ترامپ باید بداند تنگه هرمز نه به قلمرو آمریکا تبدیل خواهد شد و نه حتی به وضعیت قبل از جنگ بازمیگردد. تنگه باید باز شود؛ حتی اگر این امر به بهای دریافت عوارض از سوی ایران تمام شود.
درست است. این نتیجه برای آمریکا یک شکست خواهد بود. اما در این مرحله، بدترین گزینه محسوب نمیشود.
از نظر مالی، پرداخت هزینههای ترانزیت برای آمریکا و جهان معامله بهتری نسبت به نیمهبسته ماندن تنگه در طولانیمدت است. در حالی که تابآوری اخیر بازارهای جهانی نفت بسیاری را شگفتزده کرده، کسری عرضه روزانه تا ۱۴ میلیون بشکه در روز در اوج جنگ، به شدت ذخایر نفت خام و فرآوردههای جهانی را کاهش داده است. این امر تدریجاً مخازن را خالی کرده است.
اگر بنبست هرمز باعث جهش قیمت نفت شود، آسیب اقتصادی آن میتواند شدید باشد؛ بهویژه برای آمریکا که اقتصادش بسیار بیشتر از سایر قدرتهای بزرگ مانند روسیه و چین به نفت وابسته است.
اگرچه عوارضگیری ایران در تنگه هرمز مایه شرمساری آمریکا و شخص ترامپ خواهد بود، اما تجاریسازی و پولی کردن عبور امن از آن ایران را تشویق میکند که به کشتیهای بیشتری اجازه عبور دهد تا بتواند عوارض بیشتری جمعآوری کند.
به گفته جامعهشناسان برجسته، هر نوع مالیاتگیری یک نوع باجگیری امنیتی است. تاریخ نشان داده کسانی که میتوانند در یک منطقه جغرافیایی امنیت ایجاد کنند (یا آن را از بین ببرند)، اغلب سلطه سیاسی و مالیاتگیری را بر آن منطقه تحمیل میکنند و ایران ثابت کرده که همین حالا هم کنترل قابل توجهی بر هرمز دارد.
هیچیک از اینها برای آمریکا ایدهآل نیست. اما هرچه زودتر این واقعیت جدید را بپذیریم، برای مصرفکنندگان، اقتصاد جهانی و ثبات منطقهای بهتر خواهد بود و آمریکا را از آغاز جنگهای پرریسک و غیرضروری باز میدارد.