تحولات اخیر در سواحل یمن و تثبیت موقعیت انصارالله در تنگه بابالمندب، عرصه جدیدی از تقابل ژئوپلیتیکی را شکل داده است. پیشروی سریع نیروهای یمنی در غرب تعز، جنوب حدیده و شهر المخا، نه تنها خطوط تدارکاتی دشمن را قطع کرده، بلکه کنترل بر منطقه ساحلی مشرف بر بابالمندب را تثبیت کرده است. المخا در فاصله ۷۵ کیلومتری شمال این تنگه قرار دارد و کنترل آن، به انصارالله قدرت خفهکنندهای در امتداد بابالمندب میدهد. این پیروزی، آسیبپذیریهای درون خطوط دفاعی دولت دستنشانده عدن را آشکار کرده و به گفته تحلیلگران، میتواند به فروپاشی نیروهای دولت دستنشانده در جنوب یمن منجر شود.
اهمیت این تحولات زمانی دوچندان میشود که تنگه هرمز و بابالمندب را نه دو مسیر مستقل، بلکه دو حلقه متصل در زنجیره انتقال انرژی و تجارت جهانی ببینیم. در گذشته، صنعت کشتیرانی میتوانست در برابر ناامن شدن یک گلوگاه، مسیر دیگری را انتخاب کند؛ اما اگر هر دو تنگه همزمان ناامن شوند، این سازوکار جبرانی از بین میرود. نفتکشها از یک سو با مشکل عبور ایمن از خلیج فارس مواجه میشوند و از سوی دیگر، در صورت عبور، با خطر مسیر دریای سرخ و بابالمندب روبهرو خواهند شد. گزینه باقیمانده، دور زدن کامل آفریقاست که زمان سفر را از ۸ روز به حدود ۴۰ روز افزایش میدهد و هزینههای بیمه و کرایه را به شدت بالا میبرد.
هزینه این بحران تنها به شرکتهای کشتیرانی محدود نمیشود، بلکه در قیمت نفت خام، فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی و سایر کالاها انعکاس مییابد. افزایش هزینه بیمه که در مقاطعی به ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی رسیده، ابتدا به صاحبان کالا و سپس به مصرفکنندگان نهایی منتقل میشود. از سوی دیگر، حتی اگر آتشبس برقرار شود، آثار این بحران به سرعت از بین نخواهد رفت؛ زیرا بازارهای حمل و نقل و بیمه وارد یک خط پایه جدید شدهاند و حق بیمه ریسک برای سالهای آینده در سطحی بالاتر از گذشته باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی، امنیت دریایی دیگر موضوعی حاشیهای نیست، بلکه به بخش اصلی استراتژی تجاری و امنیتی قدرتهای جهانی تبدیل شده است.