محمد ابوسلمان در گزارش خود برای «المواطن» با روایت زندگی مهاجران مقیم قطر، تصویری از کاهش حقوق، تعدیل نیرو و بازچینی دردناک زندگی ساکنان خارجی این کشور ارائه میدهد. «محمد الاحمد»، شهروند مصری که از سال ۲۰۱۵ در دوحه زندگی میکند، در ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ ایمیلی دریافت کرد که او را بر سر دوراهی قرار میداد: یا با کاهش ۳۰ درصدی حقوقش موافقت کند، یا استعفا دهد. او تصمیم گرفت با حقوق کمتر بماند، اما دو ماه بعد ناچار به استعفا شد؛ چراکه دید دیگر نمیتواند هم هزینههای زندگی خود در قطر را بپوشاند و هم مخارج خانوادهاش در مصر را تأمین کند. حقوق او پیش از این کاهش، ۷ هزار ریال قطر (حدود ۱۹۲۰ دلار) بود که دو هزار ریال از آن را برای خانوادهاش میفرستاد و باقیمانده را صرف اجارهخانه، خودرو، بدهیها و مخارج روزمره میکرد. شرکت، دلیل این تصمیم را تأثیرپذیری بودجهاش از جنگ عنوان کرده و بدون مشورت با کارکنان، حقوق عدهای را کاهش داده و به کار برخی دیگر پایان داده است. این روایت، نمونهای از یک الگوی گستردهتر در قطر است؛ جایی که پیامدهای جنگ بهطور نامتقارن بر دوش اقشار آسیبپذیرتر — یعنی کارگران مهاجر — سنگینی میکند.
دامنه این فشار تنها به کاهش حقوق محدود نمیشود؛ بلکه ساختار زندگی مهاجران را نیز بازآرایی کرده است. «حسن محمود»، صاحب یک شرکت گردشگری در دوحه، میگوید پس از آغاز جنگ، رزروها حدود ۷۵ درصد کاهش یافت و او ناچار شد حقوقها را ۴۰ درصد کاهش دهد و قرارداد شش نفر از کارمندانش را فسخ کند؛ نشستی که او آن را «سختترین جلسه در زندگی حرفهایام» توصیف میکند. «صبحی بن عامر»، شهروند تونسی، مجبور شد به مسکن ارزانتری نقلمکان کند و خانه را با چند نفر از هموطنانش شریک شود تا بتواند مبلغی را برای خانوادهاش در تونس پسانداز کند. «محمود عوض»، شهروند مصری مقیم دوحه از سال ۲۰۱۱، با نصف شدن درآمدش، همسر و فرزندانش را به مصر بازگرداند و در منطقه «مدینه خلیفه جنوبی» به یک خوابگاه مجردی نقلمکان کرد که در آن با سه نفر دیگر هماتاق است؛ جایی که گمان میکرد دیگر هرگز به آن باز نخواهد گشت. این روایتها نشان میدهد که جنگ نهتنها درآمد، بلکه ساختار خانواده، مسکن و آینده مهاجران را نیز تحت تأثیر قرار داده و آنان را به انتخابهای دردناکی واداشته است.
بُعد سوم این گزارش، بازتاب گستردهتر این بحران در بخشهای مختلف اقتصاد قطر و پیامدهای بلندمدت آن است. در حوزه تبلیغات و بازاریابی، «محمود عبدالمالک»، شهروند مصری، در ماه مارس شغلش را از دست داد؛ مشتریان شرکتشان کمپینها را به تعویق انداختند و بودجهها را منجمد کردند. «مواطن» با ده نفر از مقیمانی که کار خود را از دست دادهاند گفتگو کرده است؛ آنها میگویند دستمزد پیشنهادهایی که به آنها برخورده، از ماهی ۴۰۰ دلار فراتر نمیرود که کفاف هزینههای زندگی در دوحه را نمیدهد. در بخش ساختوساز نیز سه کارگر اهل هند، بنگلادش و نپال از تأخیر در پرداخت دستمزدهایشان خبر میدهند که ارسال حوالههای مالی ماهانه به خانوادههایشان را مختل کرده است. «امل وزان»، شهروند اردنی، نیز با وجود حفظ درآمدش، پس از افزایش حدود ۲۰ درصدی قیمت میوه و سبزیجات، خریدهای خود را با دقت و متناسب با سقف بودجهاش انتخاب میکند. محمود عوض در پایان میگوید اگر درآمدش به همین منوال باقی بماند، به ترک دائمی قطر فکر میکند؛ چراکه به تعبیر او، «غربت دیگر آن هدفی را که به خاطرش آمده بود برآورده نمیکند و حالا بیش از آنکه به او چیزی بدهد، از او میگیرد.» این گزارش که توسط محمد ابوسلمان در «المواطن» منتشر شده، تصویری از هزینه انسانی جنگ در کشورهای حاشیه خلیج فارس ارائه میدهد؛ هزینهای که نه در آمار رسمی خسارتها، بلکه در زندگی روزمره کارگران مهاجر و خانوادههایشان در کشورهای مبدأ قابل مشاهده است.