چوپانان مسلح؛ لشكري پنهان در لباس دامداري
در كرانه باختري، چوپانان شهركنشين صهيونيست نقشي فراتر از يك فعاليت اقتصادي ايفا ميكنند. اين افراد كه عموماً از جريانهاي راست افراطي هستند، با حمل سلاح، استفاده از سگهاي مهاجم و پهپادها، به ابزاري براي ترساندن فلسطينيان و تصرف زمينهاي آنان تبديل شدهاند. گزارشهاي سازمانهاي حقوق بشري و تحقيقات ميداني نشان ميدهد كه استقرار يك گله گوسفند در يك تپه، به تدريج دسترسی فلسطينيان به مراتع و زمينهاي كشاورزي را محدود ميكند و زمينه را براي احداث شهركهاي جديد فراهم ميآورد. اين الگو كه از سال ۲۰۱۷ شتاب گرفته، عملاً چوپاني را به مرحله مقدماتي شهركسازي تبديل كرده است.
هماهنگي پنهان با ارتش و پليس؛ جوخههاي ترور نيمهرسمي
آنچه اين پديده را خطرناكتر ميكند، هماهنگی ضمني اين چوپانان مسلح با نهادهاي امنيتي و سياسي رژيم صهيونيستي است. وزير امنيت ملي رژيم، ايتامار بنگوير، نهتنها تسليح گسترده شهركنشينان را تسهيل كرده، بلكه معيارهاي دريافت مجوز سلاح را به حدي سادهسازي كرده كه صدها هزار نفر، از جمله افرادي بدون سابقه نظامي، به راحتي به سلاح گرم دسترسي پيدا كنند. اين وضعيت، مرز ميان غيرنظامي و نيروي امنيتي را محو كرده و به شهركنشينان اجازه ميدهد با حمايت غيرمستقيم ارتش، به عنوان «جوخههاي ترور» محلي عمل كنند؛ گروههايي كه نه تنها فلسطينيان را مرعوب ميكنند، بلكه زمينه را براي اخراج اجباري آنان از سرزمينشان فراهم ميآورند.
تناقض بزرگ؛ خلع سلاح مقاومت در برابر تسليح شهركنشينان
در حالي كه جامعه جهاني و رژيم صهيونيستي بر خلع سلاح گروههاي مقاومت فلسطيني به عنوان شرطي اساسي برای آينده غزه اصرار دارند، در كرانه باختري شاهد روندي معكوس هستيم: تسليح گسترده شهركنشينان. اين تناقض آشكار، پرسشهاي جدي درباره ماهيت «انحصار استفاده از زور» مطرح ميكند. آيا عدالت امنيتي تنها شامل فلسطينيان ميشود و آنان بايد بيسلاح در برابر جوخههاي مسلح شهركنشين رها شوند؟ اين روند نهتنها چرخه خشونت را پايان نميدهد، بلكه آن را نهادينه و ساختاري ميكند و فلسطينيان را در وضعيتي رها ميسازد كه نه توان مقاومت دارند و نه حفاظتي بينالمللي.