تحرکات اخیر ریاض در قبال دمشق را باید در بستر دشواریهای عربستان برای تغییر معادله جنگ یمن بررسی کرد. رویکرد جدید انصارالله یمن در قبال سیاستهای تخاصمی عربستان، به سالها وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در شبهجزیره پایان داده و با اعمال محاصره دریایی، هدف قرار دادن خطوط کشتیرانی و مسیرهای انتقال نفت و شبکه فرودگاههای عربستان، سران سعودی را با چالشهای جدی مواجه کرده است. متحدان ریاض یکی پس از دیگری یا از ورود به باتلاق یمن طفره میروند یا حمایتهایشان را در حد شعار نگه میدارند؛ همین مسئله بنسلمان را به سمت جستوجوی متحدان جدید میدانی سوق داده و او را به استفاده از ظرفیت تروریستهای حاکم بر سوریه امیدوار کرده است. سعودیها که با بودجه نظامی سالانه بیش از ۸۰ میلیارد دلار و برخورداری از پیشرفتهترین تجهیزات غربی و شرقی، در برابر قدرت نظامی انصارالله با دشواری دستیابی به پیروزی مواجهاند، امیدوارند با بهرهگیری از نیروهای نیابتی و مزدور، معادله میدان را به سود خود تغییر دهند.
سفر غیرمنتظره و ناگهانی احمد الشرع (جولانی)، رئیس دولت موقت سوریه، به ریاض و استقبال گرم مقامهای بلندپایه سعودی از او، این گمانهزنی را تقویت کرده است. سفری که در ظاهر با محوریت روابط دوجانبه و همکاریهای اقتصادی انجام شد، اما همزمانی آن با تشدید درگیریها در یمن و انتشار گزارشهایی درباره مذاکرات نظامی ریاض و دمشق، پرسشهایی جدی درباره اهداف پشت پرده این دیدار ایجاد کرده است. گزارش اکسیوس از بررسی اعزام ۱۰ تا ۲۰ هزار نیروی سوری به یمن، از لشکر ۹۰ مستقر در نزدیکی دمشق و لشکر ۸۴ در جنوب سوریه، نشان میدهد که در صورت جدی بودن پیشنهاد، موضوع صرفاً به اعزام محدود نیروهای مشورتی خلاصه نمیشود، بلکه میتواند به مشارکت یک نیروی زمینی قابل توجه در جنگی منطقهای منجر شود. چنین اقدامی برای حاکمیت جدید سوریه، که هنوز درگیر تثبیت ساختارهای نظامی و سیاسی خود است، هزینههای قابل توجهی به همراه خواهد داشت و ورود به جنگ یمن نهتنها منابع انسانی و نظامی این کشور را از روند بازسازی داخلی منحرف میکند، بلکه ممکن است دمشق را در معرض پیامدهای مستقیم رویارویی با انصارالله و حامیان منطقهای آن قرار دهد.
یکی از موانع مهم در مسیر مشارکت نظامی دمشق در یمن، وضعیت ارتش سوریه است. حاکمیت جدید پس از سقوط دولت بشار اسد با چالش ادغام گروههای مسلح مختلف در ساختار نظامی واحد روبهرو بوده است؛ گروههایی که از نظر سابقه عملیاتی، وابستگیهای سیاسی، ساختار فرماندهی و گرایشهای ایدئولوژیک تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند. در میان این نیروها، گروههایی با پیشینه تفکرات تکفیری و همچنین تروریستهای خارجی حضور داشتهاند. تبدیل چنین مجموعهای به ارتشی منسجم و تحت فرماندهی مرکزی، فرایندی پیچیده است که علاوه بر سازماندهی نظامی، به حل اختلافات داخلی و ایجاد سازوکارهای پایدار فرماندهی و کنترل نیاز دارد. در چنین شرایطی، اعزام هزاران نیروی نظامی به جبههای خارج از مرزهای سوریه میتواند بر روند بازسازی ارتش تأثیر بگذارد. افزون بر این، حضور نیروهای سوری در جنگ یمن ممکن است به بازتولید شکافهای ایدئولوژیک و مذهبی در قالب یک رویارویی منطقهای منجر شود؛ بهویژه اگر این مشارکت در تبلیغات طرفهای درگیر بهعنوان تقابل مذهبی با انصارالله معرفی شود. بخش عمده انصارالله از نظر مذهبی پیرو مذهب زیدی است و در سالهای گذشته توانسته است با اتکا به ساختارهای نظامی و سیاسی خود، در برابر ائتلاف تحت رهبری عربستان مقاومت کند. ورود نیروهایی با پیشینه تکفیری به این میدان، در صورت همراه شدن با ادبیات فرقهگرایانه، میتواند بُعد مذهبی درگیری را برجستهتر کند و دامنه تنشهای منطقهای را افزایش دهد. در نهایت، مسئله اساسی برای عربستان این است که آیا ورود نیروهای سوری میتواند ضعفهای عملیاتی نیروهای همسو با ریاض را جبران کند یا صرفاً جغرافیای درگیری و شمار بازیگران حاضر در آن را گسترش خواهد داد.