بحران وجهه و اعتبار اسرائیل حتی در میان موضوعات اصلی کارزارهای انتخاباتی احزاب جایی ندارد. آیا واقعاً برای اسرائیلیها اهمیتی ندارد که جهان درباره آنها چه قضاوتی میکند؟ خیر؛ این موضوع برایشان بسیار مهم است، اما آنچه حتی بیش از آن مایه نگرانیشان به شمار میرود، نگاه و طرز تفکر دشمنانشان است.
مسئله اسرائیل این است که باید دو وجهه متفاوت برای خود دستوپا کند؛ یکی برای غرب و دیگری برای خاورمیانه. این دو چهره و اعتبار با یکدیگر در تضادند: اسرائیلیها تمایل دارند جهان غرب به آنان مهر بورزد، اما در عین حال میخواهند دشمنانشان در خاورمیانه از آنان حساب ببرند و در هراس باشند.
در روزهای پس از وقایع هفتم اکتبر و کشته شدن اسرائیلیها به دست حماس، اکثر کشورهای غربی همدلی عمیقی با اسرائیل نشان دادند. اما این سکه روی دیگری نیز داشت؛ حمله حماس این پیام را به کشورهای منطقه مخابره کرد که اسرائیل توان و اقتدار خود را از دست داده است. مهر و همدردی غرب احساسات اسرائیلیها را برانگیخت، اما فروپاشی هیبت و ریخته شدن ترس دشمنان، اضطرابی وجودی در جامعه اسرائیل پدید آورد.
سه سال بعد، موفقیتهای ارتش اسرائیل که شامل ترور رهبران حماس و حزبالله، از هم پاشیدن زنجیره فرماندهی و سلب توانایی پرتاب راکت از سوی آنان بود، بار دیگر قدرت بازدارندگی ارتش را در خاورمیانه احیا کرد. با این حال، گره کار اینجاست که همان اقداماتی که موقعیت و وجهه اسرائیل را در منطقه ترمیم نمود، ضربهای سهمگین به آبرو و تصویر آن در غرب وارد کرد.
چنین تقابلی میان «ترس» و «محبت»، بازی با حاصلجمع صفر است؛ هرگونه خویشتنداری که اسرائیل برای حفظ همدلی و همراهی غرب از خود نشان میداد، مانع از بازسازی هراسی میشد که باید در دل دشمنانش میافکند. متقابلاً، هر اقدامی که برای تحمیل ترس انجام داد، سبب فرسایش و نابودی این همدلی شد. مشکل اساسی این است که داشتن همزمان هر دو ناممکن است.
📰 [The New York Times](https://www.nytimes.com/2026/10/26/opinion/israel-gaza-war-fear.html)
🗓️ October 26, 2026
🌍 @DrHashemzadegan