استعفای دنیل دریسکال، وزیر ارتش آمریکا، و برکناری ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش، در حالی رخ میدهد که بزرگترین شاخه نیروهای مسلح آمریکا همزمان با خلأ در رأس ساختار غیرنظامی و نظامی خود مواجه شده است. این تحولات در بحبوحه درگیری نظامی گسترده آمریکا در خاورمیانه و در شرایطی که پنتاگون با چندین جبهه امنیتی از جمله اوکراین و رقابت با چین درگیر است، انجام میشود. گزارشها حاکی از آن است که اختلافات میان دریسکال و وزیر دفاع پیت هگزست نه تنها به مسائل شخصی، بلکه به موضوعاتی مانند آینده ارتش، نوسازی نظامی و نحوه برخورد با فرماندهان بلندپایه بازمیگردد. این وضعیت نشان میدهد که پنتاگون با یک شکاف قابل توجه در رأس رهبری خود روبهرو است.
اهمیت این موج برکناریها فراتر از یک جابهجایی اداری است. سناتور جک رید هشدار داده است که هگزست دهها افسر ارشد را برکنار یا مانع ارتقای آنان کرده و چنین روندی میتواند فرهنگ حرفهای و شایستهسالاری ارتش را تضعیف کند. مسئله اصلی نه جنسیت یا نژاد، بلکه رابطه میان وفاداری سیاسی و استقلال حرفهای فرماندهان است. اگر فرماندهان تصور کنند که مخالفت حرفهای میتواند به پایان مسیر شغلی آنان منجر شود، پدیده خطرناک «خودسانسوری راهبردی» در بالاترین سطوح فرماندهی شکل میگیرد. در چنین شرایطی، رئیسجمهور ممکن است فرماندهانی در اختیار داشته باشد که به جای انتقال اخبار ناخوشایند، صرفاً آنچه را که سیاستمدار میخواهد بشنود بیان کنند؛ نقطهای که یک مسئله سیاسی را به یک مسئله امنیتی تبدیل میکند.
یکی از سرمایههای اصلی ارتش آمریکا فقط تجهیزات و بودجه نیست؛ بلکه «حافظه سازمانی» آن است. فرماندهانی که دهها سال در عراق، افغانستان، اروپا و خاورمیانه تجربه کسب کردهاند، بخشی از این حافظه محسوب میشوند. حذف سریع تعداد زیادی از آنان میتواند باعث شود تجربههای انباشتهشده از بحرانها و شکستها به نسل بعدی فرماندهان منتقل نشود. گرچه ارتش آمریکا همچنان از بزرگترین ظرفیتهای نظامی جهان برخوردار است، اما بیثباتی در رأس فرماندهی میتواند کیفیت تصمیمگیری راهبردی را در بلندمدت کاهش دهد. در دو سال نخست دولت ترامپ، گردش غیرعادی و گستردهای در رأس ساختار دفاعی آمریکا رخ داده است و گزارشها از دستکم ۲۰ فرمانده و مقام ارشد برکنارشده خبر میدهند. در نهایت، مسئله اصلی این است که چه نوع ارتشی در حال ساختهشدن است؛ ارتشی که در آن بهترین توصیه حرفهای ارائه شود، یا ارتشی که هماهنگی سیاسی به شروط اصلی بقا و ارتقا تبدیل میشود.