به اشتراک بگذارید

دست برتر در گلوگاه‌ها؛ چگونه ایران و انصارالله معادلات هرمز و باب‌المندب را تغییر دادند؟

نشریه فارن افرز در تحلیلی با اشاره به ناکامی ائتلاف‌های نظامی آمریکا و متحدانش در مهار قدرت دریایی ایران و انصارالله، تأکید می‌کند که تهران و صنعا با اتکا به راهبردهایی نظیر حملات نامتقارن، تسلط بر گلوگاه‌های راهبردی و استفاده از ظرفیت‌های نیابتی، نه‌تنها دست برتر را در تنگه هرمز و باب‌المندب حفظ کرده‌اند، بلکه توانسته‌اند ائتلاف‌های دریایی واشینگتن را در دستیابی به بازدارندگی پایدار ناکام بگذارند.

دست برتر در گلوگاه‌ها؛ چگونه ایران و انصارالله معادلات هرمز و باب‌المندب را تغییر دادند؟

تسلط بر گلوگاه‌های راهبردی همواره یکی از مولفه‌های اصلی قدرت در نظام بین‌الملل بوده است و تحولات اخیر در تنگه هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد که ایران و انصارالله توانسته‌اند با وجود برتری نظامی مطلق آمریکا و متحدانش، دست برتر را در این آبراه‌ها حفظ کنند. بر اساس گزارش فارن افرز، ایران در ماه فوریه با انجام حملات شدید به کشتیرانی در تنگه هرمز، عملاً معادلات را تغییر داد و در ادامه، انصارالله نیز با هدف قرار دادن کشتی‌ها و تهدید تجارت دریایی، دامنه فشار را به باب‌المندب گسترش داد. نکته حائز اهمیت آن است که این دو بازیگر، بدون نیاز به اشغال فیزیکی یا بستن کامل تنگه‌ها، از طریق تهدید مستمر و ایجاد ناامنی، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی را بر رقبا تحمیل کرده‌اند و ائتلاف‌های دریایی آمریکا، اروپا و برخی کشورهای منطقه را در وضعیت انفعال قرار داده‌اند.

بُعد دیگر این معادله، به ناکامی راهبردهای ائتلافی واشینگتن بازمی‌گردد. آمریکا در سال‌های ۲۰۱۹، ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ تلاش کرد با تشکیل ائتلاف‌های چندملیتی، امنیت کشتیرانی را تأمین کند؛ اما همان‌گونه که نشریه فارن افرز تصریح می‌کند، این ائتلاف‌ها با وجود صرف هزینه‌های سنگین و به‌کارگیری تجهیزات پیشرفته، نتوانستند بازدارندگی پایدار ایجاد کنند. یکی از دلایل اصلی این ناکامی، فقدان هماهنگی و انسجام میان شرکای ائتلاف است؛ به‌طوری‌که در سال ۲۰۲۴، ائتلافی که آمریکا برای مقابله با حملات انصارالله تشکیل داد، به دلیل عدم مشارکت کامل سایر کشورها، عملاً بی‌اثر ماند. از سوی دیگر، ایران و انصارالله با اتکا به تاکتیک‌های جنگی نامتقارن و استفاده از ظرفیت‌های بومی، توانسته‌اند هزینه‌های چنین ائتلاف‌هایی را افزایش دهند و آن‌ها را در باتلاقی فرسایشی گرفتار کنند. این وضعیت نشان می‌دهد که برتری نظامی صرف، در برابر جنگ‌های نیابتی و نامتقارن، تضمین‌کننده پیروزی نیست.

در نهایت، آنچه این تحلیل را به یک پرونده راهبردی تبدیل می‌کند، پیوند میان امنیت آبراه‌ها و امنیت اقتصادی جهان است. تنگه هرمز و باب‌المندب، به عنوان دو گلوگاه حیاتی تجارت جهانی، همواره در معرض تهدید هستند و هرگونه اختلال در آن‌ها می‌تواند زنجیره‌های تأمین و بازارهای انرژی را با بحران مواجه کند. نشریه فارن افرز با اشاره به ضرورت تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی مشروع و مستمر برای تأمین امنیت این آبراه‌ها، تأکید می‌کند که واشینگتن بدون همراهی قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، قادر به حل این بحران نخواهد بود. اما واقعیت آن است که ایران و انصارالله با تسلط بر این گلوگاه‌ها، اهرم فشاری قدرتمند در دست دارند که می‌توانند از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی خود استفاده کنند. بنابراین، هرگونه تلاش برای عادی‌سازی وضعیت در هرمز و باب‌المندب، بدون در نظر گرفتن منافع و نقش این دو بازیگر، محکوم به شکست خواهد بود و معادلات امنیتی غرب آُسیا را پیچیده‌تر از پیش خواهد کرد.

پربازدیدترین