لقطر در سالهای اخیر تلاش کرده است خود را بهعنوان یکی از بازیگران میانجی در بحرانهای منطقهای معرفی کند؛ کشوری که همزمان با حفظ روابط نزدیک با آمریکا، کانالهای ارتباطی خود با ایران را نیز باز نگه داشته است. اما مواضع اخیر دوحه در قبال تهران، پرسش مهمی را درباره میزان بیطرفی این کشور و توانایی آن برای ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا ایجاد کرده است. شیخ محمد بن عبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر به تازگی پاسخهای تهران به آمریکا را «تشدید خطرناک» توصیف کرده و ادعا کرده است که اقدامات ایران تنها به «بیثبات کردن امنیت و ثبات همه کشورهای منطقه» منجر میشود. اگرچه قطر خود را بهعنوان میانجی میان تهران و واشنگتن نشان میدهد، اما واقعیت آن است که میانجیگری زمانی بیشترین اعتبار را دارد که میانجی بیطرف یا دستکم متوازن باقی بماند. در این وضعیت وقتی مقام ارشد قطر در کنار محکوم کردن پاسخهای ایران به تجاوزات آمریکا، اقدامات تهران را عامل بیثباتی منطقه توصیف میکند، طبیعی است که این پرسش مطرح شود که آیا تهران همچنان قطر را یک واسطه بیطرف میداند یا نه؟
تناقض بزرگتر اما در جایگاه خود قطر در معماری امنیتی منطقه قرار دارد. دوحه میزبان پایگاه هوایی العدید است؛ پایگاهی که به گفته رویترز حدود ۱۰ هزار نیروی آمریکایی را در خود جای داده و مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا در منطقه محسوب میشود. بنابراین، منتقدان سیاست قطر معتقدند که میزبانی چنین حضور نظامی گسترده آمریکا، دوحه را صرفاً یک «تماشاگر» تحولات امنیتی خلیج فارس باقی نمیگذارد، بلکه این کشور را به میزبان یک طرف جنگ تبدیل کرده است. آمریکا دهههاست شبکهای از نیروها، پایگاهها و امکانات نظامی را در کشورهای مختلف منطقه مستقر کرده و العدید یکی از مهمترین اجزای این شبکه است. بنابراین، تقلیل مسئله بیثباتی منطقه به رفتار ایران، بدون بررسی نقش مداخلات نظامی آمریکا و حضور نظامی گسترده واشنگتن، تصویری متناقض را ارائه میدهد. در این میان، یک واقعیت تاریخی نیز اهمیت دارد که در بحثهای سیاسی درباره روابط تهران و دوحه گاه فراموش میشود. هنگامی که عربستان سعودی، امارات، بحرین و مصر در سال ۲۰۱۷ روابط خود را با قطر قطع کردند و محاصره هوایی، زمینی و دریایی علیه دوحه شکل گرفت، ایران یکی از کشورهایی بود که مسیر هوایی خود را به روی قطر باز نگه داشت و در تأمین نیازهای غذایی این کشور نقش داشت.
پژوهش منتشرشده در نشریه میدل ایست پالیسی نیز تأکید کرده است که حمایت لجستیکی ایران شامل ارسال مواد غذایی و فراهم کردن کریدور هوایی برای تداوم فعالیت قطر ایرویز بود؛ در همان بحران، بنادر ایران نیز به مسیر مهم انتقال مواد غذایی به قطر تبدیل شدند. گزارشهای الجزیره نیز در همان زمان از ارسال محمولههای غذایی ایران به قطر، از جمله پروازهای حامل مواد غذایی و کشتیهای حامل کالا، خبر داده بودند. حمایت ایران از قطر در آن مقطع نشان میدهد روابط تهران و دوحه پیچیدهتر از یک رابطه صرفاً خصمانه است و ملاحظات همسایگی و منافع متقابل در آن سابقه داشته است و دوحه بهتر است ملاحظات همجواری دریایی با ایران را رعایت کند. قطر نمیتواند همزمان بر نقش میانجیگری میان ایران و آمریکا تأکید کند و در عین حال انتظار داشته باشد تهران نسبت به مواضع رسمی ضدایرانی دوحه بیتفاوت باشد. از سوی دیگر، اگر قطر واقعاً به دنبال کاهش تنش است، منطقی است که نقش همه طرفهای مؤثر در بحران از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکا و کشورهای میزبان نیروهای نظامی آمریکا را نیز مدنظر قرار دهد. این در حالی است که با وجود انتقاد قطر از ایران، اما ما شاهد موضعگیری شدید دوحه علیه تلآویو طی روزهای گذشته نبودهایم و این در حالی است که رژیم صهیونیستی یک طرف اصلی تجاوز به قطر در سال گذشته و آن هم علیه مناطق مسکونی و غیرنظامی قطر بوده است. قطر برای حفظ جایگاه میانجی خود بیش از هر چیز به اعتماد طرفهای درگیر نیاز دارد. این اعتماد زمانی تقویت میشود که دوحه نه فقط در مقام سخن، بلکه در مواضع عملی خود نیز فاصله مشخصی از قطببندیهای نظامی منطقه حفظ کند. در غیر این صورت، میزبانی از یکی از مهمترین پایگاههای نظامی آمریکا و همزمان انتقاد از اقدامات ایران، این پرسش را پررنگ میکند که آیا قطر واقعاً میانجی مناقشه است یا یکی از بازیگران درگیر در معماری امنیتیای که خود به یکی از کانونهای اصلی بحران در خلیج فارس تبدیل شده است.