حادثه پهپادی اخیر در جنوب مکه، پیش از آنکه یک رخداد امنیتی باشد، یک عملیات رسانهای و سیاسی است. عربستان سعودی با اعلام انهدام یک پهپاد منتسب به انصارالله پیش از ورود به حریم هوایی مکه، تلاش کرد این حادثه را از چارچوب «درگیری با انصارالله» به «امنیت مقدسات اسلامی» منتقل کند. این در حالی است که انصارالله با تکذیب سریع این ادعا، آن را «دروغی تکراری» خواند که پیشتر نیز استفاده شده است. اهمیت مذهبی مکه و جایگاه بیتالله الحرام باعث شد این حادثه ظرف مدت کوتاهی بازتابی بسیار فراتر از یک درگیری نظامی معمول پیدا کند و به مسئلهای احساسی و مذهبی در جهان اسلام تبدیل شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که پهپاد از کجا آمده، بلکه این است که کدام طرف از تبدیل این حادثه به یک بحران مذهبی و رسانهای گستردهتر سود میبرد.
زمینه میدانی این حادثه را باید در تحولات اخیر جنگ یمن جستوجو کرد. انصارالله در هفتههای اخیر پیشرویهای مهمی در ساحل غربی یمن داشته و کنترل شهر المخا و برخی مواضع و جزایر راهبردی در نزدیکی بابالمندب را به دست آورده است. این پیشرویها، معادله جنگ را از خطوط تماس زمینی به مسیرهای دریایی و صادرات انرژی عربستان گسترش داده و ریاض را برای حفظ مسیرهای صادراتی خود به دریای سرخ وابستهتر کرده است. در چنین شرایطی، نسبت دادن یک هدف راهبردی مشخص به حادثه مکه دور از منطق نظامی و استراتژیک جنگ است؛ زیرا انصارالله در میدان جنگ ابزارهای متعددی برای اعمال فشار بر عربستان در اختیار دارد و نیازی به هدف قرار دادن مقدسترین شهر مسلمانان ندارد. در مقابل، تبدیل این رخداد به مسئلهای فراتر از جنگ یمن میتواند برای ریاض یک ظرفیت سیاسی ایجاد کند؛ زیرا موضوع از «درگیری با انصارالله» به «امنیت مقدسات اسلامی» منتقل میشود.
محور سوم این حادثه، معادله ائتلافسازی منطقهای است. عربستان در سالهای اخیر تلاش کرده با تکیه بر روابط خود با آمریکا، داعیه رهبری شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب، همکاریهای جدید با کشورهایی مانند پاکستان و ترکیه، شبکهای از حمایت منطقهای و فرامنطقهای ایجاد کند. اما در عمل، هیچ توفیقی در ایجاد یک ائتلاف کارآمد که قادر به دفاع از او و همراهی در جنگ با یمنیها باشد، به دست نیاورده است. در چنین شرایطی، حمله به مکه به عنوان مقدسترین شهر مسلمانان باید طرفی که در عرصه ائتلافسازی ناکامی داشته را یاری کند. یعنی وجه مقدس شهر مکه باید کاستی توانمندی ریاض در ائتلافسازی حول ژئوپلیتیک را جبران و به شکلگیری آن کمک کند. در نهایت، پرسش نهایی صرفاً این نیست که «پهپاد از کجا آمد؟»، بلکه این است که روایت این پهپاد در نهایت به سود کدام معادله سیاسی و جنگی ساخته و تثبیت خواهد شد. در جنگی که موازنه میدانی آن بهسرعت در حال تغییر است، کنترل روایت میتواند به اندازه کنترل یک بندر یا یک جزیره راهبردی اهمیت پیدا کند.