به اشتراک بگذارید

جنگ الگوریتمی علیه ایران؛ اولین کارزار گسترده هوش مصنوعی علیه یک دولت مستقل

جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نخستین کارزار گسترده هوش مصنوعی علیه یک دولت مستقل بود که عملاً به «آزمایشگاه جنگ الگوریتمی» تبدیل شد. سامانه «ماون» (Maven) با اتصال به ۱۷۹ منبع داده، در ۲۴ ساعت نخست بیش از ۱۰۰۰ هدف را شناسایی و مورد اصابت قرار داد؛ رقمی که ده برابر توان پیشین بود. این سامانه نه تنها چرخه هدف‌گیری را به یک هدف در هر ۸۶ ثانیه رساند, بلکه در ردیابی و ترور فرماندهان ارشد مقاومت از جمله سیدحسن نصرالله و هاشم صفی‌الدین نیز نقش کلیدی ایفا کرد. با این حال، فاجعه موشکی مدرسه دخترانه میناب که به کشته شدن ۱۷۵ نفر انجامید, پرسش‌های بنیادینی درباره نظارت انسانی، مسئولیت حقوقی و رعایت حقوق بشردوستانه در عصر جنگ‌های الگوریتمی مطرح ساخته است.

جنگ الگوریتمی علیه ایران؛ اولین کارزار گسترده هوش مصنوعی علیه یک دولت مستقل

جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران را باید نقطه عطفی در تاریخ منازعات نظامی دانست؛ نقطه‌ای که در آن هوش مصنوعی برای نخستین بار در مقیاسی گسترده و علیه یک دولت مستقل، به‌عنوان ابزاری عملیاتی در خط مقدم جنگ به کار گرفته شد. آنچه در این رویارویی رخ داد، فراتر از یک درگیری نظامی کلاسیک بود و عملاً به یک «آزمایشگاه تمام‌عیار» برای جنگ الگوریتمی'>جنگ الگوریتمی مبدل شد که در آن، سرعت و دقت ماشین، جایگزین فرآیندهای سنتی و زمان‌بر انسانی گردید. ستون فقرات این جنگ الگوریتمی، سامانه «ماون» (Maven) بود؛ سامانه‌ای که توسط شرکت پالانتیر (Palantir) توسعه یافته و به عنوان سیستم عامل اصلی هوش مصنوعی ارتش آمریکا شناخته می‌شود. این سامانه با اتصال به ۱۷۹ منبع داده شامل تصاویر ماهواره‌ای، سامانه‌های شناسایی و اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، وظیفه تولید اهداف، تطبیق مهمات با اهداف و ارزیابی خسارات را بر عهده داشت. مدل زبانی «کلود» (Claude) از شرکت آنتروپیک (Anthropic) به‌عنوان هسته تحلیل‌گر این سامانه، به نظامیان امکان داد تا در ۲۴ ساعت اول جنگ، بیش از ۱۰۰۰ هدف را شناسایی و مورد اصابت قرار دهند؛ رقمی که ده برابر توان پیشین بود. این سرعت حیرت‌آور که به گفته مقامات پنتاگون، تولید یک هدف را به یک بار در هر ۸۶ ثانیه می‌رساند,به‌وضوح نشان می‌دهد که جنگ با سرعت ماشین جایگزین سرعت انسان شده است. در این میان، نقش شرکت‌های فناوری غیرنظامی همچون پالانتیر، آنتروپیک و حتی اسپیس‌ایکس (با مدل گروک),و همچنین زیرساخت‌های ابری آمازون و مایکروسافت، مرز میان بخش خصوصی و ماشین جنگی آمریکا را برای همیشه محو کرده است.

