مسائل امت عربی و اسلامی هرگز از اندیشه، رویکرد و مسیر زندگی و جهاد سید شهدای مقاومت، شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله غایب نبوده است. او از همه زندگی، فرزندان، بهترین دوستان و بهترین جوانان حزبالله در این راه گذشت و هر آنچه داشت، برای مهمترین مسئله امت عربی و اسلامی یعنی آرمان فلسطین فدا کرد و خودش هم در همین راه به شهادت رسید. جنگ نسلکشی و وحشیانه رژیم صهیونیستی که در اکتبر ۲۰۲۳ با حمایت آمریکا و قدرتهای بزرگ غربی علیه غزه به راه افتاد، اول از همه، کشورهای عربی و اسلامی و رهبران و ملتهای آنها را با آزمایشی دشوار و تاریخی روبرو کرد. این آزمایش نه تنها در مورد میزان حمایت نظامی و سیاسی، بلکه در مورد سطح همبستگی و شفقت انسانی بود که در این دنیای درمانده و ناعادلانه به کالایی نادر تبدیل شده است. در مقابل، جنگ نسلکشی رژیم صهیونیستی در عین حال که دروغ بزرگ رژیمهای عربی در مورد حمایت از فلسطین را برای همه فاش کرد، به همان میزان صداقت و وفاداری محور مقاومت به مسئله فلسطین و ملت مظلوم این سرزمین را ثابت کرد.
در قلب محور مقاومت، شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله قرار داشت که به همراه سایر رهبران و فرماندهان حزبالله و رزمندگان این جنبش که همیشه قویترین حامیان آرمان فلسطین و در صدر مدافعان ملت این سرزمین بودهاند، در حمایت از غزه هیچ تردیدی به خود راه ندادند و تنها یک روز بعد از آغاز حماسه طوفانالاقصی یعنی در تاریخ ۸ اکتبر ۲۰۲۳ به این نبرد پیوستند. شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله در مرحله اول نبرد طوفانالاقصی ضد صهیونیستها، تلاش داشت جنگ محدود به مناطق مرزی باشد و در محاسبات خود دو مسئله اساسی را مورد توجه قرار داد: جلوگیری از انزوای غزه و حفظ هرچه بیشتر لبنان از پیامدهای جنگ. از همان ابتدای پیوستن مقاومت لبنان به نبرد حمایتی غزه، شرایط بسیار سخت و پیچیده بود و حتی کسانی که از بیرون صحنه را تماشا میکردند هم میتوانستند متوجه این موضوع شوند. اما آنچه اوضاع را پیچیدهتر میکرد، این بود که حزبالله و سایر جبهههای مقاومت در مورد عملیاتی که مقاومت فلسطین آغاز کرد و به یک طوفان بزرگ تبدیل شد، از قبل مطلع نبودند. اما با این وجود خیلی سریع تصمیم خود را گرفتند و با وجود اینکه میدانستند قرار است بهای سنگینی بپردازند، اما حاضر نشدند مردم فلسطین را تنها بگذارند
بسیاری معتقدند که اگر حزبالله غزه را تنها میگذاشت، شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله به جای شهادت در راه فلسطین، در دل فلسطینیها شهید میشد و برای همیشه جایگاه بزرگ خود را میان آنها از دست میداد. بر همین اساس حزبالله تحت رهبری شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله با پیوستن سریع به نبرد طوفانالاقصی نشان داد که موضع آن در حمایت از مردم، مقاومت و آرمان فلسطین، صرفاً یک موضع لفظی نیست؛ بلکه کاملاً در عمل، این موضع خود را ثابت کرده است، آن هم در شرایطی که کشورهای عربی دست سازش به صهیونیستها دادهاند و در کشتار مردم فلسطین با اسرائیل همکاری میکنند. همچنین اگر حزبالله وارد نبرد طوفانالاقصی نمیشد، احتمال شکست مقاومت غزه در ماههای ابتدایی جنگ بسیار بالا بود؛ زیرا مقاومت لبنان بار بزرگی از دوش مقاومت فلسطین در غزه برداشت و چند لشکر ارتش صهیونیستی را در جبهه شمالی فلسطین اشغالی مشغول کرد تا این رژیم نتواند کاملاً متمرکز بر غزه شود. روشن است که شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله از ابتدا هم میدانست با اتخاذ این موضع شرافتمندانه و تاریخی قرار است بهای سنگینی بپردازد؛ بهایی که در نهایت به قیمت جان خودش تمام شد، اما با این وجود میدان را خالی نکرد و تا انتها کنار غزه ایستاد.
