نشست مشترک وزیران امور خارجه ترکیه، عربستان سعودی، مصر و پاکستان در استانبول را باید فراتر از یک رایزنی معمول منطقهای دانست؛ این نشست در شرایطی برگزار شد که کاخ سفید و مقامات رژیم صهیونیستی بر دامنه تهدیدات خود علیه ایران افزودهاند و تحلیلگران احتمال وقوع دور جدیدی از جنگ را غیرمحتمل نمیدانند. یکی از اهداف اصلی آمریکا در این شرایط، معرفی تهران بهعنوان منشأ اصلی ناامنی در غرب آُسیا و شکلدهی به یک اجماع منطقهای علیه آن است تا از این طریق، به اقدامات تجاوزکارانه خود مشروعیت ببخشد. اما موضع قاطع چهار کشور مهم منطقه در تأکید بر حلوفصل دیپلماتیک، حمایت از تفاهمنامه اسلامآباد و تصریح به اینکه اشغالگری رژیم صهیونیستی ریشه بنیادین بیثباتی در منطقه است، نشان داد که این راهبرد با شکست مواجه شده و کشورهای منطقه با سیاست جنگطلبانه واشنگتن همراه نیستند.
بُعد دیگر این بیانیه، به پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ برای کشورهای منطقه بازمیگردد. تجربه دو دور گذشته درگیری نشان داد که برخلاف تصور طراحان آن، بحران محدود به جغرافیای ایران نمیماند و میتواند امنیت خلیج فارس، مسیرهای انتقال انرژی، تجارت بینالمللی و زنجیرههای تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. وزیران امور خارجه چهار کشور در حالی که بر ضرورت تأمین امنیت کشتیرانی و بازگشایی تنگه هرمز تأکید کردند، حلوفصل بحران را صرفاً از مسیر گفتوگو و دیپلماسی امکانپذیر دانستند. این موضعگیری از آن جهت اهمیت دارد که هر یک از این کشورها با توجه به موقعیت جغرافیایی، ملاحظات امنیتی و منافع اقتصادی خود، از گسترش جنگ متضرر خواهند شد و نگرانی آنها از تکرار جنگ، صرفاً یک موضعگیری سیاسی نیست، بلکه با محاسبات امنیتی و اقتصادی آنها پیوند دارد.
بخش مربوط به فلسطین در بیانیه استانبول نیز از نظر سیاسی معنادار است. وزیران خارجه این کشورها، اشغالگری رژیم صهیونیستی را عامل بنیادین بیثباتی در منطقه و فراتر از آن دانستند و بر ضرورت اجرای راهکار دو دولتی بر اساس قطعنامههای سازمان ملل، حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین و تشکیل کشوری مستقل در مرزهای چهارم ژوئن ۱۹۶۷ تأکید کردند. آنها همچنین خشونت شهرکنشینان، فعالیتهای شهرکسازی و تلاشها برای تغییر وضعیت حقوقی و تاریخی قدس را محکوم کردند. این مواضع در تعارض با روایتی قرار میگیرد که میکوشد مسئله امنیت منطقه را از موضوع اشغالگری جدا کرده و راهحل عادیسازی را بدون حل ریشهای بحران برجستهسازی کند. تأکید چهار کشور بر نقش اشغالگری، دستکم در سطح موضعگیری دیپلماتیک، این روایت را با چالش مواجه میسازد و نشان میدهد که مسئله فلسطین همچنان یکی از ملاحظات مهم در سیاست منطقهای است.
در میان چهار امضاکننده، موضع عربستان سعودی از اهمیت ویژهای برخوردار است. ریاض طی سالهای گذشته یکی از مهمترین اهداف راهبرد آمریکا برای گسترش روند عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی بوده است و هر نشانهای از نزدیک شدن عربستان به تلآویو، به گمانهزنی درباره احتمال پیوستن ریاض به این روند دامن میزند. با این حال، تأکید صریح عربستان در بیانیه استانبول بر نقش اشغالگری رژیم صهیونیستی در بیثباتی منطقه و حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطینی نشان میدهد که مسئله فلسطین همچنان یکی از ملاحظات مهم در سیاست منطقهای ریاض است و نمیتوان فرض کرد که عربستان بدون توجه به این ملاحظات، بهسادگی در چارچوبی امنیتی به رهبری تلآویو قرار خواهد گرفت. این موضع میتواند دامنه مانور آمریکا برای پیوند زدن عادیسازی با یک ائتلاف ضدایرانی را محدود کند و پیام روشنی به واشنگتن ارسال کند: کشورهای منطقه حاضر نیستند هزینههای یک جنگ گسترده را صرفاً به دلیل همراهی با راهبرد آمریکا و رژیم صهیونیستی بپذیرند و امنیت پایدار تنها از مسیر تهدید و جنگ به دست نمیآید.