به اشتراک بگذارید

تکرار «بازی تهدید و عقب‌نشینی»؛ عقب‌نشینی های ترامپ در برابر ایران به یک الگوی استراتژیک تبدیل شد

ششمین عقب‌نشینی ترامپ در برابر ایران در ۲ اوت ۲۰۲۶، بار دیگر نشان داد که «بازی تهدید و عقب‌نشینی» او نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه به یک الگوی استراتژیک و تکراری در رویارویی با تهران تبدیل شده است.

تکرار «بازی تهدید و عقب‌نشینی»؛ عقب‌نشینی های ترامپ در برابر ایران به یک الگوی استراتژیک تبدیل شد

عقب‌نشینی ششم‌باره ترامپ در تاریخ ۲ اوت ۲۰۲۶، دیگر یک تصمیم مقطعی و هیجانی نیست، بلکه به یک الگوی رفتاری تکراری و استراتژیک در رویارویی او با ایران تبدیل شده است. اعلام توقف حملات جدید به بهانه «فرصت‌دهی به دیپلماسی»، در حالی صورت می‌گیرد که ترامپ پیش از این، بارها ضرب‌الاجل‌های سخت‌گیرانه‌ای تعیین کرده و در آخرین لحظات از آن‌ها عقب نشسته است. این الگوی «تهدید، ضرب‌الاجل و عقب‌نشینی»، نشان‌دهنده یک محاسبه چندلایه و پیچیده است که فراتر از بلوف‌های سیاسی و فقط به دلیل ترکیبی از فشارهای خارجی، اقتصادی و داخلی شکل گرفته است.

در سطح منطقه‌ای و اقتصادی، نقش میانجی‌گری فعال عربستان و هشدارهای سرنوشت‌ساز متحدان خلیج‌فارس، نقطه عطف این عقب‌نشینی محسوب می‌شود. نگرانی کشورهای عربی از گسترش دامنه جنگ به پایگاه‌های نظامی و زیرساخت‌های حیاتی انرژی آن‌ها، موجب شد تا محمد بن سلمان با یک تماس مستقیم، ریسک یک جنگ فراگیر و تلافی‌جویانه را به ترامپ گوشزد کند. همزمان، هزینه‌های اقتصادی یک درگیری جدی در تنگه هرمز، دیگر اهرم فشار تعیین‌کننده‌ای بود. تشدید تنش می‌توانست صادرات انرژی منطقه را فلج کرده و قیمت نفت را به طور تصاعدی افزایش دهد؛ سناریویی که به طور مستقیم، بازارهای بین‌المللی و منافع اقتصادی خود آمریکا را نیز با بحران مواجه می‌ساخت.

اما مهم‌ترین لایه این عقب‌نشینی، به محاسبات سیاسی داخلی و انتخابات پیش‌رو در آمریکا بازمی‌گردد. تجربه تلخ جنگ‌های فرسایشی در عراق و افغانستان، افکار عمومی آمریکا را نسبت به ورود به هرگونه درگیری نظامی جدید و طولانی‌مدت حساس کرده است. ترامپ که خود در گذشته بارها علیه «جنگ‌های بی‌پایان» موضع‌گیری کرده بود، اکنون در تناقض آشکاری گرفتار شده است. از سوی دیگر، جریان تأثیرگذار «اول آمریکا» در میان هوادارانش، با هزینه‌های میلیارد دلاری یک جنگ جدید مخالفت می‌ورزد و معتقد است منابع باید صرف مسائل داخلی شود. در این معادله، ترامپ به خوبی می‌داند که یک عملیات نظامی پرهزینه نه تنها می‌تواند رقابت‌های انتخاباتی را به زیان او تمام کند، بلکه خطر تبدیل شدن به یک باتلاق جدید را نیز در پی دارد؛ بنابراین، عقب‌نشینی از یک حمله قریب‌الوقوع، برای او به یک انتخاب الزام‌آور و عقلانی تبدیل شده است.

پربازدیدترین