کمربندهای امنیتی از لبنان تا سوریه؛ اهداف و پیامدهای راهبرد جدید رژیم صهیونیستی
۱. زمینهها و ابعاد راهبرد جدید
راهبرد ایجاد «کمربندهای امنیتی» در خارج از مرزهای رسمی، نقطهعطفی در دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی محسوب میشود که ریشه در تحولات پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دارد. مقامات این رژیم با استناد به حملات حماس و حزبالله، استدلال میکنند که مرزهای کنونی قادر به تأمین امنیت نیستند و ایجاد «عمق استراتژیک» در خارج از مرزهای رسمی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. با این حال، تحلیلگران این راهبرد را فراتر از یک اقدام دفاعی ارزیابی کرده و آن را پروژهای برای تغییر مرزهای رسمی و تحمیل نظم امنیتی جدید بر غرب آسیا میدانند. در عمل، رژیم صهیونیستی اکنون بیش از ۸۰۰ کیلومتر مربع از خاک لبنان، بیش از ۶۰ درصد غزه و بخشهای وسیعی از جنوب سوریه را به اشغال نظامی درآورده و قصد دارد این مناطق را بهطور دائم در اختیار خود نگه دارد. کارشناسان معتقدند این رویکرد بیانگر گذار از راهبرد بازدارندگی سنتی به سمت راهبردی مبتنی بر کنترل مستقیم جغرافیا و ایجاد مناطق حائل دائمی است که میتواند سرآغاز رقابتهای ژئوپولیتیکی جدید و بیثباتی مزمن در غرب آسیا باشد.
۲. عرصههای اجرایی و پیامدهای آن
این راهبرد در سه جبهه اصلی بهصورت همزمان دنبال میشود. در غزه، ارتش صهیونیستی پس از توافق آتشبس اکتبر ۲۰۲۵، طرح «خط زرد» را برای تعیین محدوده تحت کنترل خود به مساحت تقریباً ۲۰۰ کیلومتر مربع تعریف کرد، اما این محدوده مرتباً توسعه یافته و اکنون به بیش از ۶۰ درصد از نوار غزه رسیده است. در لبنان، ارتش صهیونیستی حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتر مربع از اراضی جنوب را تحت اشغال نظامی درآورده و در تلاش است کمربندی غرب به شرق تا مرزهای سوریه در امتداد رود لیتانی ایجاد کند. در سوریه، پس از سقوط دولت بشار اسد، این رژیم با بهرهبرداری از خلأ امنیتی، کنترل کوه استراتژیک هرمون و بخشهای وسیعی از جنوب سوریه را در دست گرفته است. پیامدهای این اشغالگری فراتر از ابعاد نظامی است؛ در جنوب لبنان، تخریب سیستماتیک زیرساختهای اقتصادی و کشاورزی و کوچ اجباری ساکنان، نشاندهنده سناریوی بزرگتری برای جلوگیری از بازگشت آوارگان است. در جنوب سوریه نیز تسلط بر منابع آبی حیاتی مانند حوضه رود الیرموک و سد الوحده، خطر خشک شدن چشمهها و نابودی امنیت غذایی را در استانهای قنیطره، درعا و سویدا افزایش داده است. از سوی دیگر، حضور نظامی رژیم در جنوب سوریه، رقابت مستقیمی با منافع ترکیه در این کشور ایجاد کرده و میتواند جنوب سوریه را به یکی از کانونهای اصلی تقابل تبدیل کند.
۳. چالشها و شکستهای تاریخی
تجربه تاریخی نشان میدهد که راهبرد کمربندهای امنیتی نه تنها امنیت پایدار به همراه نداشته، بلکه در اغلب موارد به عاملی برای بازتولید ناامنی و شکلگیری تهدیدهای جدید تبدیل شده است. نمونه بارز آن، اشغال جنوب لبنان بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ است که با هدف ایجاد «کمربند امنیتی» و حمایت از نیروی نیابتی «ارتش جنوب لبنان» شکل گرفت، اما در نهایت به ظهور حزبالله به عنوان قدرتمندترین بازیگر ضدصهیونیستی در منطقه انجامید. ارتش صهیونیستی در سال ۲۰۰۰ تحت فشار عملیاتهای مستمر مقاومت، مجبور به عقبنشینی کامل و شتابزده شد و ساختاری که نزدیک به دو دهه برای حفظ کمربند امنیتی ایجاد شده بود، بدون هیچ دستاورد راهبردی فروپاشید. این الگو در غزه نیز تکرار شد؛ عقبنشینی یکجانبه در سال ۲۰۰۵ نه تنها گروههای مقاومت را تضعیف نکرد، بلکه آنان را به بازیگران اصلی صحنه فلسطین تبدیل ساخت. تحلیلگران معتقدند راهبرد کنونی نیز ممکن است همان سرنوشت را پیدا کند؛ چراکه تخریب گسترده زیرساختها، آوارگی میلیونها نفر و نابودی بافت اجتماعی، زمینهساز شکلگیری نسلهای جدیدی از مقاومت خواهد شد و در بلندمدت، هزینههای امنیتی رژیم را افزایش خواهد داد. در شرایط کنونی، این راهبرد بیش از آنکه یک نوآوری امنیتی باشد، بازگشت به الگوهایی است که پیشتر آزموده شده و نتایج مطلوبی برای تلآویو به همراه نداشته است.