سخنان اخیر مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آکروپولیس آتن را باید در چارچوب تلاشی نظاممند برای تبدیل تقابل با ایران به یک «جنگ تمدنی» فهمید. روبیو با استناد به جنگهای ایران و یونان در حدود ۲۵۰۰ سال پیش، سپاه خشایارشا را بهعنوان تهدیدی برای تمدن غرب معرفی کرد و مدعی شد ایرانیان معابد را غارت کردند و آکروپولیس را با خاک یکسان ساختند. این در حالی است که به گفته بسیاری از کارشناسان، جنگ خشایارشا با یونانیان در واکنش به شورش اهالی آتن و سوزاندن شهر ایرانی سارد هخامنشی صورت گرفته و هیچ نشانی نیست که ایران بهدنبال نابودی فرهنگ یونان بوده است. تحریف جنگ ایران با یونان بهعنوان یک جنگ تمدنی، یک انحراف آشکار از تاریخ است؛ زیرا جنگهای ایران و یونان در آن دوره زمینه تاریخی و سیاسی خاص خود را داشتند و نمیتوان آنها را بدون توضیح تفاوتهای بنیادی به جنگ کنونی آمریکا و ایران تعمیم داد. نکته قابل تأمل آن است که روبیو با وجود طرح ادعاهای ضدایرانی، بهطور ناخواسته به قدرت تاریخی ایران نیز اعتراف کرد و گفت «سپاهیان خشایارشا، بزرگترین امپراتوری آن عصر را پشت دروازهها نگه داشتند»؛ اعترافی که نشان میدهد حتی آمریکاییها نیز قادر به نادیده گرفتن جایگاه تمدنی ایران نیستند.
بُعد دوم تحلیل، زیر سؤال رفتن ادعاهای روبیو حتی در داخل آمریکا است. ولی نصر، استاد روابط بینالملل در دانشگاه جانز هاپکینز، در گفتوگو با الجزیره استدلال کرد که هدف سخنرانی روبیو، معرفی ایران بهعنوان «دشمن مشترکی» است که بتواند آمریکا و اروپا را دوباره حول یک محور گرد هم آورد. به گفته او، واشنگتن میخواهد بهجای اختلافات آمریکا و اروپا درباره روسیه و اوکراین، تهدید ایران را در مرکز همکاریهای غرب قرار دهد. جوزف لوکونته، تاریخپژوه و نویسنده آمریکایی، نیز در مقالهای در نشریه محافظهکار «نشنال ریویو» سخنرانی روبیو را دارای خطاهای تاریخی و مفهومی دانست و انتقاد محوری او این بود که روبیو بر جاهطلبی، رقابت و قدرت ملی تأکید کرده، اما جایگاه عدالت و محدودیتهای اخلاقی قدرت را نادیده گرفته است. لوکونته هشدار داد چنین روایتی میتواند به تصویری گمراهکننده از تاریخ آمریکا و تمدن غرب منجر شود. این انتقادات نشان میدهد که حتی در سپهر سیاسی و رسانهای آمریکا نیز روایت روبیو از تاریخ، روایتی گزینشی و ایدئولوژیک تلقی میشود.
بُعد سوم، استفاده ابزاری روبیو از فلسفه و تاریخ برای مشروعیتبخشی به ایدئولوژی سیاسی خود است. مقالهای انتقادی در فایننشال تایمز، سخنرانی روبیو در آتن را تلاشی برای مشروعیتبخشی فکری به ایدئولوژی ماگا از طریق ارجاع به تاریخ و فلسفه ارزیابی کرد. این تحلیل به استفاده گزینشی روبیو از افلاطون، اسکندر مقدونی و فاتحان تاریخی پرداخت و استدلال کرد که او بر قدرت نظامی و ملی تأکید میکند، اما از اندیشههای روشنگری و بخشهایی از میراث فلسفی غرب غافل میماند. نویسنده همچنین سخنرانی را در چارچوب جاهطلبی سیاسی روبیو و تلاش او برای تبدیل شدن به وارث سیاسی ترامپ تفسیر کرد. این در حالی است که ترامپ نیز در چند نوبت ادعاهای ضدتمدنی علیه ایران مطرح کرده و از جمله در اواخر جنگ ۴۰ روزه مدعی نابودی تمدن ایران شد؛ ادعاهایی که تاکنون واهی و بینتیجه بوده است. در مجموع، آنچه از این تحلیل برمیآید آن است که تلاش روبیو برای تبدیل تقابل با ایران به یک جنگ تمدنی، نه یک روایت تاریخی معتبر، بلکه یک پروژه سیاسی برای بازتعریف نظم جهانی بر مبنای تقابلسازی و دشمنسازی است؛ پروژهای که حتی در داخل آمریکا نیز با نقد جدی نخبگان و کارشناسان روبهرو شده است.