به اشتراک بگذارید

آیا رژیم صهیونیستی بدون چتر حمایتی واشنگتن دوام می‌آورد؟

با اعتراف صریح ترامپ مبنی بر اینکه «اگر مداخله من نبود، اسرائیل نابود می‌شد» و نظرسنجی جدید دانشگاه عبری که نشان می‌دهد ۹۲ درصد اسرائیلی‌ها ایران را پیروز رویارویی اخیر می‌دانند، وابستگی ساختاری رژیم صهیونیستی به آمریکا و شکاف عمیق میان روایت رسمی و افکار عمومی داخلی آشکار شده است.

آیا رژیم صهیونیستی بدون چتر حمایتی واشنگتن دوام می‌آورد؟
  • وابستگی ساختاری رژیم صهیونیستی به آمریکا

از زمان تأسیس رژیم جعلی صهیونیستی، سران این رژیم همواره سعی کرده‌اند تصویری از یک قدرت خودکفا و شکست‌ناپذیر در غرب آسیا ارائه دهند که بدون اتکا به دیگران قادر به جنگ همزمان در چندین جبهه است. اما تحولات سال‌های اخیر، به‌ویژه رویارویی مستقیم و غیرمستقیم با ایران، نشان داده است که امنیت و بقای این رژیم نه بر توانایی‌های بومی، بلکه بر ستون‌های حمایت سیاسی، مالی و نظامی آمریکا و متحدان غربی استوار شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اظهاراتی صریح اعتراف کرد: «اگر مداخله من نبود، اسرائیل نابود می‌شد» و افزود که می‌تواند نتانیاهو را کنترل کرده و از حمله او به لبنان جلوگیری کند. این اظهارات، که فراتر از یک اختلاف سیاسی دوجانبه است، نشان‌دهنده وابستگی ساختاری تل‌آویو به اراده واشینگتن در تصمیم‌گیری‌های راهبردی است.

  • حمایت‌های بی‌سابقه مالی، نظامی و سیاسی

مرور ۷۸ سال همکاری واشینگتن و تل‌آویو نشان می‌دهد که بخش عمده توان نظامی و زیرساخت‌های امنیتی رژیم صهیونیستی با اتکا به حمایت‌های گسترده آمریکا شکل گرفته است. بر اساس آمار رسمی، بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار کمک مستقیم و غیرمستقیم در اختیار این رژیم قرار گرفته و تفاهم‌نامه ده‌ساله ۲۰۱۶ نیز سالانه ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی را تضمین کرده است. تسلیحات پیشرفته از جنگنده‌های اف‑۳۵ و اف‑۱۵ گرفته تا بمب‌های سنگرشکن، موشک‌های رهگیر و سامانه گنبد آهنین ـ که با میلیاردها دلار بودجه آمریکا توسعه یافته ـ بدون محدودیت در اختیار اسرائیل قرار گرفته است. افزون بر این، وتوی ده‌ها قطعنامه ضدصهیونیستی در شورای امنیت و اعلام صریح جو بایدن مبنی بر اینکه «اگر اسرائیل وجود نداشت، آمریکا باید یک اسرائیل دیگر ایجاد می‌کرد»، همگی نشان می‌دهد که این رژیم نه یک بازیگر مستقل، بلکه مهم‌ترین ابزار راهبردی آمریکا در خاورمیانه و معماری امنیت غرب آسیا محسوب می‌شود.

  • فرسایش بازدارندگی و پیامدهای سیاسی برای نتانیاهو

با وجود حمایت‌های گسترده غرب، ضربات پی‌درپی جبهه مقاومت، نشانه‌های فرسایش قدرت و شکنندگی ساختاری اسرائیل را آشکار کرده است. از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ که نخستین تصویر ارتش شکست‌ناپذیر را مخدوش کرد، تا نبردهای مکرر غزه و گسترش توان موشکی و پهپادی محور مقاومت که عمق سرزمین‌های اشغالی را در معرض تهدید قرار داده است، همگی بیانگر آن است که تل‌آویو دیگر قادر به تبدیل موفقیت‌های تاکتیکی به دستاوردهای راهبردی نیست. در این میان، نتانیاهو در یک دوگانه فرسایشی گرفتار شده است: ادامه حضور نظامی در جنوب لبنان با خطر گسترش جنگ و تشدید اختلاف با آمریکا همراه است و عقب‌نشینی نیز به معنای پذیرش شکستی راهبردی در مهم‌ترین پرونده امنیتی او تلقی خواهد شد. نظرسنجی جدید دانشگاه عبری نیز نشان می‌دهد که ۹۲ درصد اسرائیلی‌ها ایران را پیروز رویارویی اخیر می‌دانند و حمایت از نتانیاهو از ۴۰.۵ درصد در مارس به ۲۹.۴ درصد در ژوئن کاهش یافته است. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری برای تداوم بقای خود به چتر حمایتی آمریکا و متحدان غربی وابسته است؛ چتر حمایتی که هرگونه تردید در تداوم آن، می‌تواند سناریوهای فروپاشی این رژیم را زودتر از پیش‌بینی‌های رایج رقم بزند.

پربازدیدترین