به اشتراک بگذارید

انتخابات آمریکا؛ حاکمیتی برساخته از نسل‌کشی بومیان و «توهم دموکراسی»

آیا دموکراسی می‌تواند بر روی گورستانی جمعی بنا شود؟! در حالی که جهان هر چهار سال یک بار شاهد رقابت‌های رنگارنگ جمهوری‌خواهان و دموکرات‌هاست، حقیقتی تاریک در زیر خاک‌های آمریکا دفن شده است. حقیقتی از ۹۷ نوع بیماری مرگبار و میلیون‌ها قربانی.

انتخابات آمریکا؛ حاکمیتی برساخته از نسل‌کشی بومیان و «توهم دموکراسی»

برای درک ماهیت نظام سیاسی آمریکا و تحلیل کارزار‌های انتخاباتی این کشور، ضروری است که از فریبِ رقابت‌های ظاهری میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها پرهیز شود. چرا که در این نظام، رنگ حزب هر چه باشد، ریشه حاکمیت در یک حقیقت تکان‌دهنده نهفته است و آن اینکه؛ حاکمیت آمریکا نه بر پایه دموکراسی و مذاکره، بلکه بر پایه اشغالِ خشونت‌بار و نسل‌کشی بومیان بنا شده است.

نسل‌کشی با جنگ‌های کلاسیک و میکروبی

این جنایت بنیادین، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه یک استراتژی سازمان‌یافته برای حذف کامل رقیب بود. «هنری دوبینز» در کتاب خود با عنوان «آمار و ارقام سست آنان»، افشای تکان‌دهنده‌ای را ارائه می‌دهد. دوبینز بیان می‌کند که پیش از ورود کریستوف کلمب، جمعیت بومیان در قاره آمریکا حدود ۱۱۲ میلیون نفر بوده است که ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از آنان تنها در سرزمینی می‌زیستند که امروزه «ایالات متحده آمریکا» نامیده می‌شود.

نسل‌کشی این جمعیت عظیم، تنها از طریق جنگ‌های کلاسیک نبود. بلکه انواع جنگ‌های میکروبیِ فراگیر بر ضد سرخ پوستان نیز در این فاجعه انسانی نقش بسزایی داشتند. رویه‌ای که نشان می‌دهد تمدن بومیان با استفاده از ۹۷ نوع بیماری مرگبار، از جمله ۴۱ نوع آبله، ۴ نوع طاعون، ۱۷ نوع سرخچه، ۱۰ نوع آنفلوانزا و ۲۵ نوع سل، دیفتری و وبا، به طور هدفمند محو شد تا خشت اول این حاکمیت بر ویرانه‌های تمدن ساکنان اصلی آن، بنا شود.

رویکرد متناقض آمریکا؛ سلطه‌گری و دموکراسی!

این روحیه سلطه‌گری که در بنیاد آمریکا ریشه دارد، در طول تاریخ خود را در قالب‌های مختلفی برای حفظ قدرت نشان داده است. از این رو، هر آنچه امروز تحت عنوان «دموکراسی آمریکایی» تبلیغ می‌شود، تنها پوششی برای تداوم همان ساختار است. ساختاری که در آن تفاوت میان جمهوری‌خواه و دموکرات، تفاوتی در ماهیت نیست، بلکه تفاوتی در «روش‌های مدیریت قدرت» است. هر دو حزب، میراث‌داران همان روندی هستند که قانون را نه یک الزام، بلکه ابزاری برای حذف رقیب و مهم‌تر از آن، «اعمالِ سیاست‌های تجاوزکارانه»، می‌بیند.

رسوایی واترگیت

نمونه بارز این نگاه ابزاری به قانون را می‌توان در «رسوایی واترگیت» در دهه ۷۰ میلادی جست‌و‌جو کرد. این رخداد تنها یک پرونده جاسوسی نبود. بلکه نمادی از فساد سیستماتیک بود که نشان داد در لایه‌های بالای قدرت، سوءاستفاده از جایگاه و کارشکنی در اجرای عدالت، به رویه‌ای معمول و پذیرفته شده تبدیل شده است. این الگوی مدیریتِ قدرت همواره با دستکاری در روند انتخابات، در صدد انحصاری کردن قدرت در حلقه‌هایی بسته، بوده و هست.

مانعی به نام «الکترال‌کالج»

نظامِ پرهزینه، پیچیده و پرشائبه «الکترال کالج»، ابزاری برای نادیده گرفتن رأی مستقیم مردم و حفظ قدرت در دستانِ مهندسان سیاسی تلقی می‌شود. تضاد‌های شدید میان نامزد‌های هر دو جناح با سران احزاب، بویژه در انتخابات‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴، نشان داد که هر دو حزب در تلاش‌اند تا اراده عمومی را در قالب دستکاری‌هایِ حزبی مهار کنند. در واقع این نظام انتخاباتی طوری طراحی شده است که راه ورود افراد و احزاب مستقل به چرخه قدرت را، سخت و حتی سد می‌کند.

نفوذ لابی صهیونیستی

در لایه‌های عمیق‌تر این دستکاری‌هایِ ساختاری، نقش لابی صهیونیستی، به عنوان یکی از کانون‌های اثرگذار و یا مهم‌ترین آن، در سیاست‌گذاری‌های حاکمیتی در آمریکا، مشهود است. نفوذ گسترده این لابی در تأمین بودجه‌های انتخاباتی و جهت‌دهی به تصمیمات راهبردی، تایید می‌کند که اراده سیاسی در آمریکا، نه در صندوق‌های رأی، بلکه با لابی‌گری‌ها شکل می‌گیرد. جایی که منافع لابی صهیونیستی، خط قرمزِ هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه است و هرگونه انحراف از این مسیر، به قیمت حذف سیاسی نامزد‌ها تمام می‌شود.

فرجام سخن

این روند مهندسی شده در طول حدود دویست و پنجاه سال، بیشتر به «سیرک‌های تبلیغاتی» شباهت یافته است تا کارزار‌های انتخاباتی. جایی که سیاست به نمایش تبدیل شده و حوادث امنیتی، همچون ترورِ برخی نامزدها، بیش از آنکه ناشی از نقص امنیتی باشند، به عنوان ابزاری برای مدیریتِ احساسات عمومی به کار گرفته می‌شوند. در این مرحله، حتی تهدید به نافرمانی‌های مدنی از سوی حلقه‌های قدرت، نشان‌دهنده این واقعیت است که در این نظام، «فرآیند انتخاب»، جای خود را به «فرآیندِ کنترل» داده است.

در مجموع از نسل‌کشی بومیان گرفته تا رسوایی‌های سیاسی و نمایش‌های امنیتی، همگی به یک حقیقت واحد ختم می‌شوند که؛ «قدرت در آمریکا انحصاری» است. این ساختار مهندسی‌شده قدرت، اعم از جمهوری‌خواه و دموکرات، برای حفظ «توهمِ دموکراسی» در قلمرویی که بر ویرانه‌های خون بومیان و ساکنان اصلی این سرزمین بنا شده، حکمرانی می‌کند!.

نویسنده: فرشته مقدم

پربازدیدترین