به اشتراک بگذارید

کمربند راهبردی یمن؛ چگونه انصارالله مارب، تعز و لحج را به یک معادله واحد تبدیل می‌کند؟

نبرد انصارالله در جبهه‌های مارب، تعز و لحج را نباید مجموعه‌ای از درگیری‌های پراکنده دانست؛ صنعا در پی ایجاد شبکه‌ای پیوسته از منابع انرژی، ارتفاعات، جاده‌ها و گذرگاه‌های راهبردی است تا با اتصال این جبهه‌ها به ساحل غربی و باب‌المندب، موازنه جنگ را به نفع خود تغییر دهد و معادلات دریای سرخ و مسیرهای تجاری بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد.

کمربند راهبردی یمن؛ چگونه انصارالله مارب، تعز و لحج را به یک معادله واحد تبدیل می‌کند؟

تمرکز نبرد در مارب از آن جهت اهمیت دارد که این استان آخرین دژ مهم باقی‌مانده نیروهای مخالف انصارالله در شمال و یکی از مهم‌ترین مراکز انرژی کشور است. میدان‌های نفت و گاز و زیرساخت‌های انرژی مارب، این منطقه را به یکی از مهم‌ترین منابع بالقوه درآمد برای هر طرفی تبدیل کرده که بتواند کنترل آن را در دست بگیرد. از این منظر، نبرد مارب صرفا یک رویارویی نظامی بر سر یک استان نیست؛ کنترل این منطقه می‌تواند هم‌زمان سه پیامد داشته باشد: تضعیف یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های جبهه مخالفان، دسترسی به منابع انرژی و ایجاد اهرم سیاسی در مذاکرات آینده. به گفته صدام الحریبی، مفسر سیاسی یمنی، دسترسی به منابع نفت و گاز مارب بیش از یک دهه یکی از اهداف انصارالله بوده است و در صورت تسلط بر این منطقه، این گروه می‌تواند از کنترل منابع انرژی به‌عنوان اهرمی برای دستیابی به شرایط مطلوب‌تر در هرگونه تلاش میانجی‌گرانه آینده استفاده کند. اهمیت مارب البته تنها به انرژی محدود نمی‌شود؛ موقعیت جغرافیایی این استان، آن را در شاهراه مسیر ارتباطی میان شمال یمن و استان‌های جنوبی از جمله شبوه و المهره قرار داده است و کنترل آن می‌تواند بر امکان جابه‌جایی نیروها و دسترسی به مناطق جنوبی نیز اثر بگذارد.


در سوی دیگر، تعز به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شده است؛ استانی که اهمیت آن بیشتر از هر چیز به موقعیت جغرافیایی و شبکه راه‌های آن بازمی‌گردد. تعز میان مناطق تحت کنترل انصارالله در شمال و غرب و مناطق تحت کنترل مخالفان آنها در جنوب قرار گرفته و جاده‌های عبوری از این استان، بخش‌های مختلف یمن را به یکدیگر متصل می‌کنند. در واقع تعز در مرکز شبکه‌ای از جاده‌ها قرار دارد که به المخا، ساحل غربی، عدن و دیگر مناطق تحت کنترل مخالفان متصل می‌شود؛ بنابراین کنترل تعز می‌تواند مستقیما بر خطوط تدارکاتی، جابه‌جایی نیروها و حتی حمل‌ونقل تجاری تأثیر بگذارد. عامل دیگری که تعز را به میدان نبردی حساس تبدیل کرده، ساختار کوهستانی آن است. ارتفاعات این استان امکان دیده‌بانی و کنترل بر جاده‌ها، روستاها و دره‌های اطراف را فراهم می‌کنند و به همین دلیل، تصرف یک ارتفاع یا گذرگاه کوچک می‌تواند در مقیاسی بزرگ‌تر بر موازنه نظامی اثر بگذارد. اهمیت اصلی تحولات تعز در خصوص باب‌المندب قابل ارزیابی است؛ زیرا درک تحولات تعز بدون توجه به تحولات ساحل غربی دشوار است. نیروهای انصارالله در هفته‌های اخیر تلاش کرده‌اند کنترل خود را بر مناطق ساحلی تثبیت کنند و فشار بر تعز نیز بخشی از همین راهبرد به نظر می‌رسد. تصرف المخا در امتداد ساحل دریای سرخ که مسیر آن به سمت باب‌المندب کشیده می‌شود، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. بنابراین مسئله برای انصارالله فقط دستیابی به ساحل نیست، بلکه ایجاد یک عمق جغرافیایی و نظامی برای حفاظت از مناطق ساحلی تازه تصرف‌شده اهمیت دارد. اگر تعز بتواند به‌عنوان پایگاهی برای نیروهای مخالف عمل کند، مناطق ساحلی تحت کنترل صنعا همچنان در معرض ضدحمله قرار خواهند داشت. به همین دلیل، قطع مسیرهای ارتباطی تعز با المخا و جنوب، بخشی از تلاش برای تثبیت دستاوردهای ساحلی است.


یکی از مهم‌ترین ابعاد این معادله، اهمیت ارتفاعات غرب تعز است. در جغرافیای کوهستانی یمن، کنترل ساحل بدون کنترل نقاط مرتفع مشرف بر آن می‌تواند دشوار باشد. از همین رو، مناطق کوهستانی مانند الکدحة، رسن، جرداد و کهبوب اهمیت مضاعفی پیدا کرده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که جنگ در یمن صرفا نبرد بر سر شهرها نیست؛ بلکه جنگ بر سر «هندسه جغرافیایی» نیز هست. جاده، ارتفاع، گذرگاه و ساحل در کنار یکدیگر شبکه‌ای را تشکیل می‌دهند که کنترل آن می‌تواند توانایی یک طرف برای جابه‌جایی نیرو و تدارکات را افزایش و توان طرف مقابل برای ضدحمله را کاهش دهد. از این زاویه، منطقه‌ای که می‌توان آن را «عمق داخلی باب‌المندب» دانست، شامل بخش‌هایی از الحدیده، تعز و لحج است. در جنوب تعز، استان لحج نیز به تدریج وارد همین معادله می‌شود. در روزهای اخیر درگیری بر سر تصرف ارتفاعات رشته‌کوه نعمان ادامه داشته و هر دو طرف از پیشروی‌ها در این منطقه خبر داده‌اند؛ منطقه‌ای که به دلیل اشراف بر الوازعیه و المضربه و نزدیکی به مسیرهای ارتباطی تعز با جنوب از اهمیت برخوردار است. اهمیت لحج عمدتا به نزدیکی آن به عدن و مناطق جنوبی بازمی‌گردد و به همین دلیل، گسترش درگیری‌ها به سمت جنوب می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک تغییر محدود در خطوط تماس داشته باشد. در مجموع، پیگیری نقشه منازعه نشان می‌دهد که پراکندگی درگیری‌ها به معنای پراکندی راهبرد جنگی انصارالله نیست و صنعا به دنبال آن است تا شبکه‌ای پیوسته از منابع انرژی، جاده‌ها، ارتفاعات، بنادر و گذرگاه‌های راهبردی را در اختیار بگیرد. در صورت شکل‌گیری چنین پیوستگی جغرافیایی، موازنه جنگ می‌تواند از سطح یک درگیری داخلی فراتر رفته و بر معادلات دریای سرخ، خلیج عدن و مسیرهای تجاری بین‌المللی نیز اثر بگذارد.

پربازدیدترین