به اشتراک بگذارید

خاموشی دیجیتال؛ پیامدهای قطع کابل‌های اینترنت برای اقتصاد و امنیت منطقه

با توجه به تهدیدات و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساخت‌های ایران، تهران بارها اعلام کرده که در صورت چنین خطای استراتژیکی، تمامی زیرساخت‌های منطقه در فهرست اهداف مشروع نظامی ایران قرار خواهد گرفت؛ یکی از گزینه‌های مطرح‌شده، قطع کابل‌های اینترنتی عبوری از کف خلیج فارس و فرو بردن منطقه در یک «خاموشی دیجیتال» است که می‌توان آن را «بمب اتمی دیجیتال» نامید.

خاموشی دیجیتال؛ پیامدهای قطع کابل‌های اینترنت برای اقتصاد و امنیت منطقه

تهدید به قطع کابل‌های اینترنتی در بستر خلیج فارس، نشان‌دهنده تحول در مفهوم بازدارندگی و میدان نبرد است؛ جایی که زیرساخت‌های ارتباطی، هم‌پای زیرساخت‌های نظامی، انرژی و ترانزیتی، به هدف و ابزار فشار تبدیل می‌شوند. بر اساس گزارش‌ها، یدالله جوانی، معاون امور سیاسی سپاه پاسداران، اعلام کرده که هفت کابل مخابراتی اصلی زیر تنگه هرمز، اهداف عملیاتی احتمالی هستند و سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، دامنه این تهدیدها را فراتر از کابل‌های زیردریایی گسترش داده و هشدار داده است که در صورت از سرگیری جنگ، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی مرتبط با ایالات متحده نیز می‌توانند به هدف تبدیل شوند. آنچه این تهدید را جدی‌تر می‌کند، وابستگی شدید اینترنت جهانی به کابل‌های زیردریایی است؛ برآوردها نشان می‌دهد که حدود ۹۵ تا ۹۹ درصد ترافیک داده‌های بین‌قاره‌ای از طریق این کابل‌ها منتقل می‌شود و این تمرکز جغرافیایی، کابل‌های زیردریایی را به یکی از زیرساخت‌های راهبردی اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.

پیامدهای قطع کابل‌های اینترنت در خلیج فارس، فراتر از کاربران عادی و محدود به یک منطقه نیست. بر اساس گزارش‌ها، بیش از ۱۷۴ پروژه فعال مرکز داده با سرمایه‌گذاری ترکیبی بیش از ۹۳ میلیارد دلار در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال انجام است و قطع کابل‌ها می‌تواند خدمات مالی و بانکی، تراکنش‌های بین‌المللی، معاملات سهام، برنامه‌های ابری، تجارت الکترونیک و ارتباطات دولتی و سازمانی را به‌شدت مختل کند. همچنین، تغییر اتصال اینترنت منطقه‌ای به مسیرهای ماهواره‌ای پشتیبان، به دلیل ظرفیت محدود در مقایسه با کابل‌های زیردریایی، منجر به کندی فوری شبکه، محدودیت‌های شدید پهنای باند و هزینه‌های حاشیه‌ای بالاتر می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد که آسیب به یک کریدور پرتردد می‌تواند سرعت اتصال را کاهش دهد، تأخیر انتقال داده‌ها را افزایش دهد و ارائه خدمات دیجیتال در چندین کشور را مختل کند؛ موضوعی که ابعاد آسیب‌پذیری اقتصاد دیجیتال منطقه را آشکار می‌سازد.

در نهایت، آنچه این ماجرا را به یک پرونده پیچیده و چندلایه تبدیل می‌کند، جایگاه خلیج فارس و تنگه هرمز در شبکه جهانی کابل‌های زیردریایی است. بر اساس ارزیابی کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل‌ها در سال ۲۰۲۶، پنج بخش فعال از سامانه‌های کابل زیردریایی از تنگه هرمز عبور می‌کنند و دو کابل نیز در ایران ایستگاه اتصال دارند. سامانه‌هایی مانند FALCON، Gulf Bridge International (GBI) و AAE-1 در شبکه ارتباطی منطقه نقش دارند و اختلال در آن‌ها می‌تواند دسترسی کشورهای خلیج فارس به شبکه‌های بین‌المللی را مختل کند. با این حال، بر اساس ارزیابی نقل‌شده از TeleGeography، کمتر از یک درصد پهنای باند بین‌المللی جهان از این تنگه عبور می‌کند؛ رقمی که نشان می‌دهد باید میان اثر منطقه‌ای و اثر جهانی تمایز قائل شد. بنابراین، تنگه هرمز را باید گلوگاهی حساس برای ارتباطات دیجیتال کشورهای خلیج فارس دانست که هرگونه اختلال در آن، پیامدهای سنگینی برای اقتصاد و امنیت منطقه به همراه خواهد داشت و می‌تواند به عنوان یک ابزار فشار راهبردی در معادلات آینده مورد استفاده قرار گیرد.

پربازدیدترین