به اشتراک بگذارید

عراق؛ گورستان راهبرد نظامی آمریکا در غرب آسیا/ وقتی مقاومت بر ماشین جنگی ابرقدرت چیره شد

خروج کامل نظامی آمریکا از عراق در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، نقطه پایانی بر دو دهه شکست راهبردی واشنگتن در یکی از مهم‌ترین کشورهای غرب آسیا است؛ شکستی که نه یک حادثه تاکتیکی، بلکه فروپاشی یک ساختار تمام‌عیار نظامی بود و آنچه حقیقتاً آمریکا را به خروج وادار کرد، نه مذاکره و نه درخواست دولت عراق، بلکه مقاومت اسلامی بود که با هدف قرار دادن منافع آمریکایی، هزینه حضور را به سطح غیرقابل قبول رساند.

عراق؛ گورستان راهبرد نظامی آمریکا در غرب آسیا/ وقتی مقاومت بر ماشین جنگی ابرقدرت چیره شد

آمریکا در سال ۲۰۰۳ با دروغ بزرگ «سلاح‌های کشتار جمعی» به عراق حمله کرد، اما در سطح راهبردی نه توانست ساختار سیاسی پایدار بسازد، نه دولت عراق را به بازیگری کاملاً مستقل یا همسو با خود تبدیل کند و نه در برابر نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران و مقاومت اسلامی بایستد. هزینه این ماجراجویی از مرز دو تریلیون دلار گذشت، هزاران سرباز آمریکایی کشته و زخمی شدند و صدها هزار عراقی جان باختند؛ اما نتیجه نهایی نه تسلط بر بغداد بود و نه تثبیت نظم آمریکایی، بلکه پیروزی مقاومت اسلامی در عراق بود که معادلات قدرت در این کشور را پس از دو دهه به شکل کامل تغییر داد. در این شکست راهبردی آمریکا در منطقه غرب آسیا، نقش گروه های مقاومت و اراده ملت عراق و راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در محور مقاومت تعیین‌کننده بوده است. واشنگتن گمان می‌کرد می‌تواند با فشار نظامی و هزینه‌های اقتصادی، مقاومت را به عقب‌نشینی وادار کند، اما مقاومت اسلامی عراق با راهبردهای دقیق خود در دو دهه اخیر — از حملات پهپادی و موشکی به پایگاه‌ها تا هدف قرار دادن خطوط لجستیکی و منافع اقتصادی — با وجود تقدیم تعداد کثیری از شهدا به جبهه مقاومت، آمریکا را در وضعیتی قرار داد که ادامه حضور نظامی برایش غیرقابل تحمل گردید.

در ماه‌های منتهی به خروج و بالاخص در جنگ جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا، صدها حمله به مواضع آمریکایی، از جمله با پهپادهای فیبر نوری و موشک‌های هدایت‌شونده توسط مقاومت عراق صورت پذیرفت و این واقعیت را تثبیت کرد که مقاومت نه یک تهدید حاشیه‌ای، بلکه بازیگر تعیین‌کننده میدان است. نقش ایران و گروه‌های مقاومت در این معادله، تعیین‌کننده و تاریخی بود. حمایت راهبردی جمهوری اسلامی ایران از محور مقاومت، به همراه فداکاری فرماندهانی چون شهید قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس، توانست مقاومت عراق را از یک واکنش پراکنده به یک راهبرد منسجم تبدیل کند. آنچه حقیقتاً آمریکا را نهایتاً به خروج وادار کرد، نه مذاکره و نه درخواست دولت عراق، بلکه مقاومت اسلامی بود که با هدف قرار دادن منافع آمریکایی، هزینه حضور را به سطح غیرقابل قبول رساند. همان‌گونه که رهبران مقاومت تأکید کرده‌اند، اگر مقاومت نبود، نیروهای آمریکایی عراق را ترک نمی‌کردند. این پیروزی، تحقق وعده خون شهیدان مقاومت و نقطه عطفی در تاریخ منطقه است.

پیامدهای این خروج، فراتر از مرزهای عراق است. گفتمانی در افکار عمومی منطقه شکل گرفته است که وجهه ابرقدرتی آمریکا به‌عنوان بازیگری که می‌تواند سرنوشت منطقه را با زور تعیین کند، به شدت آسیب دیده است و هیچ قدرت خارجی، هرچقدر هم از نظر نظامی پیشرفته باشد، نمی‌تواند برخلاف اراده ملت‌ها و مقاومت مردمی، سرنوشت یک منطقه را تعیین کند. خروج آمریکا از عراق شکست قطعی پروژه استکبار و آغاز عصر جدیدی است که در آن ملت‌های آزاده منطقه و محور مقاومت، با خون شهیدان و ایستادگی خود، سرنوشت خویش را رقم می‌زنند؛ عصری که در آن اراده مستضعفان بر ماشین جنگی قدرت‌های متکبر چیره شده و پرچم مقاومت، از بغداد تا غزه و از یمن تا لبنان، به‌عنوان نماد استقلال و کرامت ملت‌ها برافراشته می‌ماند.

پربازدیدترین