به اشتراک بگذارید

از گرانادا تا غزه؛ تکرار الگوی حذف حافظه و هویت؛ نقدی بر روایت «برخورد تمدن‌ها»

بیش از پنج قرن پس از سقوط گرانادا و پایان حاکمیت مسلمانان در اندلس، میراث آن دوره همچنان در سیاست، فرهنگ و حافظه تاریخی اروپا و جهان اسلام حضور دارد؛ طارق علی، مورخ و نویسنده سیاسی، در گفت‌وگو با الجزیره، سقوط اندلس را نه صرفاً شکست یک قدرت در میدان جنگ، بلکه تلاشی برای نابودی حافظه و هویت یک جامعه می‌داند که آثارش قرن‌ها بعد نیز باقی مانده است و همان الگو را در مسئله فلسطین و غزه بازتولید می‌بیند.

از گرانادا تا غزه؛ تکرار الگوی حذف حافظه و هویت؛ نقدی بر روایت «برخورد تمدن‌ها»

سقوط گرانادا در سال ۱۴۹۲ میلادی، نقطه پایانی بر بیش از هفت قرن حضور مسلمانان در شبه‌جزیره ایبری بود؛ اما آنچه در این رویداد اهمیت راهبردی دارد، نه فقط شکست نظامی، بلکه پروژه حذف حافظه و هویت یک تمدن است. طارق علی با اشاره به سوزاندن صدها هزار نسخه خطی در میدان‌های گرانادا — کتاب‌هایی در پزشکی، نجوم، شعر و الهیات — تأکید می‌کند که این اقدام تلاشی برای قطع پیوند یک جامعه با گذشته خود بود. این تحلیل نشان می‌دهد که پایان اندلس را نباید تنها در چارچوب نظامی و سیاسی خواند، بلکه باید آن را در چارچوب جنگ علیه حافظه و هویت فهمید؛ الگویی که در دوره‌های بعدی تاریخ نیز بارها تکرار شده است. نکته مهم آن است که با وجود این تلاش‌ها، آثار دوره اسلامی همچنان در نام شهرها، معماری، زبان و فرهنگ اسپانیا حاضر است و این نشان می‌دهد که حذف کامل حافظه تاریخی، حتی با سوزاندن کتاب‌ها و اخراج مردم، عملاً ناممکن است.

بُعد دوم تحلیل، نقد طارق علی بر ایده «برخورد تمدن‌ها» است. او با اشاره به تجربه همزیستی مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در اندلس و همچنین همکاری مسلمانان و مسیحیان نورمن در سیسیل، تأکید می‌کند که جنگ‌های میان دو طرف را نمی‌توان صرفاً به تقابل دو دین یا دو تمدن تقلیل داد. بسیاری از این جنگ‌ها بر سر قدرت، سرزمین، ثروت و سلطه سیاسی بودند و رهبران مسلمان و مسیحی گاه در برابر قدرت‌های دیگر با یکدیگر متحد می‌شدند. از این منظر، مفهوم «برخورد بنیادگرایی‌ها» دقیق‌تر از «برخورد تمدن‌ها» است؛ زیرا جریان‌هایی مانند القاعده و داعش را در کنار بنیادگرایی سیاسی و امپریالیستی غرب قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که هر دو جریان با ارائه تصویری ساده‌شده و گزینشی از تاریخ، به دنبال مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های امروز خود هستند. این تحلیل برای فهم تحولات غرب آسیا و به‌ویژه مسئله فلسطین، چارچوبی دقیق‌تر از روایت‌های تقلیل‌گرایانه فراهم می‌کند.

بُعد سوم و شاید مهم‌ترین بخش تحلیل، پیوند تاریخ اندلس با مسئله فلسطین و غزه است. طارق علی با اشاره به شخصیت مسلمانی در «دن کیشوت» که مخفیانه به خانه خانوادگی خود بازمی‌گردد، این تصویر را یادآور فلسطین می‌داند: مردمی که می‌گویند «این خانه‌های ما بود» و خاطره سرزمین و زندگی گذشته خود را حفظ کرده‌اند. او تأکید می‌کند که همان‌گونه که تلاش برای حذف حافظه اندلس نتوانست گذشته را کاملاً از میان ببرد، حافظه فلسطینی در غزه نیز از بین نخواهد رفت؛ این حافظه در روایت‌های خانوادگی، ادبیات، تصاویر شهرها و خاطرات نسل‌های بعدی باقی می‌ماند. در نهایت، طارق علی هشدار می‌دهد که نباید در نوستالژی گذشته متوقف شد؛ بلکه باید از تجربه اندلس و سایر دوره‌های تاریخی به عنوان منبعی برای ساخت آینده استفاده کرد. این نگاه، هم برای جهان اسلام و هم برای فلسطین، راهبردی‌تر از حسرت خوردن بر گذشته از دست‌رفته است.

پربازدیدترین