آمریکا در هفتههای اخیر با استناد به اظهارات مقاماتی مانند وزیر انرژی و وزیر خزانهداری خود، تلاش کرده است تصویری از کنترل کامل بر تنگه هرمز ارائه دهد و عبور روزانه بیش از ۸ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت را به نیروی دریایی خود نسبت دهد. اما دادههای شرکتهای تحلیل دریایی مانند کپلر و لویدز لیست اینتلیجنس نشان میدهد میانگین عبور روزانه کشتیها تنها حدود ۱۲ تا ۱۳ فروند است؛ فاصلهای قابل توجه با ادعای عبور ۴۰ کشتی در روز. این آمار به همراه هشدار مرکز مشترک اطلاعات دریایی درباره وجود مینهای ناشناخته در منطقه، تناقض آشکار میان روایت واشنگتن و واقعیت میدانی را برملا میکند.
ایران در پاسخ به محاصره دریایی آمریکا، قواعد جدیدی را برای عبور و مرور در تنگه هرمز تعریف کرده است. تهران با اعلام فهرست سیاه ۴۵ نفتکش متخلف و هشدار درباره جریمه، توقیف و مصادره محمولهها، عملاً چارچوب حقوقی و عملیاتی جدیدی را به میدان تحمیل کرده است. حوادث اخیر برای نفتکشهای سعودی و اماراتی نشان میدهد که ایران از مرحله هشدار عبور کرده و توانایی شناسایی و هدف قرار دادن کشتیهای متخلف را حتی در صورت حرکت تحت اسکورت آمریکا دارد. این اقدام، اسکورت نظامی واشنگتن را از یک اقدام صرفاً دفاعی به بخشی از تقابل مستقیم میان دو طرف تبدیل میکند.
ورود نفتکشها به مرکز تقابل نظامی، پیامدهای فراتر از روابط دو کشور دارد. افزایش حملات و گسترش فهرست کشتیهای ممنوعه، ریسک فعالیت شرکتهای بیمه و حملونقل را به شدت افزایش میدهد و میتواند حتی بدون توقف کامل صادرات، قیمت نفت را بالا ببرد. این مسئله برای دولت ترامپ یک شمشیر دولبه است؛ از یک سو فشار بر ایران را حفظ میکند و از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی مستقیماً بر اقتصاد آمریکا و هزینه زندگی شهروندان اثر میگذارد.
در نهایت، آنچه در خلیج فارس در حال شکلگیری است، نبرد بر سر تعیین قواعد عبور و مرور و هزینه اقتصادی جنگ است که در آن هر نفتکش به بخشی از معادله نظامی ایران و آمریکا تبدیل شده است.