به اشتراک بگذارید

بازگشت ابوظبی به باتلاق یمن؛ نجات عربستان یا آغاز فروپاشی دوباره ائتلاف؟

تحولات اخیر در جبهه یمن نشان می‌دهد که عربستان سعودی پس از سال‌ها ناکامی در شکست انصارالله و تغییر موازنه میدانی به سود نیروهای صنعا، بار دیگر به دنبال استفاده از ظرفیت‌های نظامی و امنیتی امارات متحده عربی برای پیشبرد اهداف خود است؛ همکاری‌ای که اگرچه می‌تواند در کوتاه‌مدت ظرفیت عملیاتی مخالفان انصارالله را افزایش دهد، اما در بلندمدت زمینه بازگشت اختلافات راهبردی دو کشور را نیز فراهم خواهد کرد.

بازگشت ابوظبی به باتلاق یمن؛ نجات عربستان یا آغاز فروپاشی دوباره ائتلاف؟

اختلاف عربستان و امارات در پرونده یمن، برخلاف تصور رایج، صرفا بر سر تقسیم نفوذ یا مدیریت نیروهای محلی نبود، بلکه به مسئله سرنوشت جغرافیایی و سیاسی یمن بازمی‌گشت. عربستان به دنبال حفظ یکپارچگی یمن و جلوگیری از تجزیه این کشور بود، در حالی که امارات از ابتدای مداخله نظامی، به تدریج پروژه متفاوتی را در جنوب دنبال کرد. ابوظبی با حمایت از جریان‌های جدایی‌طلب و ایجاد شبکه‌ای گسترده از نیروهای نظامی، سیاسی و امنیتی در میان جنوبی‌ها، عملا زمینه احیای دولت مستقل جنوب یمن را فراهم ساخت. حمایت از شورای انتقالی جنوب که هدف اصلی آن بازگرداندن استقلال جنوب یمن است، مهم‌ترین نمود این سیاست محسوب می‌شود. در واقع، امارات طی سال‌های گذشته تلاش کرد با ایجاد ساختارهای نظامی موازی و تقویت فرماندهان وابسته به خود، جنوب یمن را به حوزه نفوذ مستقلی تبدیل کند که در صورت تحقق تجزیه، امکان کنترل بخش مهمی از سواحل و گذرگاه‌های راهبردی این کشور را در اختیار ابوظبی قرار دهد. این سیاست با راهبرد عربستان در تضاد بود؛ زیرا ریاض حفظ یکپارچگی یمن را برای امنیت مرزهای جنوبی خود و جلوگیری از شکل‌گیری یک ساختار سیاسی مستقل و خارج از کنترل در همسایگی‌اش ضروری می‌دانست.


درگیری‌های عدن در سال ۲۰۱۹ نقطه آشکار شدن این تعارض بود. نیروهای شورای انتقالی جنوب که از حمایت امارات برخوردار بودند، در مرداد آن سال کنترل بخش‌هایی از عدن را به دست گرفتند و با نیروهای وابسته به دولت مورد حمایت عربستان وارد درگیری شدند. این رویارویی در نهایت به حملات مستقیم جنگنده‌های اماراتی علیه مواضع نیروهای وابسته به دولت مستعفی انجامید. در واقع، ائتلافی که با هدف مقابله با انصارالله شکل گرفته بود، به جایی رسید که اعضای اصلی آن در مناطق تحت اشغال خود با یکدیگر می‌جنگیدند. توافق ریاض در نوامبر ۲۰۱۹ نیز نتوانست تضاد بنیادین میان پروژه تجزیه‌طلبانه امارات و سیاست حفظ یکپارچگی یمن از سوی عربستان را برطرف کند. امارات در سال ۲۰۱۹ خروج نیروهای نظامی خود از یمن را آغاز کرد و در ادامه، در ژانویه ۲۰۲۶، پایان حضور رسمی نیروهای خود را اعلام کرد. با این حال، خروج نظامیان اماراتی به معنای پایان نفوذ این کشور در یمن نبود؛ ابوظبی طی سال‌های جنگ، شبکه‌ای از نیروهای محلی را سازماندهی و تجهیز کرده بود که همچنان به عنوان ابزار اصلی نفوذ آن در جنوب و سواحل غربی عمل می‌کنند.


