عزام التمیمی، تحلیلگر سیاسی، در شبکه عربی الحوار با اشاره به پیامدهای گسترده بحران در تنگه هرمز و بابالمندب گفت: «به نظر میرسد شرایط بهگونهای پیش رفته که کسی تصور نمیکرد بحران در تنگه هرمز و بابالمندب بتواند چنین تأثیری بر اقتصاد جهانی بگذارد. اکنون وضعیت اقتصادی بسیار بحرانی شده و حتی مسائل بغرنج در داخل کشورهای غربی مطرح است.» این اظهارات نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه مبنی بر محدود بودن دامنه درگیری، پیامدهای اقتصادی این بحران اکنون به داخل کشورهای غربی نیز رسوخ کرده و به یکی از چالشهای جدی سیاستگذاران آنها تبدیل شده است.
حافظ الکرمی، تحلیلگر سیاسی دیگر حاضر در این برنامه، با اشاره به وعدههای اولیه ترامپ درباره مدتزمان جنگ، تصریح کرد: «این همان جنگی است که ترامپ میگفت سه یا چهار روز طول میکشد و سپس همهچیز تمام میشود... اما اکنون دیگر مسئله، سرنگونی نظام ایران یا تغییر آن نیست؛ موضوعی که امروز مطرح است، فقط این است که چگونه تنگه هرمز را باز کنند.» این اظهارات بازتابدهنده تغییر بنیادین در محاسبات راهبردی طرف مقابل است؛ بهگونهای که اهداف اولیه جنگ — از جمله تغییر نظام یا سرنگونی آن — کنار گذاشته شده و تمرکز صرفاً بر مدیریت بحران و بازگرداندن جریان انرژی از این آبراه حیاتی معطوف شده است.
اتفاقنظر این تحلیلگران بر ناتوانی آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف اعلامشده جنگ، نشاندهنده یک شکست راهبردی مهم است. در حالی که تصور اولیه بر آن بود که این درگیری میتواند به سرعت و با پیروزی طرف مقابل پایان یابد، اکنون بحران تنگه هرمز به گرهای کور در معادلات اقتصادی و امنیتی جهانی تبدیل شده است. تداوم این وضعیت، نهتنها هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده، بلکه مشروعیت و اعتبار قدرتهای مداخلهگر را نیز در سطح بینالمللی به چالش کشیده است؛ موضوعی که تحلیلگران عرب نیز اکنون آشکارا به آن اذعان میکنند.