شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را باید در چارچوب یک الگوی تکرارشونده در تاریخ سیاسی آمریکا تحلیل کرد؛ الگویی که در آن، روسای جمهور با شعار قدرتنمایی نظامی و سیاست خارجی تهاجمی وارد کاخ سفید میشوند، اما در ادامه به دلیل هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی جنگ، سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهند و حزب حاکم نیز بهای آن را در انتخابات کنگره میپردازد. بر اساس آمارها، در ۱۸ مورد از ۲۰ انتخابات میاندورهای از سال ۱۹۴۶ تا ۲۰۲۲، رأیدهندگان کرسیهای مجلس را از حزبی که کنترل کاخ سفید را در دست داشت، پس گرفتند. این بار نیز جنگ با ایران، افزایش هزینههای زندگی و نارضایتی از عملکرد دولت ترامپ، به مهمترین محورهای انتخابات تبدیل شد و مردم آمریکا با رأی ندادن به همحزبیهای ترامپ، مخالفت خود را با سیاستهای جنگطلبانه او اعلام کردند. در واقع، ترامپ با شرایطی روبهرو شده که از برخی جهات یادآور تجربه جانسون در جنگ ویتنام و بوش در جنگ عراق است.
بُعد دیگر این شکست، به تأثیر جنگ بر اقتصاد و معیشت شهروندان آمریکایی بازمیگردد. جنگ، علاوه بر هزینههای مستقیم نظامی، بر قیمت انرژی، بازارها، هزینه حملونقل و قدرت خرید خانوارهای آمریکایی تأثیر میگذارد و به همین دلیل، حتی شهروندانی که مستقیماً با سیاست خارجی دولت مخالف نیستند، ممکن است هزینههای جنگ را در زندگی روزمره خود احساس کنند. گزارش دانشگاه نورثایسترن پس از انتخابات، نارضایتی از جنگ ایران، افزایش قیمت بنزین و هزینههای زندگی، سیاستهای مهاجرتی و نگرانیهای اقتصادی را از عوامل مهم پیروزی دموکراتها معرفی کرده است. این گزارش همچنین تأکید میکند که نتیجه انتخابات الزاماً به منزله تأیید کامل برنامه سیاسی دموکراتها نیست، بلکه بخشی از آن واکنش منفی رأیدهندگان به عملکرد دولت مستقر بود. به عبارت دیگر، مسئله اصلی برای ترامپ این است که سیاست خارجی تهاجمی او اکنون با مشکلات اقتصادی و نارضایتی داخلی گره خورده و هزینههای جنگ به یکی از عوامل تعیینکننده در شکست حزبش تبدیل شده است.
در نهایت، پیامدهای این شکست فراتر از یک نتیجه انتخاباتی است و میتواند ساختار تصمیمگیری دولت ترامپ را تحت فشار قرار دهد. پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس، بهویژه در شرایطی که جمهوریخواهان پیش از انتخابات اکثریت سنا و مجلس نمایندگان را در اختیار داشتند، موقعیت سیاسی ترامپ را بهشدت تضعیف میکند. کمیتههای مجلس نمایندگان میتوانند درباره تصمیمات نظامی، هزینههای جنگ ایران، قراردادهای دفاعی، عملکرد وزارت دفاع و مبانی حقوقی عملیات نظامی تحقیق کنند. احضار مقامات دولت برای شهادت و درخواست اسناد و اطلاعات نیز میتواند به ابزار فشار سیاسی تبدیل شود. این وضعیت یادآور دوران بوش است که پس از شکست در انتخابات ۲۰۰۶، دونالد رامسفلد، وزیر دفاع، سه روز بعد استعفا داد و کنگره نیز با تصویب قوانینی، اختیارات رئیسجمهور در زمینه جنگ را محدود کرد. اکنون نیز احتمال دارد دموکراتها با بهرهگیری از نارضایتی عمومی از سیاستهای ترامپ، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نیز قدرت را در کاخ سفید و کنگره به دست بگیرند و این شکست، آغازی بر پایان دوران سیاسی ترامپ باشد.