به اشتراک بگذارید

لحن تندتر، ابزار کم‌اثرتر؛ صورتحساب جنگ اقتصادی به دست واشنگتن رسید

عملیات اقتصادی واشنگتن علیه ایران که با وعده «بریدن هر شریان اقتصادی» و رساندن تهران به «ورشکستگی» آغاز شده بود، پس از دو ماه نه‌تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه هزینه‌های آن مستقیماً به خود آمریکا منتقل شده است؛ کاخ سفید اکنون با وجود تندتر کردن لحن، ابزارهای میدانی خود را از دست می‌دهد و ناچار به عقب‌نشینی‌های تاکتیکی شده است.

لحن تندتر، ابزار کم‌اثرتر؛ صورتحساب جنگ اقتصادی به دست واشنگتن رسید

سیاست واشنگتن علیه ایران که با وعده «بریدن هر شریان اقتصادی» و رساندن تهران به «ورشکستگی» آغاز شده بود، پس از دو ماه نه‌تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه هزینه‌های آن مستقیماً به خود آمریکا منتقل شده است. خزانه‌داری آمریکا اکنون در حال بررسی آن است که به بخشی از شناورهای تحریم‌شده اجازه دهد نفت غیرتحریمی حمل کنند؛ هدف، مهار کرایه‌های حمل دریایی است که در پی محاصره نفت ایران به رکورد رسیده است. این تصمیم نشان‌دهنده یک تناقض راهبردی است: از یک سو، کاخ سفید لحن جنگ اقتصادی را تندتر کرده و از سوی دیگر، از ابزارهای عملیاتی خود کاسته است. نمونه دیگر این عقب‌نشینی، کنار گذاشتن بخشی از تحریم‌های روسیه برای تأمین گازوئیل مصرف داخلی آمریکا و توقف حملات نظامی در آستانه انتخابات است. معیار پیروزی نیز دو بار تغییر کرده است؛ نخست از پرونده هسته‌ای به اقتصاد و سپس از اقتصاد به «هستی یک ملت». تغییر نام عملیات به «انزوای مطلق» در چنین وضعی، نه اعلان فاز تازه، بلکه اعترافی است به اینکه معیار پیشین به نتیجه نرسیده است. واشنگتن خواسته خود را بزرگ‌تر کرده، اما ابزارش همان ابزار ماه نخست است.

دومین ضعف این عملیات، برخورد با واقعیت‌های میدانی و محدودیت‌های ژئوپلیتیک است. عراق نخستین آزمون میدانی فرمان‌های واشنگتن بود؛ بستن فرودگاه‌های بغداد و نجف به روی پروازهای ایرانی دوام نیاورد و سفیر عراق در تهران رسماً اعلام کرد چنین تصمیمی صادر نشده است. مذاکره جای فرمان را گرفت و اکنون روزانه چهل پرواز به نجف در جریان است. این نتیجه حاصل چانه‌زنی بغداد بود، نه فرمان واشنگتن. چانه‌زنی هم پایدارتر از فرمان است، زیرا زیارت و تجارت مرزی آن‌قدر در زندگی دو کشور ریشه دارد که بازگشت به ممنوعیت آسان نیست. سقف واقعی عملیات اما جایی است که فرمان واشنگتن به آن نمی‌رسد: چین، بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران. ریچارد نفیو، مسئول سابق پرونده تحریم‌های ایران، معما را صریح گفته است که برای موفقیت، واشنگتن ناچار است بانک‌های بزرگ چین را تحریم کند و اگر چنین کند، توافق تجاری با پکن را می‌بازد. پکن اجازه نمی‌دهد این عملیات به هدفش برسد، ولی خودش هم بازی را به رویارویی نمی‌کشد؛ همین احتیاط، خط پایان عملیات است.

سومین بُعد ماجرا، هزینه‌های سنگینی است که این سیاست برای خود آمریکا ایجاد کرده است. بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، تولید ناخالص داخلی در بهار امسال بیش از ده درصد کوچک‌تر شده، تجارت خارجی کشور در پنج‌ماهه امسال حدود ۲۶ درصد کاهش یافته و هزینه حمل از بنادر ترکیه پنج برابر شده است. اما در همین دوره، تجارت با ترکیه ۱۹ درصد رشد کرده، واردات از مرز بازرگان جهش کرده و درآمد نفتی دولت بیش از پیش‌بینی بودجه محقق شده است. اقتصاد ایران در برابر فشار نه تسلیم می‌شود و نه یخ می‌زند؛ مسیر عوض می‌کند و بارش را به راهی می‌برد که باز مانده است. انزوای اقتصادی اما یعنی هم فشار و هم حذف؛ آنچه تا امروز رخ داده، نیمه نخست این معادله است. واشنگتن نیز فرصت بی‌پایانی برای این آزمون ندارد؛ بهای سوخت پیش از انتخابات میان‌دوره در دوازدهم آبان به مسئله داخلی آمریکا تبدیل شده و هر گامی به سوی تحریم بانک‌های بزرگ چین، ریسک جنگ مالی با پکن را سنگین‌تر می‌کند. به روایت رسانه‌های آمریکایی، فرماندهی مرکزی این کشور حملات به بخشی از تجهیزات نظامی ایران را در آستانه انتخابات تقریباً متوقف کرده است. انزوای مطلق در حرف ماند و در میدان عمل نسبی شد؛ صورتحساب این عملیات به خود طراح رسیده و نخستین قسط‌هایش پرداخت شده است.

پربازدیدترین