در ماه‌های اخیر، تغییرات میدانی در غرب یمن و اهمیت باب‌المندب، محاسبات عربستان را تحت تأثیر قرار داده است. تسلط انصارالله بر مناطق مهم ساحلی و افزایش موقعیت راهبردی این نیروها در جنوب دریای سرخ، معادله‌ای ایجاد کرده که ریاض دیگر نمی‌تواند با اتکا به نیروهای پراکنده و فاقد انسجام خود آن را تغییر دهد. گزارش دوم اکتبر ۲۰۲۶ رویترز درباره برنامه‌ریزی عربستان برای انجام یک عملیات نظامی گسترده علیه مواضع انصارالله با هدف بازپس‌گیری مناطق ساحلی و باب‌المندب، نشان‌دهنده اهمیت این مسئله در محاسبات ریاض است. بر اساس این گزارش، عملیات احتمالی با مشارکت نیروهای یمنی مخالف انصارالله و پشتیبانی هوایی عربستان انجام خواهد شد و ریاض در حال بررسی دامنه و ابعاد آن است. در چنین شرایطی، بازگشت ظرفیت‌های اماراتی می‌تواند بخشی از کمبودهای عملیاتی عربستان را جبران کند. نشانه‌های سیاسی این بازگشت در روزهای اخیر آشکار شده است؛ سفر منصور بن زاید آل نهیان به عربستان و دیدار با محمد بن سلمان و خالد بن سلمان، و همچنین بازگشت عبدالرحمن المحرمی (ابوزرعه)، یکی از مهم‌ترین فرماندهان میدانی امارات در یمن، از ریاض به عدن، نشانه‌هایی از تغییر شرایط است.


با این حال، مسئله اساسی آن است که عربستان برای تقویت جبهه خود ناچار شده بار دیگر به ظرفیت کشوری متوسل شود که پروژه سیاسی آن در تعارض مستقیم با اهداف ریاض قرار دارد. امارات به دنبال احیای نفوذ خود در جنوب و تقویت جریان‌های جدایی‌طلب است، در حالی که عربستان همچنان حفظ ساختار یکپارچه یمن را در دستور کار دارد. بنابراین، همکاری نظامی جدید دو کشور نمی‌تواند اختلافات بنیادین آنها را از میان ببرد. تجربه تحولات شرق یمن در دسامبر ۲۰۲۵ نیز این واقعیت را آشکار کرد؛ زمانی که پیشروی نیروهای شورای انتقالی مورد حمایت امارات در حضرموت و المهره با مخالفت شدید عربستان مواجه شد و اختلافات دو کشور بار دیگر به تقابل نظامی میان نیروهای وابسته به آنها انجامید. در واقع، بازگشت امارات به جبهه یمن می‌تواند همان چرخه‌ای را بازتولید کند که پیشتر به فروپاشی ائتلاف سعودی و اماراتی منجر شد. عربستان برای مقابله با انصارالله به نیروهای وابسته به ابوظبی نیاز دارد، اما همین نیروها ابزار پیشبرد پروژه‌ای هستند که با سیاست ریاض در حفظ یکپارچگی یمن تعارض دارد. در نتیجه، هرگونه موفقیت احتمالی در میدان، بلافاصله مسئله تقسیم نفوذ و تعیین آینده سیاسی مناطق تحت کنترل را مطرح خواهد کرد؛ مسئله‌ای که پیشتر نیز به درگیری مستقیم میان دو طرف انجامیده است. به بیان دیگر، عربستان برای مقابله با قدرت انصارالله بار دیگر به بازیگری متوسل شده است که خود یکی از عوامل اصلی بحران و شکست ائتلاف در یمن بوده است.

پربازدیدترین