انگیزههای شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله برای حمایت از غزه را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد. نخست، انگیزه انساندوستی: در بسیاری از سخنرانیهای او، این بُعد انساندوستانه به وضوح آشکار است. او کشتار، آوارگی، محاصره و سایر اشکال تجاوز اسرائیل علیه ملت فلسطین را جنایت علیه بشریت میدانست که با اساسیترین اصول اخلاقی مورد حمایت همه ادیان الهی و قوانین بینالمللی مغایرت دارد. دوم، انگیزه مذهبی: برای شهید سید حسن نصرالله، به عنوان یک شخصیت برجسته مذهبی اسلامی، حمایت از فلسطین و غزه بیانگر پایبندی او به آموزههای دینش بود، دینی که به مقابله با بیعدالتی و حمایت از مظلومان، حتی به قیمت فدا کردن جان و مال خود، فرا میخواند. سوم، انگیزه سیاسی: ایشان نقض حقوق سیاسی مردم فلسطین، اشغال سرزمینشان و آوارگی تعداد زیادی از ساکنان آن را به منزله مصادره حق آنها برای زندگی با عزت و آزادی میدانست و همواره خواستار احقاق حقوق سیاسی کامل و بدون نقص مردم فلسطین بود.
شهید سید حسن نصرالله'>شهید سید حسن نصرالله نه تنها یک رهبر سیاسی و فرمانده نظامی، بلکه یک متفکر استراتژیست بود که توانست ایدئولوژی مقاومت را فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرقهای پایهگذاری کند. او کاملاً آگاه بود که درگیری با صهیونیستها صرفاً یک درگیری مذهبی یا قومی نیست؛ بلکه نبرد ضد ظلم و اشغالگری است. سید شهید مقاومت بر همین مبنا مسئله فلسطین را از یک موضوع ملی عربی به یک مسئله انسانی جهانی تبدیل کرد. تلاشهای او در راستای واحد کردن جبهههای مقاومت در فلسطین، تنها به رهنمودهای لفظی منحصر نبود؛ بلکه در چارچوب یک استراتژی عملی قرار داشت که از طریق هماهنگی مستقیم و حمایت مستمر ایشان از مقاومت در غزه و کرانه باختری اجرا شد. یکی از برجستهترین نمونهها در این زمینه، حمایت شهید نصرالله از مقاومت فلسطین به دنبال امضای توافق اسلو در سال ۱۹۹۳ بود؛ یعنی زمانی که دشمن با همکاری تشکیلات خودگردان فلسطین قصد داشت ایدئولوژی و عملکرد مقاومت را در فلسطین به طور کامل نابود کند. شهید نصرالله در آن زمان موفق شد خلأ ایدئولوژیک را در فلسطین با چارچوببندی مقاومت به عنوان تنها گزینه برای رهایی از اشغالگری پر کند. او در گفتمانهای خود بر روشن کردن ماهیت درگیری با رژیم صهیونیستی از منظر ظالم و مظلوم میپرداخت که همین مسئله به آرمان فلسطین یک بعد انسانی داد و مرزهای مذهبی و سیاسی را درنوردید و موجب شد فلسطین به جای یک موضوع عربی و اسلامی، به یک مسئله جهانی تبدیل شود.