فارن افرز: آمریکا باید خاورمیانه را رها کند
جنگِ شکستخورده با ایران باید انگیزهای باشد برای خروج ارتش آمریکا از خاورمیانه که مدتها به تأخیر افتاده است.
جنگ با ایران یک فاجعه عظیم است. این جنگ آخرین پیامد مجموعهای از انتخابهای آمریکا در ۳۵ سال گذشته است که آمریکا را ناامنتر کرده و درگیریها را در سراسر خاورمیانه تشدید نموده است. ریشه این ناکامیها حضور نظامی آمریکا در منطقه بوده است؛ حضوری که این باور اشتباه واشینگتن را تقویت کرده که برای ارتقای امنیت آمریکا باید دائماً دست به جنگافروزی و مداخله بزند. اما استقبال از پایگاهها و نیروهای آمریکایی در خاک کشورهای منطقه، خود این کشورهای میزبان را نیز آسیبپذیرتر کرده و آنها را در معرض حملات مستقیم ایران و گروههای تحت حمایت ایران قرار داده است.
دهههاست که آمریکا طوری رفتار کرده که گویی حضور نظامیاش در خاورمیانه برای منافع استراتژیک آمریکا و امنیت منطقهای ضروری است. اما در عمل، حضور نظامی آمریکا به بیثباتی و ویرانی دامن زده است. این موضوع در هیچجا به روشنی کارزار علیه ایران نیست. جنگ ایران دقیقاً همان خطراتی را ایجاد کرده که قرار بود از آنها جلوگیری کند.
با این حال، برخی تحلیلگران دفاعی در مقابل خروج کامل، ایده حفظ ردپای نظامی محدودتر را مطرح میکنند که طبق گزارش وال استریت ژورنال، پنتاگون هم در حال بررسی آن است. اما عقبنشینی جزئی همچنان آمریکا را در منطقه در معرض خطر دائمی قرار میدهد.
در پنج ماه گذشته، ایران ساختمانها و تجهیزات دستکم ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا را هدف قرار داده یا تخریب کرده است. حتی اگر آمریکا نیروهای خود را در یک یا دو پایگاه متمرکز کند، آنها همچنان برای ایران و نیروهای نیابتیاش یک هدف جدی محسوب خواهند شد. بنابراین دوباره منابع قابل توجهی برای حفاظت از نیروها مورد نیاز است. بدون خروج کامل، واشینگتن خود را مجبور خواهد دید که به تقویت پشتیبانی از پرسنل و شرکای خود ادامه دهد و آمریکا همچنان به درگیریها کشیده خواهد شد.
برخی استدلال خواهند کرد که خارج کردن ارتش آمریکا از خاورمیانه خطرات جدی به همراه دارد. چنین خطراتی واقعی، اما قابل مدیریت هستند. بیایید از بازارهای انرژی و ترس از اختلال در صادرات نفت و گاز شروع کنیم. واشینگتن سالها فرض میکرد که حضور آمریکا در منطقه آزادی ناوبری را حفظ میکند. با این حال، این جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود که تنگه هرمز را بست و ارتش آمریکا نتوانست به زور آن را بازگشایی کند. این امر کارایی استقرار ناوگان پنجم در بحرین را مورد تردید قرار داده است.
دولت ترامپ و حامیانش در کنگره همچنین استدلال میکنند که قدرت نظامی آمریکا برای مهار ایران که همسایگانش را بیثبات کرده، ضروری است. اما جنگ کنونی نشان داده که آمریکا نتوانسته است از شرکای خود در خلیج فارس در برابر حملات ایران محافظت کند. کشورهای حوزه خلیج فارس باید ترتیبات امنیتی جدیدی با یکدیگر ایجاد کنند؛ ترتیباتی که متکی به واشینگتن نباشد. درست است که هیچ تضمینی وجود ندارد که ترتیبات جدید بهتر باشند، اما سیستم فعلی تحت حمایت آمریکا کارایی ندارد.
سپس مسئله امنیت اسرائیل مطرح است. اسرائیل به عنوان یک کشور دارای تسلیحات هستهای با پیشرفتهترین ارتش در منطقه، حتی بیش از اندازه لازم توانایی دفاع از خود را دارد. در واقع، حضور آمریکا اسرائیل را جسور کرده تا سیاستهایی را اتخاذ کند که تهدیدات علیه خودش را تشدید کرده است. واشینگتن میتواند با مشروط کردن کمکهای نظامی به پایان اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط اسرائیل، پیگیری صلح با فلسطینیها و توقف کارزارهای نظامی اسرائیل در ایران، لبنان و سوریه، این چرخه را بشکند. چنین گامهایی خطراتی را که اسرائیل برای خود ایجاد میکند کاهش داده و ریسک از دست دادن پشتیبانی آمریکا را پایین میآورد.
دههها جنگ و درگیریهای نامعقول، به قیمت از دست دادن جانها و ثروتهای بسیاری تمام شده، در حالی که دستاورد کمی برای امنیت آمریکا داشته و توجه واشینگتن را از چالشهای مبرم در آسیا و اروپا دور کرده است. زمان آن رسیده است که ارتش آمریکا خاورمیانه را ترک کند.