در چارچوب تحولات میدانی و الزامات جنگ ارزیابی میکند؛ رویکردی که بر بیاعتمادی به واشنگتن و ضرورت انطباق دیپلماسی با واقعیتهای میدان استوار است.