موازی با سامانه ماون، رژیم صهیونیستی نیز با بهره‌گیری از تجربیات پیشین خود در غزه، از دو سامانه اختصاصی هوش مصنوعی در جنگ علیه ایران رونمایی کرد که نقش مهمی در عملیات‌های ترور و شناسایی ایفا نمودند. سامانه «گاسپل» (Gospel) برای شناسایی زیرساخت‌های نظامی و سامانه «لاوندر» (Lavender) برای شناسایی افراد بر اساس الگوهای رفتاری و ارتباطاتی طراحی شده‌اند. این سامانه‌ها که قادر به تحلیل حجم عظیمی از داده‌های اطلاعاتی، تصاویر ماهواره‌ای و ارتباطات هستند، در ردیابی و ترور فرماندهان ارشد مقاومت از جمله سیدحسن نصرالله و هاشم صفی‌الدین به کار گرفته شدند. فناوری «هوش مصنوعی پیش‌بینی‌کننده» که در این سامانه‌ها به کار رفته، فراتر از شناسایی موقعیت فعلی، به پیش‌بینی رفتار آینده افراد نیز می‌پردازد و بدین‌ترتیب، چرخه هدف‌گیری را از حالت انفعالی به کنشی و پیش‌دستانه تبدیل می‌کند. آنچه جنگ ایران را از کاربردهای پیشین در غزه متمایز می‌سازد، پیچیدگی و گستردگی میدان نبرد در مواجهه با یک ارتش کلاسیک و دارای سامانه‌های دفاعی گسترده است که هوش مصنوعی را در معرض آزمونی سخت‌تر و واقعی‌تر قرار داد.در این میان، هماهنگی اطلاعاتی و الگوریتمی میان واشنگتن و تل‌آویو، به عنوان بخشی از یک شبکه یکپارچه هدف‌گیری، نشان از شکل‌گیری ائتلافی جدید دارد که در آن، تبادل داده و الگوریتم به اندازه تبادل تسلیحات راهبردی است.

با وجود ادعای مقامات مبنی بر اینکه تصمیم نهایی برای حمله توسط انسان اتخاذ می‌شود، سرعت بی‌سابقه تولید هدف توسط این سامانه‌ها، پرسش‌های بنیادینی را درباره نظارت انسانی و رعایت حقوق بشردوستانه بین‌المللی مطرح ساخته است. در شرایطی که سامانه‌ای هر ۸۶ ثانیه یک هدف تولید می‌کند، عملاً امکان بررسی مستقل و دقیق هر هدف توسط یک افسر انسانی از میان می‌رود و نظارت به یک تشریفات تشریفاتی بدل می‌شود. این معضل، به ویژه هنگامی که با گزارشاتی مبنی بر خطاهای الگوریتمی، از جمله حمله موشکی به یک مدرسه دخترانه در میناب که منجر به کشته شدن ۱۷۵ نفر شد، همراه می‌گردد، ابعاد فاجعه‌بارتری پیدا می‌کند. از سوی دیگر، ماجرای شرکت آنتروپیک نشان داد که هرگونه تلاش برای اعمال محدودیت‌های اخلاقی بر کاربرد هوش مصنوعی در جنگ، با واکنش سریع و قاطع پنتاگون مواجه می‌شود؛ به‌گونه‌ای که این شرکت در عرض ۷۲ ساعت «خطر امنیت ملی» اعلام و با رقیبی فاقد چنین محدودیت‌هایی جایگزین گردید. در واقع، جنگ ایران به خوبی نشان داد که عصر «جنگ‌های الگوریتمی» فرا رسیده و در این عصر جدید، نه تنها میدان نبرد، بلکه خودِ فرآیند تصمیم‌گیری و مفهوم مسئولیت نیز دگرگون شده است. پیامد این تحول، نه فقط کاهش آستانه شروع جنگ‌ها، بلکه ورود به دوره‌ای از منازعات است که در آن، شرکت‌های فناوری و الگوریتم‌هایشان به اندازه دولت‌ها و ارتش‌ها، سرنوشت‌ساز خواهند بود.

پربازدیدترین