از میدان نبرد تا شریانهای حیاتی؛ تغییر راهبرد انصارالله
با تشدید رویارویی میان عربستان و انصارالله یمن، جنگ از مرحله درگیریهای نظامیِ صرف فراتر رفته و به عرصهای برای هدفگیری زیرساختهای اقتصادی و شریانهای حیاتی دشمن تبدیل شده است. حملات اخیر به پالایشگاه جازان در ۲۵ ژوئیه (۳ مرداد) که به تعطیلی این مجتمع ۴۰۰ هزار بشکهای انجامید و نیز حملات به تأسیسات آرامکو در ینبع,همگی نشاندهنده انتقال فشار از بعد نظامی به حوزه اقتصاد است. محمدعلی الحوثی، عضو ارشد انصارالله، صراحتاً هشدار داده که هر چه جنگ با عربستان طولانیتر شود، یمنیها قدرتمندتر خواهند شد و تأسیسات نفتی ریاض در صورت هرگونه تجاوز، در تیررس موشکها و پهپادهای آنان قرار خواهند گرفت.
امپراتوری نفتی عربستان؛ شبکهای از اهداف آسیبپذیر
زیرساخت پالایشی عربستان که ستون فقرات اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد، در چهار قطب جغرافیایی متمرکز شده است: شرق (رأس تنوره با ۵۵۰ هزار بشکه، ساتورپ با ۴۶۵ هزار بشکه در جبیل)، غرب (ینبع، رابغ و سامرف با ظرفیت تجمعی حدود ۱.۵ میلیون بشکه)، مرکز (پالایشگاه ریاض) و جنوب (جازان با ۴۰۰ هزار بشکه). فاصله هوایی بسیاری از این تأسیسات تا صنعا (از ۹۵۰ کیلومتر برای ریاض تا ۱۴۵۰ کیلومتر برای ساتورپ) آنها را در محدوده برد عملیاتی موشکها و پهپادهای دوربرد انصارالله قرار میدهد. حمله به پالایشگاه جازان که واحد گازیسازی یکپارچه و مخازن ذخیره آن آسیب دیده و تصاویر ماهوارهای ستونهای عظیم دود را نشان میدهد,تنها نمونهای از این آسیبپذیری است.
محاصره دریایی؛ گرهگاه استراتژیک بابالمندب
انصارالله با اعلام محاصره دریایی علیه عربستان در ۲۰ ژوئیه,معادله جدیدی را در جنگ تعریف کرده است. این محاصره که بر اساس معادله «محاصره در برابر محاصره» و در پاسخ به محاصره دوازدهساله عربستان علیه یمن اعلام شده,نفتکشهای سعودی را در تنگه بابالمندب هدف قرار میدهد. اهمیت این اقدام زمانی آشکار میشود که بدانیم با بسته شدن تنگه هرمز در جنگ ایران و آمریکا، عربستان ناگزیر شده ۷۰ درصد صادرات نفت خود (بیش از ۴ میلیون بشکه در روز) را از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند. حال انصارالله با تهدید این مسیر جایگزین,عملاً ریاض را در تله دوگانه هرمز و بابالمندب گرفتار کرده است. حملات به نفتکشهای «انسیلیا» و «لیلا» در ۲۲ ژوئیه و نیز شلیک موشکهای بالستیک به پالایشگاههای ینبع که توسط سامانههای پدافندی یونانی رهگیری شد، همگی نشان از عملیاتی شدن این تهدید دارد.
اقتصاد جنگ؛ تفاوت در تابآوری دو کشور
نکته کلیدی آنکه حملات انصارالله، برخلاف انتظار، نتوانسته موازنه بازدارندگی را به سود ریاض تغییر دهد. دلیل اصلی این مسئله، تفاوت بنیادین در ساختار اقتصادی دو کشور است: یمن پس از سالها جنگ، با اقتصادی مبتنی بر کشاورزی، تولید داخلی و تطبیقپذیری با تحریم، تابآوری بیشتری در برابر جنگ زیرساختی دارد. در مقابل، اقتصاد عربستان کاملاً به شبکهای از تأسیسات نفتی، پالایشگاهی و بندری وابسته است و همین موضوع، آسیبپذیری آن را در یک جنگ نامتقارن به شدت افزایش داده است. تعطیلی پالایشگاه جازان، هرچند به معنای کاهش تولید نفت خام نیست، اما میتواند زنجیره تأمین فرآوردههای نفتی را مختل کند و در صورت تداوم، ریاض را ناچار به واردات یا تغییر مسیر صادرات کند.
سناریوی هشداردهنده؛ شوکی به وسعت بحران جهانی انرژی
والاستریت ژورنال گزارش داده که اختلال همزمان در دو آبراه استراتژیک تنگه هرمز و بابالمندب، حدود یکچهارم از عرضه نفت خام جهان را مختل کرده است. بدترین سناریو، از مدار خارج شدن همزمان پالایشگاههای اصلی عربستان است؛ سناریویی که نه تنها صادرات نفت خام را کاهش میدهد، بلکه تولید بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما را نیز مختل میکند. پیامد چنین وضعیتی، افزایش شدید قیمت نفت و فرآوردههای پالایشی، تشدید هزینههای انرژی و افزایش احتمال رکود در اقتصاد جهانی خواهد بود. آنچه در این میان تغییر کرده، ماهیت جنگ است؛ جنگی که در آن، میزان تابآوری اقتصادی بیش از توان نظامی، تعیینکننده مسیر تحولات خواهد بود. عربستان که روزی ابزار محاصره را علیه یمن به کار میگرفت، اکنون در سایه آتشی که بر امپراتوری نفتیاش زبانه میکشد، گرفتار آمده است.